آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

مشخصات بلاگ
آسیاب

بسم الله
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم
.............
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم...
صائب
.............
این قید " و غیره و لاغیر " ی که بالا آمده را از سریال روزی روزگاری به یاد دارم.
.............
اگر احیانا علاقه ای بود، نقل مطالب آزاد است!
.............
و آسیابی که گاه در تلگرام می چرخد:
https://telegram.me/asiaban57

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب

۱۳ مطلب در خرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

بسم الله

بحثی در باب افزایش جمعیت. بخش دوم: عمل و اقامه ـ یک


برخی از اندیشمندان معاصر، به صراحت به بیان تفاوت عمل با اقامه پرداخته اند. به صورت خاص استاد سیدمحمدمهدی میرباقری در این مورد مباحثی دارند. این مطلب، با استفاده از دیدگاه ایشان است؛ البته تا حدی که حافظه ی بنده و دیگر شرایط همکاری کنند.
ما گاهی به «عمل» به دستور یا کاری می پردازیم و گاهی به «اقامه» ی آن کار یا دستور. فرق این دو چیست؟ معنای عمل که تقریبا واضح است. مثلا فرض بفرمایید دستور داریم که نماز بخوانید؛ حیا داشته باشید؛ و ربا نخورید. گاهی ما به این دستورها ـ و یا به ضد آن ها ـ عمل می کنیم. مثلاً شما در خانه یا مسجد نماز می خوانید؛ و فرد دیگری نماز نمی خواند. شما در زندگی تان اهل حیا هستید؛ آن دیگری نیست. شما اهل ربا دادن و گرفتن نیستید؛ اما آن دیگری هست. کار هر دوی شما «عمل» است... حتا وقتی شما نماز جماعت می خوانید.
اقامه چیست؟ اقامه یعنی فراهم کردن زمینه و شرایط برای کاری؛ چه مثبت و چه منفی. این زمینه ممکن است فیزیکی باشد؛ ممکن است ساختارسازی و نظام سازی باشد؛ و چیزهای دیگر.
مثلاً چه؟ ما دستور داریم در مورد نماز اول وقت؛ گرچه استحبابی. عده ای به این دستور عمل می کنند. ولی عده ای به خاطر شرایط نمی توانند این کار را کنند. مثلاً دانشجو است و در زمان اذان کلاس دارد. حالا اگر معاونت آموزشی دانشگاه بیاید و بخش نامه کند که از نیم ساعت قبل تا نیم ساعت بعد از اذان تشکیل کلاس ممنوع است، این می شود اقامه. چون شرایط را فراهم می کند که «بشود» نماز اول وقت خواند. مثال دیگر ساخت نمازخانه و مسجد است. و قس علی هذا!

پ.ن یک. ذکر دو مثل حیا و ربا هم تعمدی بود و قصد نشان دادن نمونه ی عینی داشتم که به روشن تر شدن بحث کمک می کند. ولی برای طولانی نشدن مطلب، آن دو باشد برای قسمت بعد؛ اگر خدا بخواهد.
پ.ن دو. برای دیدن دقیق نظر استاد میرباقری در این مورد و هم چنین مباحث جدی دیگری، می توانید به کتاب «بینش تمدنی» رجوع کنید.

اشاره: پیش تر بخش اول (مقدمه ی) این مطلب در همبن جا گذاشته شد. می توانید آن را از این جا ببینید:

فرزند نآوری. یک

  • آسیابان

بسم الله

آتش به اختیار

مدتی قبل مطلبی نوشتم و گفتم به نظر من در مورد معنای «بصیرت» ی که حضرت آقا در جریان فتنه 88 خیلی روی به دست آوردنش تأکید کردند، اشتباه رخ داد. شاید ما فکر کردیم بصیرت یعنی جار زدن این که فلانی فلان روز در فلان جا با جورج سورس دیدار کرده... ولی بصیرت چیزی فراتر از این حرف هاست و به صرف «خبر داشتن» حاصل نمی شود.
کمی بعد از آن نوشته، آقا کلیدواژه ی جدیدی مطرح کردند: آتش به اختیار. حدس زدنش اصلاً سخت نبود که این واژه هم بین برخی از ما بد فهمیده می شود و شاید خراب شود...

