آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

مشخصات بلاگ
آسیاب

بسم الله
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم
.............
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم...
صائب
.............
این قید " و غیره و لاغیر " ی که بالا آمده را از سریال روزی روزگاری به یاد دارم.
.............
اگر احیانا علاقه ای بود، نقل مطالب آزاد است!
.............
و آسیابی که گاه در تلگرام می چرخد:
https://telegram.me/asiaban57

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

۱۷ مطلب با موضوع «سیاسی» ثبت شده است

بسم الله


سلام

بگذریم که عکس و جمله ای که بالای اش نوشته چه قدر به هم مربوط است، ولی هر دو خیلی جالب و مهم اند...


  • آسیابان

بسم الله

احتمالا این روزها از برخی هوادارن اعتدال زیاد می شنویم و خواهیم شنید که برجام، برآیند نظر دولت و مجلس و شورای نگهبان و شورای عالی امنیت ملی بود و مستظهر به اراده ی و پشتیبانی ملت و... . و علاوه بر همه ی این ها، رهبری بودند که بر مذاکرات اشراف داشتند و در نهایت هم نتیجه را [البته این را شاید نگویند که با حدود 30 قید] امضا کردند...

شرح این ماجرا باشد برای بعد؛ اگر خدا توفیقی دهد.

این جا فقط من یک سؤال ساده می پرسم:
فرض کنیم سنا و مجلس نمایندگان امریکا، به جای تصویب تمدید تحریم ها، اعلام کرده بودند که با توجه به برجام، تحریم های ایران تمدید نخواهد شد. به نظر شما، چه هوادار دولت باشید و چه منتقد، الآن همان هواداران اعتدال چه می گفتند؟ باز هم برجام حاصل روندی بود که بالا نوشته شد یا فتح الفتوح دولت جناب روحانی؟

* و البته این هم برای خارج نشدن از انصاف: اگر تحریم ها تمدید نشده بود، آیا ما منتقدین دولت، مثل الآن برجام و نتایج آن را منسوب به دولت می کردیم یا طور دیگری حرف می زدیم؟
آدمی زاد اگر بخواهد منصف باشد، گاهی بد کامش تلخ می شود؛ ولی این بهتر از بی انصافی است...

پ.ن. من با در نظر داشتن این حرف ستاره داری که زدم، باز هم فکر می کنم بیش تر نقدها متوجه دولت است... و شاید زمانی بنویسم که به نظرم چگونه می توان رفتار حضرت آقا را در باب پذیرفتن برجام تحلیل نمود.

زمانه بر سر جنگ است؛
یا علی مددی

  • آسیابان

بسم الله


موقتاً حق و باطل را کنار بگذاریم...

انصافاً پر بی راه نیست آنان که در امریکا به راه مستکبرانه ی خود پای بند هستند، به چنین مجلس نمایندگان و سنایی افتخار کنند...


گمانم در رأی گیری در این دو مجلس، فقط و فقط یک رأی مخالف به تمدید تحریم ها داده شد...

ای والله به این یک دستی!


پ.ن. و ای والله به اشک هایی که عده ای در روز تصویب بیست دقیقه ای برجام ربختند؛ و فریادهایی که کشیدند... و رأیی که در انتخابات اسفند نیاوردند؛ که مردی هزینه دارد...

  • آسیابان

بسم الله الرحمن الرحیم


سلام.

در چند هفته ی اخیر، دو اتفاق مهم در عالم افتاد. یعنی این دو اتفاق مهم بودند؛ و شاید اتفاقات مهم دیگری هم بود البته. یکی مراسم اربعین سیدالشهدا (علیه السلام) و دومی انتخابات امریکا. این دو را به نظرم می توان در یک دید کلان و عمیق، در یک تحلیل بررسی کرد راجع به وضع عالم و سیر حرکت آن. اما از آن جا که من نه دید کلان دارم و نه عمیق، و نه خیلی از وضع عالم و سیر حرکت آن سر در می آورم، خودم و شما را معطل نگاه واحدی به این دو نمی کنم. فعلا در مورد انتخابات امریکا مطلبی می نویسم... همین.


