آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

مشخصات بلاگ
آسیاب

بسم الله
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم
.............
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم...
صائب
.............
این قید " و غیره و لاغیر " ی که بالا آمده را از سریال روزی روزگاری به یاد دارم.
.............
اگر احیانا علاقه ای بود، نقل مطالب آزاد است!
.............
و آسیابی که گاه در تلگرام می چرخد:
https://telegram.me/asiaban57

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب

۲۱ مطلب با موضوع «سیاسی» ثبت شده است

بسم الله

کاری ندارم که نتیجه ی استیضاح آخوندی باید چه می شد.
شاید اگر حرفی بزنم، نشأت گرفته یا تأثیر گرفته از گرایش های سیاسی ام  باشد.

ولی فکر می کنم مردم باید نتیجه ی مجلسی را که ساختند ببینند...
این روزها، افرادی که به عنوان "وکیل" و "نماینده" ی مردم در جایی نشسته اند که عنوان "خانه ی ملت" را یدک می کشد، طرح "دو فوریتی" می دهند برای زندانی شدن کسی که در جلسه ی سخنرانی، از فردی که قرار بوده "مسئول" باشد، سؤال کند و باعث جلب توجه شود! این طرح، دغدغه ی چند درصد از مردم است؟ و به نفع چند درصد از مردم است؟ این سؤال ها را از باب سیاست زدگی و گیر بی خود به افرادی که قبول شان ندارم نمی پرسم... واقعا نباید فکر کرد؟

من به تک تک نمایندگان مجلس می گویم دم تان گرم، اگر بدانم در رأیی که در ماجرای استیضاح و طرح #دو_فوریتی و سایر مسائل می دهند، تنها خدا را در نظر می گیرند و انقلاب و ملت را... و اگر ـ بر فرض ـ کسانی باشند که بر اساس قبیله ی سیاسی شان رأی داده باشند، می گویم خدا شر و خیرتان را کم کند از سرمان...

  • آسیابان

بسم الله

آقای روحانی ـ طبق تیتر روزنامه های حامی دولت ـ گفته است که لغو صدور ویزا کار تازه کار هاست.
کاری ندارم که این جمله چه قدر درست است؛
ولی شاید بشود این گونه ادامه اش داد:
کهنه کارها کارشان با پنبه سر بریدن است؛
آن گونه که مردم کشور مقابل شان بریزند در خیابان و جشن بگیرند!


یا علی مددی

  • آسیابان

بسم الله

تقسیم کار نانوشته ی خوبی شده:
آن ها نقض می کنند
ما ـ آرام ـ می گوییم نکنید!
(آن ها به ریش ما نگاه می کنند و لبخند می زنند!)
آن ها بلند می گویند نقض نکنیدها
ما ـ کمی بلند ـ می گوییم باشد؛ سفت ایستاده ایم!

پ.ن یک. برجام تجربه است؛ کاش تجربه پذیر باشیم!

پ.ن دو. "ما"، "آن ها"... معیار این ها چیست؟ چند خط روی نقشه های جغرافیایی یا چیز دیگری از جنس تعلق و تفکر؟

  • آسیابان

بسم الله


سلام

خب؛ آقای هاشمی از دنیا رفت و این قضیه می تواند بهانه ی نوشتن مطالب گوناگونی شود... شاید گاهی این جا چیزهایی بنویسم در این باره.

الآن نظرم به جمله ای است که هم در تهران و هم در شیراز، دیدم که بنر شده و احتمالا برای عده ای سؤال برانگیز. جمله از حضرت آقا بود؛ و اصلش این است: «برای شخص من هیچ کس آقای هاشمی رفسنجانی نخواهد شد.» طبیعی است که این جمله برای عده ای پرسش ایجاد کند که چگونه رهبری از یک سو  به اختلافات نظری خود با آقای هاشمی تصریح می کنند و نماز او را به آن شکل می خوانند؛ و از سویی چنین جمله ای می گویند.

