آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

مشخصات بلاگ
آسیاب

بسم الله
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم
.............
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم...
صائب
.............
این قید " و غیره و لاغیر " ی که بالا آمده را از سریال روزی روزگاری به یاد دارم.
.............
اگر احیانا علاقه ای بود، نقل مطالب آزاد است!
.............
و آسیابی که گاه در تلگرام می چرخد:
https://telegram.me/asiaban57

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

۷ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

بسم الله

 

سلام

شعر زیر، تا جایی که چشم من کار می کند، خیلی عمیق است. اگر درونش بیافتید، شاید به راحتی بیرون نیایید. پس با احتیاط بخوانید لطفا!

 

کمانگیر

 

مریز آبروی سرازیر ما را

به ما باز ده نان و انجیر ما را

 

خدایا اگر دستبند تجمل

نمی بست دست کمانگیر ما را،

 

کسی تا قیامت نمی کرد پیدا

از آن گوشه ی کهکشان تیر ما را

 

ولی خسته بودیم و یاران هم دل

به نانی گرفتند شمشیر ما را

 

ولی خسته بودیم و می برد طوفان

تمام شکوه اساطیر ما را

 

طلا را که مس کرد؛ دیگر ندانم

چه خاصیتی بود اکسیر ما را

 

شعر از استاد محمدکاظم کاظمی. کتاب قصه ی سنگ و خشت، نشر نیستان.

  • آسیابان

بسم الله


سلام


بی چاره دلش برای خون تنگ شده

حس کرده که مرده، سرد و بد رنگ شده

قلب است؛ هوای گریه دارد طفلک...

قلب است؛ ولی مثل بتون سنگ شده...


پ.ن یک. بیت دوم بشود: "قلب است، هوای گریه دارد هرچند/از دست کسان مثل بتون سنگ شده" فرقی می کند به نظرتان؟

پ.ن دو. شب جمعه است؛ به یاد همه ی اموات الفاتحه!

  • آسیابان

بسم الله


سلام.

می گویند شهید جهان آرا زمانی گفته بود:

بچه ها اگر شهر سقوط کرد، دوباره آن را می گیریم؛ مواظب باشید ایمان تان سقوط نکند...


شهر سقوط کرد، ولی پس گرفته شد. و این اتفاق، قطعا با لطف کدخدا نبود... روح خدا گفت خرم شهر را خدا آزاد کرد.

آن چه دشمن مؤدب و منطقی (؟!) ما با آن مشکل دارد و می خواهد آن را گِل بگیرد، قلب اراک نیست؛ قلب افرادی مثل پدر و مادر و همسر مصطفای شهید است. من آن قدر خوش بین نیستم که شعار بدهم که ما مردم، آن قدر پای انقلاب هستیم که اراک و نطنز را دوباره آباد می کنیم؛ ولی فکر می کنم اگر ملت به یک توبه ی اجتماعی برسد، خدا توبه پذیر است.


پ.ن یک: فرمود و إن عُدتُم عُدنا (اسراء، آیه ی هشت).

پ.ن دو: و فرمود یُخرجُ الحیَّ مِنَ المَیِّتِ وَ یُخرِجُ المَیِّتَ مِنَ الحَیِّ و یُحیِ الأرضَ بَعدَ مَوتِها (روم، آیه ی نوزده).


  • آسیابان

بسم الله

 

سلام.

کم از دو ماه به انتخابات داریم. احتمالا در این مدت چند مطلب را به این بهانه بنویسم. احتمالا دنبال کنندگان این جا، خط و ربط سیاسی بنده را می توانند حدس بزنند. اولین باری که رأی دادم، گمانم سال هشتاد و چهار بود. هر دو مرحله اش را به احمدی نژاد رأی دادم. سال هشتاد و هشت هم همین طور. ولی اگر اشتباه نکنم از اوایل سال نود، و با توجه به گرایش دولت به مشایی، نگاهم به دولت عوض شد و بیش تر منتقد بودم تا مدافع؛ هرچند شاید هیچ وقت مطمئن نشدم که اگر به هشتاد و هشت برگردم، رأی ام عوض می شد. شاید اگر با علم به همه ی اتفاقات دولت دوم احمدی نژاد به عقب برمی گشتم، به رضایی رأی می دادم... و شاید باز هم به احمدی نژاد. سال نود و دو هم به دکتر جلیلی رأی دادم و ذره ای هم پشیمان نیستم.