انتخابات اخیر امریکا را هم می توان از جنبه های گوناگون دید. قبلا به مناسبتی در نظر داشتم مطلبی بنویسم با عنوان "در فضیحت دموکراسی"! از مناسبتش خیلی گذشته؛ ولی هنوز شاید نوشتنش بی مناسبت نباشد. باشد طلب تان ان شاء الله. در باب "ترامپ" به نظرم حرف ها و گفتنی ها زیاد است. در مورد چرایی رأی آوردن او هم. یکی از احتمالات جدی این است که رأی آوردن ترامپ، بیش تر از آن که ناشی از حرف های او در باب مسلمین و مهاجرین و برجام و داعش و این ها باشد، متأثر از این بود که او ـ علی الظاهر ـ منتقد وضع موجود در امریکا بود. خواندم که فردی در جلسه ای به ترامپ گفته بود به تو رأی می دهیم، چون سیاست مدار نیستی! و این حرف، حرف کمی نیست... و این طور شد که ـ باز هم علی الظاهر ـ بسیاری از نخبگان سیاسی، و یا به عبارت بهتر اهل سیاست امریکا، از هر دو حزب مطرح مخالف ترامپ بودند و طرف دار کلینتون. حتا برخی جمهوری خواهان مطرح، از کاندیدای دموکرات طرف داری کردند؛ احتمالا به این خاطر که او قاعده ی بازی را می داند... و اتفاقا برخی مردم برای به هم زدن همین قاعده و ساختار بسته (که این بسته بودن، تعارضی با وجود دو حزب ظاهرا متعارض ندارد) به ترامپ رأی دادند. در داخل ایران هم چنین تحلیلی از انتخاب ترامپ را می شود دید.

اما آیا این را می شود باور کرد؟ به نظر من می توان احتمالات دیگری هم داد...

من فکر می کنم در باب ترامپ چند احتمال را می توان مطرح کرد. سعی می کنم خلاصه بنویسم.

یک. ترامپ راست گو هست و آمده تا ساختار قدرت را به هم بریزد و آن افراد حاضر در ساختار که از او می ترسیدند، حق داشتند. ترامپ علاوه بر راست گویی در نقدی که داشت، پای عهد خود هم می ماند...

دو. ترامپ راست گو هست و آمده تا ساختار قدرت را به هم بریزد و آن افراد حاضر در ساختار که از او می ترسیدند، حق داشتند؛ اما ترامپ در عین راست گویی در نقد، پای عهد خود نخواهد ایستاد؛ یعنی نمی تواند بایستد... مگر در افتادن با ساختار پیچیده ای که شکل گرفته کار آسانی است و بقیه خواهند نشست تا او کارش را بکند؟ (شبیه این احتمال را در کشور خودمان هم شاید بتوان دید؛ شرحش را بگذارید ننویسم... فقط فکر کنید یک نفر بخواهد در ایران با نظام بانکی و دانشگاه آزاد در بیفتد... به نظرتان چه می شود؟)

سه. ترامپ دروغ گو بوده و هدفش فقط جمع رأی بوده. علاوه بر دروغ گویی، ترامپ و مشاورانش خوب توانسته اند رگ مردم را و رأی شان را بگیرند. پس نه ساختاری عوض می شود و نه نگرانی ها چندان به جا بوده. از بعضی حرف های اخیر ترامپ، این احتمال قوت می گیرد... و از این حرف اوباما بعد از دیدار با او که انگار حس کرده بود ترامپ آن قدر ها هم خطرناک نیست و گمانم گفته بود دلگرم شدم!

چهار. فارغ از این که ترامپ راست گو بوده یا دروغ گو، او دانسته یا نادانسته، تنها سوپاپ اطمینای برای امریکا بوده... من این احتمال را کم نمی دانم... چه بسا عده ای از آتش زیر خاکستر این افراد طالب ساختار شکنی که به ترامپ رأی دادند بیم داشته اند؛ و او تنها سرابی شده برای دل بستن آن مردم به آن... و البته این سراب، این خاصیت را هم دارد که آتش های زیر خاکستر را کم کم سرد کند... چه بسا با انتخاب ترامپ و برخی اتفاقات پس از رأای آوردنش، برخی از اهل امریکا فکر کنند دارد اتفاقاتی می افتد؛ اما غافلند که همه ی این به ظاهر ساختارشکنی ها، جزئی از ساختار بوده و تنها پیچیده تر شده... برای فریب.


پ.ن. این هم لینک آسیاب تلگرامی! اگر بزرگواری مایل بود... https://telegram.me/asiaban57

والسلام

  • آسیابان

بسم الله


سلام

وسط غوغای اخیر فیش های حقوقی، عده ای ـ نمی دانم با چه تحلیلی ـ آمدند و فیشی را منتشر کردند به عنوان فیش حقوقی جناب حسین شریعتمداری؛ مدیر مسئول کیهان. در این که کیهان و شخص حسین آقای شریعتمداری کم دشمن و بدخواه ندارد تردیدی نیست... طیفی شامل برخی از آنان که خود را اصول گرا می خوانند، تا اعتدالی ها و اصلاح طلبان و اهل فتنه. و حتا تا برخی "احمدی نژادی" ها و مشائیون! پس شایعه پراکنی علیه فردی با این همه مخالف، در فضای کثیف سیاسی کاری برخی، چیز عجیبی نیست. رد و تکذیب مستند آن هم، اگر این حرف ارزش رد کردن داشته باشد، با کیهان و آقای شریعتمداری...