به نظرم یک قسمت جواب بر می گردد به موقعیتی که این جمله در آن گفته شده. این صحبت مربوط به دوم خرداد است؛ آن هم نسخه ی اصلی دوم خرداد! یعنی سال هفتاد و شش؛ و پاسخی است به پرسش خبرنگار صدا و سیما پس از شرکت در انتخابات. جمله با صدر و ذیلش این است:

"هرکس که امروز، ان‌شاءاللَّه رأی بیاورد و نامش از این صندوق ها بیرون بیاید، من با او همان‌طور رفتار خواهم کرد که در هشت سال گذشته با آقای رئیس جمهور، جناب آقای هاشمی رفسنجانی رفتار کرده‌ام. البته خوب؛ برای شخص من، هیچ کس آقای هاشمی رفسنجانی نخواهد شد؛ اما امیدواریم برای ملت بشود و بتواند برای کشور همان‌طور شخصیتی باشد و همان‌طور تلاشی بکند و بلکه بیشتر و بهتر؛ چون باب رحمت الهی واسع است."

پس این جمله اولا در مورد انتخاب رئیس جمهور است؛ و ثانیا آن هم در موقعی که فقط چهار نفر در مظان انتخاب بودند (ری شهری، ناطق نوری، مرحوم زواره ای، و خاتمی).

و نکته ی بعد همان جمله ی مشهور امام که میزان را حال فعلی افراد دانستند (بدون قضاوت در مورد این که حال هاشمی هفتاد و شش و نود و پنج چه نسبتی با هم داشت).

و شاهد این که این جمله صحبتی مطلق (و برای هر شرایطی) نبود این که حضرت آقا در خطبه ی مشهور بیست و نه خرداد 88 فرمودند:

«من البته در موارد متعددی با آقای هاشمی اختلاف‌نظر داریم، که طبیعی هم هست؛ ولی مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگری فکر کنند. البته بین ایشان و بین آقای رئیس جمهور از همان انتخاب سال ۸۴ تا امروز اختلاف‌نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینه‌ی مسائل خارجی اختلاف‌نظر دارند، هم در زمینه‌ی نحوه‌ی اجرای عدالت اجتماعی اختلاف‌نظر دارند، هم در برخی مسائل فرهنگی اختلاف‌نظر دارند؛ و نظر آقای رئیس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است.»

و این ماجرا را لابد در این مدت زیاد شنیدید که جمله ای را که آقا در نماز مرحوم آقا مجتبا تهرانی و آیت الله خوش وقت سه مرتبه تکرار کردند، در نماز آقای هاشمی نگفتند. و این که آقا ـ طبق نقلی که شده ـ فرموده بودند در فتنه ها به آقای خوش وقت نزدیک شوید... و تمجیدهایی که از بصیرت و علم و صفای علامه مصباح کردند و فرمودند خیلی بعید است فرد دیگری را داشته باشیم که این سه در او، مثل آیت الله مصباح جمع باشد و...

البته یک احتمال دیگر هم باقی است؛ این که آقا به دلایلی که ما نمی دانیم، یک علاقه ی "شخصی" به مرحوم هاشمی داشته اند؛ مثل علاقه ی دو رفیق که شاید در خیلی امور هم اختلاف نظر داشته باشند. این احتمال سر جای خود قابل اعتناست؛ اما به نظرم این که این علاقه را پوستر کنیم و موجب اشتباه مردم شویم درست نیست. آن چه برای علاقه مندان و پیروان خط ولایت مهم است، اصول انقلاب و شاخصه هایی است که رهبری می دهند، نه رفاقت قدیمی ایشان با افراد.


پ.ن یک. یکی از مغلطه های رایج در عالم سیاست این است: نقل قول تک جمله ها، بدون اشاره به صدر و ذیل آن، و موقیعتی که جمله در آن بیان شده است. چه جمله را دوستی گفته باشد و چه دشمنی. خدا کند ما دانسته یا ندانسته گرفتار این کار نشویم.


پ.ن دو. لینک دو صحبت نقل شده از آقا:

مصاحبه دوم خرداد هفتاد و شش.

خطبه نماز جمعه بیست و نه خرداد هشتاد و هشت.



  • آسیابان

بسم الله


سلام

بگذریم که عکس و جمله ای که بالای اش نوشته چه قدر به هم مربوط است، ولی هر دو خیلی جالب و مهم اند...