این ها را شاید برای این نوشتم که اجمالا معلوم باشد چه طور می اندیشم. و اگر بخواهم طور دیگری بگویم، می گویم تکیه گاهم در امور سیاسی، نظرات علامه مصباح است.

ولی اگر در این مدت مطلبی با نظر به انتخابات بنویسم، احتمال زیاد این نخواهد بود که شما را به خدا به این رأی بدهید و به آن نه. شاید چیزهایی بنویسم که بیش تر نقد فضای سیاسی و سیاسی ها باشد. چیزهایی که هم شامل برخی اصول گرایان می شود و هم برخی اصلاح طلبان. چیزهایی که به نظرم، به اخلاقی شدن کارهای سیاسی کمک می کند؛ ولو به رأی آوردن آن ها که دوست دارم رأی بیاورند کمکی نکند.

 

شروع این نوشته ها هم باشد با آیه ای از قرآن:

یا ایها الذین امنوا اذا جاءکم فاسق بنبأٍ فتبیّنوا أن تُصیبوا قوما بجهالة فتصبحوا علی ما عملتم نادمین. (سوره ی حجرات، آیه شش)

به زبان خودمانی یعنی اگر گنه کاری خبری آورد، دنبالش بروید که ببینید راست می گوید یا نه؛ مبادا از روی نادانی با افرادی کاری کنید و بعد پشیمان شوید.

در فقه، فاسق فردی ست که گناه کبیره کند، یا بر گناه صغیره اصرار کند.

انصافا، میان رسانه هایی که به استناد خبرهای آن ها، در مورد افراد اطلاعی به دست می آوریم و این سو و آن سو پخش می کنیم، چند رسانه می شناسیم که فاسق نباشند؟! چند رسانه می شناسیم که نه دروغ بگویند، نه تهمت بزنند، نه غیبت کنند، نه با آبروی افراد بازی کنند، و...

و جدا از رسانه ها، افرادی که از آن ها چیزی می شنویم، چند درصدشان عادل اند؟

لطفا کمی در باور کردن حرف ها، و نقل آن ها محتاط باشیم!


دوست داشتید، لینک چه عرض کنم در پیوند های روزانه و بعدش این جا را ببینید.

  • آسیابان

بسم الله


سلام.


به آل ابوسفیان

انگار کتاب فقه تان تلمود است

بنّای بنای کعبه تان نمرود است

پیغمبر دین تان ابوسفیان بود

ابلیس هم از دین شما خشنود است



این هم یک رباعی از برادرم:

افسوس که قوم فاسق گم راهی

خنجر زده بر مرد عدالت خواهی

شمشیر کشیده اند در پرچم شان

بر قامت لا اله الا اللهی...


پ.ن. عکس از فرارو.


  • آسیابان

بسم الله


باورم نمی شود، کی کسی شنیده است

زیر خاک گم شوند، قله های استوار...



آقایان آل سقوط! شیخ نمر را اعدام کنید؛ این کودک را، و هزاران شبیه او را، چه می کنید؟

پ.ن. شعر از مرحوم قیصر امین پور (کتاب دستور زبان عشق، نشر مروارید).

  • آسیابان

بسم الله


سلام.

میلاد نبی اکرم و امام صادق را تبریک می گویم.

سه کتاب را در حال و هوای این روزها (هفده ربیع الاول، و نه دی) معرفی می کنم.

 

یک. آنک آن یتیم نظر کرده.

کودکی خیلی از هم نسلی های من، بسیار سیاه و سفید تر از کودکی های حالا بود. دوره ای که نه خبری از موبایل و تبلت و کامپیوتر بود، و نه تلوزیون بیست و چهار ساعته برنامه داشت، و نه شبکه پویایی بود! و این، از زمینه های گرم تر بودن جمع های خانوادگی آن موقع ها بود؛ و همین طور پر مشتری تر بودن رادیو. بعضی برنامه های رادیویی آن موقع ها واقعا ـ به قول بعضی گفتنی ـ جزء نوستالژی های نسل ماست؛ برنامه هایی مثل شب به خیر کوچولو، قصه ی ظهر جمعه، و از سرزمین نور.