دوستان دغدغه مند! آتش به اختیار این نیست که چشم مان را ببندیم و دهان مان را باز کنیم. این مثل این می ماند که کار سربازی که در جبهه به او گفته اند آتش به اختیار و او به سمت نیروی خودی یا آسمان آتش راه انداخته را هم اطاعت بدانیم!
اول باید دید سلاح ما چیست... با چه ابزاری می توان به دشمن ضربه زد؟ این خیلی مهم است.
دوم باید دشمن را دید و شناخت... نه هر که را دیدیم بزنیم و بگوییم اختیار آتش به خودمان داده شده!
سوم باید اولویت سنجی کرد... اگر شما یک خمپاره داشته باشید و بتوانید یا حمام اردوگاه دشمن را بزنید و یا اتاق فرماندهی را، زدن حمام حماقت است! ما خیلی دست مان باز نیست... حداقل این است که وقت خیلی زیادی نداریم و باید این وقت را در اولویت های درست خرج کرد.

لطفاً قبل از اجرای فرمان آتش به اختیار، از دیده بان ها گرا بخواهید و آتش خودتان و آبروی جبهه ی حق را حرام نکنید. ما قبل از هر اقدامی به فکر نیازمندیم...
البته مخاطب اول این نوشته باید خودم باشم.

یا علی

  • آسیابان

بسم الله

یک تحلیل و نگاه این است که تحریم های جدید، نشان دهنده ی باطل بودن و عملی نشدن وعده و ادعای #روحانی در مناظرات، مبنی بر برداشتن بقیه ی تحریم ها است. (غیر از هسته ای، که می گویند برداشته شده)
مخالفان دولت شاید بیش تر این تحلیل را داشته باشند و حالا هی خبر تحریم ها را دست به دست کنند و فیلم های روحانی را که می گوید بقیه ی تحریم ها را هم بر می دارم بازنشر کنند... تا نشان دهند این حرف نشدنی است و این چیزها.

یک تحلیل و نگاه دیگر این است که وضع تحریم های جدید، قطعه ای دیگر از پازلی باشد که روحانی با آن جملات یک قطعه اش را سر جایش گذاشت... اگر فی المثل هشت سال قبل به مردم می گفتند که باید در قلب اراک بتون بریزید وگرنه تحریم ها می ماند، احتمالاً درصد بالایی از مردم می گفتند بتون نمی ریزیم؛ تحریم ها بماند به درک! ولی وقتی تحریم ها سنگین شد و از این طرف هم روحانی و ظریف تریبون دار شدند، شد آن چه شد... تریبون داری و اختیارداری ظریف و روحانی ـ با کمال تأسف ـ ادامه یافت؛ و شاید قرار است همان برنامه در مورد موشکی و حقوق بشر و تروریسم هم اجرا شود. از آن سو تحریم ها سنگین می شود، و از این سو یک بار دیگر این حرف کم کم به مردم باورانده می شود که بله! می شود تحریم ها را برداشت؛ اگر بگذارند...
با این تحلیل دوم نمی شود خوشحال بود... شاید روحانی این قدر تجربه و تیزهوشی داشت که وقتی آن حرف را می زد، پیش بینی می کرد که یک ماه بعد این چنین می شود...

پ.ن. این که نوشتم قطعات یک پازل، به این معنی نیست که معتقد باشم زد و بندی در کار هست (که خدا نکناد). برای پر شدن یک جورچین، نیاز نیست همه یک نیت داشته باشند؛ مهم این است که قطعه ی خود را درست بگذارند!


زمانه بر سر جنگ است؛ یا علی مددی

  • آسیابان

بسم الله



صورتش را ببینید! چه آرام خوابیده...