  • آسیابان

بسم الله

احتمالا این روزها از برخی هوادارن اعتدال زیاد می شنویم و خواهیم شنید که برجام، برآیند نظر دولت و مجلس و شورای نگهبان و شورای عالی امنیت ملی بود و مستظهر به اراده ی و پشتیبانی ملت و... . و علاوه بر همه ی این ها، رهبری بودند که بر مذاکرات اشراف داشتند و در نهایت هم نتیجه را [البته این را شاید نگویند که با حدود 30 قید] امضا کردند...

شرح این ماجرا باشد برای بعد؛ اگر خدا توفیقی دهد.

این جا فقط من یک سؤال ساده می پرسم:
فرض کنیم سنا و مجلس نمایندگان امریکا، به جای تصویب تمدید تحریم ها، اعلام کرده بودند که با توجه به برجام، تحریم های ایران تمدید نخواهد شد. به نظر شما، چه هوادار دولت باشید و چه منتقد، الآن همان هواداران اعتدال چه می گفتند؟ باز هم برجام حاصل روندی بود که بالا نوشته شد یا فتح الفتوح دولت جناب روحانی؟

* و البته این هم برای خارج نشدن از انصاف: اگر تحریم ها تمدید نشده بود، آیا ما منتقدین دولت، مثل الآن برجام و نتایج آن را منسوب به دولت می کردیم یا طور دیگری حرف می زدیم؟
آدمی زاد اگر بخواهد منصف باشد، گاهی بد کامش تلخ می شود؛ ولی این بهتر از بی انصافی است...

پ.ن. من با در نظر داشتن این حرف ستاره داری که زدم، باز هم فکر می کنم بیش تر نقدها متوجه دولت است... و شاید زمانی بنویسم که به نظرم چگونه می توان رفتار حضرت آقا را در باب پذیرفتن برجام تحلیل نمود.

زمانه بر سر جنگ است؛
یا علی مددی

  • آسیابان

بسم الله


موقتاً حق و باطل را کنار بگذاریم...

انصافاً پر بی راه نیست آنان که در امریکا به راه مستکبرانه ی خود پای بند هستند، به چنین مجلس نمایندگان و سنایی افتخار کنند...


گمانم در رأی گیری در این دو مجلس، فقط و فقط یک رأی مخالف به تمدید تحریم ها داده شد...

ای والله به این یک دستی!


پ.ن. و ای والله به اشک هایی که عده ای در روز تصویب بیست دقیقه ای برجام ربختند؛ و فریادهایی که کشیدند... و رأیی که در انتخابات اسفند نیاوردند؛ که مردی هزینه دارد...

  • آسیابان

بسم الله الرحمن الرحیم


سلام.

در چند هفته ی اخیر، دو اتفاق مهم در عالم افتاد. یعنی این دو اتفاق مهم بودند؛ و شاید اتفاقات مهم دیگری هم بود البته. یکی مراسم اربعین سیدالشهدا (علیه السلام) و دومی انتخابات امریکا. این دو را به نظرم می توان در یک دید کلان و عمیق، در یک تحلیل بررسی کرد راجع به وضع عالم و سیر حرکت آن. اما از آن جا که من نه دید کلان دارم و نه عمیق، و نه خیلی از وضع عالم و سیر حرکت آن سر در می آورم، خودم و شما را معطل نگاه واحدی به این دو نمی کنم. فعلا در مورد انتخابات امریکا مطلبی می نویسم... همین.