چیزی که می خواهم بگویم این است که به نظر من، اگر آقای شریعتمداری چنین حقوقی می گرفت، بسیار بعید بود که چنین قلم تیزی علیه این همه جریان ظاهرا مخالف داشته باشد... لقمه ی چرب، دهان را کم کم می بندد (ن.ک پی نوشت اول)... حریص ها، خیلی محتاج هستند؛ ولو با حقوق نجومی. پس روزی روبروی هاشمی و خاتمی دولا می شوند و فردایش مقابل احمدی نژاد... حالا هم اعتدالی می شوند... نه مثل شریعتمداری که هیچ یک از این جریان ها از او دل خوشی ندارند! تیزی و برندگی زبان حاج حسین، و استواری او در مسیری که از کف جامعه تا آنان که بیت المال را مال البیت خود می دانند کم مخالف ندارد، برای من قرینه ی قوی ای است بر سلامت او. حسین آقا! دمت گرم و راه نمایی ات برای بچه انقلابی ها مستدام.


پ.ن یک: شاعر گفت: حالا شریک کسب شماییم و بی دریغ / آغشته با هزار دروغ است نان مان / با لقمه های چرب شما بسته می شود / تا وا به حرف تلخ نگردد دهان مان... (امید مهدی نژاد. کتاب رجز مویه)

پ.ن دو: شعری که بی ربط نیست به این مطلب: اهل ایل و تبار بوقلمون


یا علی مددی


  • آسیابان

بسم الله


سلام.

چند روز قبل که رفته بودم دانشگاه، بنری توجه ام را جلب کرد. زمینه ی بنر، سه رنگ است؛ سبز و سفید و قرمز؛ که لابد پرچه جمهوری اسلامی را به ذهن می آورد. تا این جای کار عجیب نیست.

این که تشکل "فرهنگ و سیاست" دانشگاه شیراز هم هنوز پای ـ مثلا ـ جنبش سبز (بخوانید جریان فتنه) هست هم چیز عجیب و مخفی ای نیست.

نکته ی این بنر برای من این بود که سبز پرچم... بگذریم! خودتان ببینید:




این که سبز هشتاد و هشتی ها، بشود سبز پنجاه و هفتی، برای من خیلی دور از ذهن است... ولی شاید در ذهن بعضی باشد که سبز پرچم را طوری تفسیر و تاویل، یا بهتر بگویم، طوری تحریف کنند که بشود سبز فتنه! یا لااقل این دو ناسازگاری هم نداشته باشند. در حالی که نباید یادمان رفته باشد که بعضی اصحاب این سبز، به جنگ آن پرچم رفته بودند؛ چه این کار را خوب بدانیم و چه بد... مغالطه خوب نیست! کاش همه واقعا حرف شان را می زدند...


پ.ن. من نه بنده خدایی که عکسش روی بنر خورده را می شناسم، و نه در جلسه شرکت کردم که ببینم چه می گوید؛ پس حرفی که زدم ناظر به ایشان نیست. این که یک تشکل هم چه طرحی می زند و پشت این چه فکری بوده یا نبوده را آن قدرها مهم نمی دانم؛ این را بهانه ای فرض کنید برای حرفی که زدم.


یا علی


بعدا نوشت: دوستانی نظر گذاشتند برای این مطلب؛ ولی نمایش ندادم... ببخشند لطفا.

فقط لذت این بیت را که آقا رضای سهرابی گذاشته بود شما هم ببرید:


میان سبز ما تا سبز فتنه

تفاوت از کرج تا زاهدان است!


  • آسیابان

بسم الله


انتظار به معنای این است که ما باید خود را برای سربازی امام زمان آماده کنیم ... سربازی منجی بزرگی که میخواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بین‌المللی مبارزه کند، احتیاج به خودسازی و آگاهی و روشن‌بینی دارد... ما نباید فکر کنیم که چون امام زمان خواهد آمد و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، امروز وظیفه‌ای نداریم؛ نه، بعکس، ما امروز وظیفه داریم در آن جهت حرکت کنیم تا برای ظهور آن بزرگوار آماده شویم. اعتقاد به امام زمان به معنای گوشه‌گیری نیست... . امروز اگر ما میبینیم در هر نقطه‌ی دنیا ظلم و بی‌عدالتی و تبعیض و زورگویی وجود دارد، اینها همان چیزهایی است که امام زمان برای مبارزه با آنها می‌آید. اگر ما سرباز امام زمانیم، باید خود را برای مبارزه با اینها آماده کنیم.