این ها حاشیه نشین هستند... حاشیه نشین هایی که باید بمیرند تا سلاح ها فروش برود (یادمان باشد قرارداد جدید سعودی ها با امریکا را)
این ها اگر بزرگ شوند شاید حرف های نو داشته باشند... و قرار است لیبرال دموکراسی پایان عالم باشد؛ پس این ها باید بمیرند تا حرفی مخالف به گوش نرسد.
این ها نه چشم شان آبی است و نه موهای شان بور. هزاران شان فدای یک تار موی بچه های پاریس!
فقط به مسئولان برج ایفل خبر دهید که امشب هم یک دقیقه چراغ های برج را خاموش کنند! حس هم نوع دوستی بی داد می کند در این عالم!

پ.ن یک. سگ و گربه هم نیست که روشنفکران ما در حمایتش کمپین راه بیندازند.

پ.ن دو. خوب است اگر این شب و روزها دعایی می کنیم، کمی از خودمان بزرگتر باشیم... مظلومان یمن و سوریه و عراق و میانمار و لیبی و... را که غریبان دنیای متمدن امروزند فراموش نکنیم.

پ.ن سه. گمانم این کودک یمنی است.

پ.ن چهار. اللهم عجل لولیک الفرج.

  • آسیابان

بسم الله

آیت‌الله شهید سید محمدباقر صدر:

یکی از تلخ‌ترین و دشوارترین چیزهایی که ممکن است یک رهبر یا یک پیشوا یا یک صاحب روش را آزار دهد، این است که با جماعتی به سر بَرد که با او هم‌کنشی فکری ندارند و با اهداف او زندگی نمی‌کنند و با خط او پیش نمی‌روند. با مردمانی روبه‌رو شود که همه چیز خود را در راه آنان نثار می‌کند، اما آنها اصلاً احساس نمی‌کنند که همه این‌ها در راه آنان است. از این گذشته، به او و به نیت او و به انگیزه‌های او شک هم می‌کنند. این همان آزمون جانکاهی است که امام [علی علیه‌السلام] را که برترین درود و سلام بر ایشان باد، می‌آزُرد .
اما به‌رغم این آزمون، باز از توان امام کاسته نشد و اراده ایشان سست نشد. تا واپسین دم ایستاد و تلاش کرد تا از روح بزرگ خود در این جامعه متلاشی که رو به شک و توقف بُرده، بدمد. تلاش می‌کرد از روح بزرگ خود در آنان بدمد تا این‌که سرانجام در مسجد کوفه به شهادت رسید. برترین درود و سلام بر او باد .

منبع: امامان اهل بیت علیهم‌السلام؛ مرزبانان حریم اسلام، ص ۳۴۱.

به نقل از: کانال تلگرام پژوهشگاه تخصصی شهید صدر ـ https://telegram.me/shahidsadr

  • آسیابان

بسم الله

سه شنبه شب، یعنی شب دوازدهم ماه مبارک رمضان، یک مسابقه ی فوتبال برگزار می شود بین آلمان و دانمارک. مسابقه ی تدارکاتی و در حمایت از همجنس بازان؛ بازوبند کاپیتان ها و پرچم های کرنر و... این مسابقه، نماد لوطیان امروز است. تا این جای قضیه چندان عجیب نیست... در دنیای مدرن ما که روی قوم لوط را دارد سفید می کند.
نکته ی جالب قضیه این است که این مسابقه از شبکه ی 3 سیمای جمهوری اسلامی پخش زنده می شود!

با روندی که از مسئولین دیده ایم که مثلا فلان آقا که جان عمه اش برای تولید اشتغال مسئولیت دارد می آید و می گوید باید اشتغال تولید شود(!) جا دارد رئیس صدا و سیما و شبکه ی سه و سایر دست اندرکاران این اقدام بیایند و بگویند آخر مگر صدا و سیمای ما جای این کارهاست؟! ما شدیداً محکوم می کنیم!