انتخابات اخیر امریکا را هم می توان از جنبه های گوناگون دید. قبلا به مناسبتی در نظر داشتم مطلبی بنویسم با عنوان "در فضیحت دموکراسی"! از مناسبتش خیلی گذشته؛ ولی هنوز شاید نوشتنش بی مناسبت نباشد. باشد طلب تان ان شاء الله. در باب "ترامپ" به نظرم حرف ها و گفتنی ها زیاد است. در مورد چرایی رأی آوردن او هم. یکی از احتمالات جدی این است که رأی آوردن ترامپ، بیش تر از آن که ناشی از حرف های او در باب مسلمین و مهاجرین و برجام و داعش و این ها باشد، متأثر از این بود که او ـ علی الظاهر ـ منتقد وضع موجود در امریکا بود. خواندم که فردی در جلسه ای به ترامپ گفته بود به تو رأی می دهیم، چون سیاست مدار نیستی! و این حرف، حرف کمی نیست... و این طور شد که ـ باز هم علی الظاهر ـ بسیاری از نخبگان سیاسی، و یا به عبارت بهتر اهل سیاست امریکا، از هر دو حزب مطرح مخالف ترامپ بودند و طرف دار کلینتون. حتا برخی جمهوری خواهان مطرح، از کاندیدای دموکرات طرف داری کردند؛ احتمالا به این خاطر که او قاعده ی بازی را می داند... و اتفاقا برخی مردم برای به هم زدن همین قاعده و ساختار بسته (که این بسته بودن، تعارضی با وجود دو حزب ظاهرا متعارض ندارد) به ترامپ رأی دادند. در داخل ایران هم چنین تحلیلی از انتخاب ترامپ را می شود دید.

اما آیا این را می شود باور کرد؟ به نظر من می توان احتمالات دیگری هم داد...

من فکر می کنم در باب ترامپ چند احتمال را می توان مطرح کرد. سعی می کنم خلاصه بنویسم.

یک. ترامپ راست گو هست و آمده تا ساختار قدرت را به هم بریزد و آن افراد حاضر در ساختار که از او می ترسیدند، حق داشتند. ترامپ علاوه بر راست گویی در نقدی که داشت، پای عهد خود هم می ماند...

دو. ترامپ راست گو هست و آمده تا ساختار قدرت را به هم بریزد و آن افراد حاضر در ساختار که از او می ترسیدند، حق داشتند؛ اما ترامپ در عین راست گویی در نقد، پای عهد خود نخواهد ایستاد؛ یعنی نمی تواند بایستد... مگر در افتادن با ساختار پیچیده ای که شکل گرفته کار آسانی است و بقیه خواهند نشست تا او کارش را بکند؟ (شبیه این احتمال را در کشور خودمان هم شاید بتوان دید؛ شرحش را بگذارید ننویسم... فقط فکر کنید یک نفر بخواهد در ایران با نظام بانکی و دانشگاه آزاد در بیفتد... به نظرتان چه می شود؟)

سه. ترامپ دروغ گو بوده و هدفش فقط جمع رأی بوده. علاوه بر دروغ گویی، ترامپ و مشاورانش خوب توانسته اند رگ مردم را و رأی شان را بگیرند. پس نه ساختاری عوض می شود و نه نگرانی ها چندان به جا بوده. از بعضی حرف های اخیر ترامپ، این احتمال قوت می گیرد... و از این حرف اوباما بعد از دیدار با او که انگار حس کرده بود ترامپ آن قدر ها هم خطرناک نیست و گمانم گفته بود دلگرم شدم!

چهار. فارغ از این که ترامپ راست گو بوده یا دروغ گو، او دانسته یا نادانسته، تنها سوپاپ اطمینای برای امریکا بوده... من این احتمال را کم نمی دانم... چه بسا عده ای از آتش زیر خاکستر این افراد طالب ساختار شکنی که به ترامپ رأی دادند بیم داشته اند؛ و او تنها سرابی شده برای دل بستن آن مردم به آن... و البته این سراب، این خاصیت را هم دارد که آتش های زیر خاکستر را کم کم سرد کند... چه بسا با انتخاب ترامپ و برخی اتفاقات پس از رأای آوردنش، برخی از اهل امریکا فکر کنند دارد اتفاقاتی می افتد؛ اما غافلند که همه ی این به ظاهر ساختارشکنی ها، جزئی از ساختار بوده و تنها پیچیده تر شده... برای فریب.