حالا این ها چه ربطی به معرفی کتاب دارد؟ مساله این است که این کتاب به دو برنامه از سه برنامه ای که نوشتم ربط دارد. صدای قصه گوی ظهر جمعه ها، هنوز در گوش خیلی از بچه های دهه ی شصت، خاطره انگیز است. محمدرضا سرشار، که معروف به رضا رهگذر هم هست صاحب آن صدای گرم است. و اتفاقا آن قصه گو، قصه نویس هم بوده. و یکی از کارهایش، متن برنامه ی از سرزمین نور است که به زندگی حضرت رسول می پرداخت. زمانی رهبری در دیدار با دست اندر کاران این برنامه، به آقای سرشار گفته بودند اگر این کار شما بیست سال طول بکشد و شما همین یک کار را بکنید، ارزشش را دارد.

کتاب آنک آن یتیم نظر کرده، متن همان برنامه هاست. و مجموعه شان شده رمان زندگی پیامبر، از تولد تا هجرت حبشه. واقعا کتابی دل چسب و خواندنی است. خواندنش را شدیدا پیشنهاد می کنم. (از نکات جالب کتاب، تغییر مرتب راوی است. شاید در مجموع کتاب حدود پنجاه راوی داشته باشد. مثلا ده صفحه ی اول از زبان عبدالمطلب است، بعد از ابوطالب، حضرت خدیجه و... و بسیاری از اطرافیان پیامبر. و این شاید کمک کند به ملال آور نشده کتاب.) این کتاب را قبلا «به نشر» منتشر می کرد و حالا سوره ی مهر. قیمتش نسبتا بالاست؛ گمانم حدود سی هزار تومان؛ و شاید در چاپ های جدید گران تر هم شده باشد. می توانید این کتاب را امانت بگیرید و بخوانید. شاید بعد از این کار تصمیم بگیرید کتاب را بخرید! بس که عالی است! چاپ به نشر، حدود پانصد صفحه است.

لینک خرید کتاب.


دو. اصلاحات، ریشه ها و تیشه ها.

این کتاب، متن چند سخنوانی علامه مصباح یزدی در دوران اصلاحات است. برخلاف آن چه احتمالا زود به ذهن می آید، کتاب در مورد حوادث روزمره سیاسی آن موقع نیست؛ بلکه به صورت ریشه ای به صلاح و فساد و اصلاح و افساد در قرآن پرداخته. جالب این است که ـ مثلا ـ هم فرعون خود را اصلاح گر و حضرت موسی را مفسد می دانست، و هم در منطق قرآن فرعون مفسد است و موسی مصلح. پس باید دید چه می شود که برخی کاری را اصلاح می دانند و برخی همان را افساد می دانند؟ ملاک صلاح و فساد چیست؟ این کتاب به چنین مباحثی پرداخته. و با یافتن این ملاک ها، در مورد سیاست روز هم می توان موضع محکم تر و معقول تری داشت... کتاب را انتشارات موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی چاپ کرده و حدود صد صفحه دارد.

لینک متن کتاب.

 

سه. کالبد شکافی فرهنگی فتنه ی هشتاد و هشت.

از استاد سید محمدمهدی میرباقری. متاسفانه هنوز خودم مطالعه اش نکرده ام. اجمالا بگویم این کتاب به این نپرداخته که مثلا فلان روز این قدر آدم به خیابان آمدند و فلان روز فلانی بیانیه داد و فلانی فلان کار کرد و...

یکی از مبناهای این کتاب، تقسیم بندی قرائت از اسلام به سه نوع است: قرائت سکولاریست ها، قرائت طرف داران مدنیته اسلامی، و قرائت طرف داران تمدن اسلامی. نویسنده تلاش دارد حوادث سال هشتاد و هشت را ذیل تقابل قرائت های اول و دوم، با قرائت سوم تحلیل کند. عمق نظر آقای میرباقری، قطعا این کتاب را مفید کرده.

جالب این است که در این کتاب، اسم احمدی نژاد و موسوی مجموعا سه بار آمده و عبارت مدرنیته ی اسلامی، بیش از بیست بار. و این نشان دهنده ی رویکرد این کتاب است. این کتاب را «کتاب فردا» چاپ کرده و حدودا صد و بیست صفحه است.

لینک معرفی و خرید کتاب.

  • آسیابان