بگذار بد و بی راه ها را فعلاً نگویم. هرچند قطعا گاهی «بد» گفتن، «بی راه» نیست...


لینک اعلام برنامه ی شبکه سه در تاریخ سه شنبه، 16 خرداد 96: کلیک کنید

خبر مرتبط: کلیک کنید

  • آسیابان

بسم الله


«مکتب امام(ره) نمونه اسلام ناب است و مصداق اعتدال، شخص امام(ره) و رهبری(مدظله) هستند. رفتار و منطق ایشان است که  اعتدال را برای ما تعریف می‌کند.

متأسفانه برخی «اعتدال» را در مقابل «افراط»  قرار داده اند تا افراد انقلابی را افراطی قلمداد کنند؛ در حالی که اعتدال، هم در مقابل افراط (قرائت خشن) است و هم  تفریط(قرائت سازشکار)!

جریان سازشکار سعی می‌کند دوگانه «اعتدال» و «افراط» را به جامعه تلقین کند؛ ما در مقابل، برای خنثی‌سازی این طرح، سه گانه «افراط، اعتدال و تفریط» را در جامعه گسترش دهیم؛ سازشکاری، جریان تفریط است و اعتدال، جریان مقام معظم رهبری (مدظله)».

استاد سیدمحمّدمهدی میرباقری، ۹۴/۱۱/۳۰


  • آسیابان

سم الله

مقدمه

چند سال است که زیاد این سخن را شنیده ایم که وضعیت فرزند آوری در ایران، مناسب نیست و اگر این روند نامبارک باقی بماند و یا حتا بهتر شود، اما کم، آینده ی ایران آینده ای پیر خواهد بود که این، خود مفاسدی فراوان به همراه دارد.
افزایش جمعیت موافقان و مخالفانی دارد. فکر می کنم هم برخی موافقت ها سیاسی است و هم برخی مخالفت ها؛ و این از ارزش شان می کاهد... من این جا شاید نه به دنبال موافقت با این کار باشم و نه مخالفت (بحث کارشناسانه در این موضوع خاص را باید به افرادی سپرد که در آن تخصص دارند)... بلکه می خواهم نگاهی انتقادی به تعارضات رفتاری مسئولان داشته باشم که متأسفانه نه فقط در این مبحث، بلکه در موارد مختلفی وجود دارد.
اگر خدا بخواهد سعی می کنم در چند مطلب سلسله وار، به این بحث بپردازم.

پ.ن یک. اصلاً بعید نمی دانم که این نوشته ها (اگر نوشته شوند!) حتا باعث به دنیا آمدن یک نوزاد بیش تر در این خاک نشود. آن چه دنبالش هستم، منتقل کردن یک نگاه منتقدانه است به چند نفری که شاید این ها را بخوانند. انتقاد از نبودن یک نگاه ـ به اصطلاح ـ سیستمی در بسیاری از تصمیم گیران مملکت.
پ.ن دو. هرچند نوشتم که تعارضات رفتاری مسئولین در زمینه های دیگری هم قابل دیدن است، اما خود این موضوع هم با توجه به ابعادی که به یاری خدا به آن خواهم پرداخت، برایم موضوعیت دارد.
پ.ن سه. در مطلب بعد، ان شاء الله به تفاوت عمل به یک کار با اقامه ی آن خواهم پرداخت که آن هم به نحوی جنبه ی مقدمیت دارد.

پ.ن چهار. ان شاء الله از نظرات بزرگواران بهره خواهم برد؛ اما امیدوارم از حالا این بحث مطرح نشود که با این وضع اقتصاد و اشتغال و... چه جای دعوت به تولید نسل است! احتمالاً این نقد و پرسش ها اگر هم در بحث بنده جایی داشته باشد، زمانش حالا نیست.

  • آسیابان

بسم الله

در گروهی با یکی از دوستان درباره ی سند2030 گفت و گو داشتیم.
متن زیر آخرین مطلبی است که آن جا نوشتم؛ شاید بد نباشد این جا هم بیاید.