پ.ن. این هم لینک آسیاب تلگرامی! اگر بزرگواری مایل بود... https://telegram.me/asiaban57

والسلام

  • آسیابان

بسم الله


سلام

وسط غوغای اخیر فیش های حقوقی، عده ای ـ نمی دانم با چه تحلیلی ـ آمدند و فیشی را منتشر کردند به عنوان فیش حقوقی جناب حسین شریعتمداری؛ مدیر مسئول کیهان. در این که کیهان و شخص حسین آقای شریعتمداری کم دشمن و بدخواه ندارد تردیدی نیست... طیفی شامل برخی از آنان که خود را اصول گرا می خوانند، تا اعتدالی ها و اصلاح طلبان و اهل فتنه. و حتا تا برخی "احمدی نژادی" ها و مشائیون! پس شایعه پراکنی علیه فردی با این همه مخالف، در فضای کثیف سیاسی کاری برخی، چیز عجیبی نیست. رد و تکذیب مستند آن هم، اگر این حرف ارزش رد کردن داشته باشد، با کیهان و آقای شریعتمداری...

چیزی که می خواهم بگویم این است که به نظر من، اگر آقای شریعتمداری چنین حقوقی می گرفت، بسیار بعید بود که چنین قلم تیزی علیه این همه جریان ظاهرا مخالف داشته باشد... لقمه ی چرب، دهان را کم کم می بندد (ن.ک پی نوشت اول)... حریص ها، خیلی محتاج هستند؛ ولو با حقوق نجومی. پس روزی روبروی هاشمی و خاتمی دولا می شوند و فردایش مقابل احمدی نژاد... حالا هم اعتدالی می شوند... نه مثل شریعتمداری که هیچ یک از این جریان ها از او دل خوشی ندارند! تیزی و برندگی زبان حاج حسین، و استواری او در مسیری که از کف جامعه تا آنان که بیت المال را مال البیت خود می دانند کم مخالف ندارد، برای من قرینه ی قوی ای است بر سلامت او. حسین آقا! دمت گرم و راه نمایی ات برای بچه انقلابی ها مستدام.


پ.ن یک: شاعر گفت: حالا شریک کسب شماییم و بی دریغ / آغشته با هزار دروغ است نان مان / با لقمه های چرب شما بسته می شود / تا وا به حرف تلخ نگردد دهان مان... (امید مهدی نژاد. کتاب رجز مویه)

پ.ن دو: شعری که بی ربط نیست به این مطلب: اهل ایل و تبار بوقلمون


یا علی مددی


  • آسیابان

بسم الله


سلام.

چند روز قبل که رفته بودم دانشگاه، بنری توجه ام را جلب کرد. زمینه ی بنر، سه رنگ است؛ سبز و سفید و قرمز؛ که لابد پرچه جمهوری اسلامی را به ذهن می آورد. تا این جای کار عجیب نیست.

این که تشکل "فرهنگ و سیاست" دانشگاه شیراز هم هنوز پای ـ مثلا ـ جنبش سبز (بخوانید جریان فتنه) هست هم چیز عجیب و مخفی ای نیست.

نکته ی این بنر برای من این بود که سبز پرچم... بگذریم! خودتان ببینید:




این که سبز هشتاد و هشتی ها، بشود سبز پنجاه و هفتی، برای من خیلی دور از ذهن است... ولی شاید در ذهن بعضی باشد که سبز پرچم را طوری تفسیر و تاویل، یا بهتر بگویم، طوری تحریف کنند که بشود سبز فتنه! یا لااقل این دو ناسازگاری هم نداشته باشند. در حالی که نباید یادمان رفته باشد که بعضی اصحاب این سبز، به جنگ آن پرچم رفته بودند؛ چه این کار را خوب بدانیم و چه بد... مغالطه خوب نیست! کاش همه واقعا حرف شان را می زدند...


پ.ن. من نه بنده خدایی که عکسش روی بنر خورده را می شناسم، و نه در جلسه شرکت کردم که ببینم چه می گوید؛ پس حرفی که زدم ناظر به ایشان نیست. این که یک تشکل هم چه طرحی می زند و پشت این چه فکری بوده یا نبوده را آن قدرها مهم نمی دانم؛ این را بهانه ای فرض کنید برای حرفی که زدم.


یا علی


بعدا نوشت: دوستانی نظر گذاشتند برای این مطلب؛ ولی نمایش ندادم... ببخشند لطفا.

فقط لذت این بیت را که آقا رضای سهرابی گذاشته بود شما هم ببرید:


میان سبز ما تا سبز فتنه

تفاوت از کرج تا زاهدان است!


  • آسیابان