شما پرسیده اید دین ما کجا با علم مخالفت دارد.
من چیزی را می گویم که شاید بالاتر از علم باشد: عدالت. ما متأسفانه فکر می کنیم علم و عدالت و پیشرفت و... در همه جا یک مفهوم دارد؛ ولی قطعا این طور نیست. این حرفها  شعار سیاسی نیست؛ مباحثی است که بزرگترین متفکرهای ما مطرح می کنند.
یونسکو مثلا می گوید می خواهیم علم را همگانی کنیم. ما هم می گوییم به به! این کار در راستای دین هم هست. ولی نمی دانیم میان علمی که در دین مطرح است با علمی که آنها می گویند، فاصله ی بسیاری است. همین طور عدالت و پیشرفت و...

نکته ی دیگر اینکه مطمئن باشید ـ چه ما متوجه بشویم و چه نه ـ میان «اجزای» یک برنامه، یک فرهنگ، و یک تمدن، ارتباط برقرار است. میان این اجزا با «مبانی» آن برنامه و فرهنگ و تمدن هم ارتباط است. و میان همه ی اینها با «غایت و سمت و سوی» آن برنامه و فرهنگ و تمدن هم ارتباط است. ما شاید متوجه این ارتباط ها نباشیم؛ اما این بی توجهی باعث نمی شود آن ارتباط ها از بین برود.
چه ما بدانیم و چه ندانیم، میان فلسفه ی دکارت و کانت (که چند قرن پیش مرده اند)، با جنگ امریکا و افغانستان ارتباط است؛ با فساد امروز جهان ارتباط است؛ با گرسنگی مردم افریقا ارتباط است؛ با این که نه کانت و نه دکارت آدم های خشن و فاسدی نبوده اند. شاید آدم هایی هم بوده اند که اهل کمک به فقرا بوده اند...
اگر این حرف ها را بپذیریم، یا لااقل احتمال بدهیم این حرفها درست است، دیگر نمی توانیم از این که بعضی الفاظ مشترک بین ما و سازمان ملل و یونسکو و شورای امنیت و ... وجود دارد ذوق زده شویم.

اگر این حرفها را می نویسم به این معنی نیست که این قضایا را فهمیده ام و برایم کاملا روشن است. ولی می دانم مسأله به سادگی آن چه ابتدا به ذهن می آید نیست.

  • آسیابان

بسم الله


گاهی به برخی دوستان می گفتم که به نظر من در مورد معنای بصیرت یک سوء تفاهم رخ داد. حضرت آقا در سال 88 بسیار تأکید کردند روی مسأله ی بصیرت. و سخنرانی ها و کلیپ ها و... فراوانی رواج گرفت در راستای بصیرت افزایی. مشکل این جا بود که برخی از ما فکر کردیم بصیرت افزایی یعنی لو دادن جلسات پنهان فتنه گران و دوستان شان با فلان جاسوس انگلیسی یا فلان طراح انقلاب های مخملی یا فلان حرف فلان تئوریسین ضد انقلاب یا...
این ها به جای خود و در اندازه ی خود شاید لازم و مفید باشد.
اما بصیرت چیزی ورای این هاست به نظرم... بصیرت الزاماتی دارد و موانعی. مثلاً تحلیل درست لازم دارد؛ شناخت مبانی فکری گروه های گوناگون را نیاز دارد و نسبت سنجی آن ها با اسلام؛ و...
و بصیرت، موانعی دارد...
یادم هست زمانی سخنی از علامه مصباح یزدی دیدم که گفته بودند «بزرگ ترین مانع بصیرت، حب دنیا است.» و ایشان فردی است که رهبری در موردشان فرمودند بصیرت به معنی واقعی کلمه در آقای مصباح وجود دارد.

دوستان خوبم! چه مقدار دنبال حل این مانع بصیرت در خودمان و دیگران بودیم؟ این حرف ها کجای تلاش های ما برای بصیرت افزایی در جامعه جا دارد؟

  • آسیابان