امام خامنه ای. سی ام مهر ماه هشتاد و یک. (منبع: khamenei.ir)


پ.ن یک: زمانی در مجله ی راه این نکته ی لطیف را خواندم که داریم برترین عمل، انتظار فرج است... یعنی انتظار از مقوله ی عمل است... تیتر زیبایی آن مطلب این بود: انتظار بر وزن انفعال!

پ.ن دو: دعاگران همه البته، مجرب است دعاهاشان / ولی حقیر یقین دارم که انتظار همان جنگ است.

محمدکاظم کاظمی

  • آسیابان

بسم الله


سلام

چند روز قبل، کتاب «فقه اجتماعی» را می خواندم؛ مرتبط با موضوع پایان نامه ام. این کتاب مجموعه ای است از نظرات برخی اساتید حوزه و دانشگاه. مطلبی در آن دیدم که به نظرم برای شما هم جالب است: (البته در کتاب، با این قلم ننوشته!)

گفته بود چند سال قبل، نخست وزیر کشوری اروپایی، به جرم جاسوسی برای آمریکا دست گیر می شود. جرم او برای دادگاه ثابت شده بوده و حکمش هم مشخص: اعدام. ولی به او گفته بودند اگر بگویی چه کرده ام، راحت راحتت می کنیم! و الا اول پدرت را در می آوریم، بعد راحتت می کنیم!

ظاهرا آن بنده خدا هم به این نتیجه رسیده که بگذار این دم آخری، راحت باشیم... گفته بود از طرف آمریکا به من گفته شد دو کار را انجام بده، و من هم گفتم چشم! ـ و شاید این را هم آرام گفت که ای کاش زبانم لال شده بود و نگفته بودم!

اول این که آدم های به درد بخور را بگذار سر کار؛ یعنی بگذارشان سر کارهای به درد نخور. و آدم های به درد نخور را بگذار سر پست های به درد بخور و مهم.

دیم، کارهایی را که اولویت دارد، بگذار کنار؛ و بچسب به کارهای بی اولویت.

...

و بدین سان آن فرد که گور به قبرش ببارد، هم خود را به باد فنا داد و هم کشورش را.

والسلام.


پ.ن. کتاب فقه اجتماعی را انتشارات مرکز فقهی ائمه ی اطهار (س)، منتشر کرده؛ به کوشش جناب محمدباقر ربانی. اگر دوست دارید در موردش بیش تر بدانید و یا احیانا سفارشش بدهید، این جا را کلیک کنید.

  • آسیابان

بسم الله


سلام.

شاید بگویید هنوز زود است در این مورد نوشت؛ شاید هم حق بگویید. تقریبا چهارده ماه مانده به زمان انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم. و قطعا در مملکت (یعنی مرزهای جمهوری اسلامی)، و در کلی جاهای فراتر از مملکت (یعنی مرزهای انقلاب اسلامی)، خیلی کار مانده که باید انجام شود. اما این نوشته، شاید زمانش بگذرد اگر گفته نشود...


اصلا انگار این ریاست جمهوری یک جوری ست. بنی صدر رفت، شهید رجایی شهید شد، و آقا، رهبر شدند. این سه نفر، بعد از ریاست جمهوری شان دیگر در حالی نبودند که بتوانند دوباره کاندید شوند؛ ولی درباره ی سه رئیس جمهور دیگری که دوره شان گذشته، زمزمه ی بازگشت و بعضا اراده ی بازگشت به ریاست جمهوری بوده. و حالا که بیش از یک سال مانده به انتخابات، دوباره اسم و عکس احمدی نژاد را می توان در روزنامه ها دید؛ غالبا هم روزنامه های چپ.

نمی دانم؛ شاید برخی بخواهند به ما بقبولانند که تنها کسی که توان رقابت با روحانی را دارد، احمدی نژاد است. و شاید بچه انقلابی ها هم این حرف را باور کنند. انگار یا باید بپذیریم چهار سال دیگر روحانی رئیس دولت باشد، یا برگردیم به احمدی نژاد. احمدی نژاد حتما رقیبی جدی است برای هر که با او رقابت کند. همین حالا هم شاید ده میلیون رأی داشته باشد؛ بدون هیچ تبلیغی. اما آیا این باید ما را وسوسه کند؟

قبلا همین جا نوشته ام که سه بار به احمدی نژاد رأی داده ام؛ دو دوره ی سال هشتاد و چهار، و یک بار هم در انتخابات پرماجرای هشتاد و هشت. اما آن موقع ما خیلی چیزها را از او ندیده بودیم که حالا دیده ایم. من دوست ندارم خوبی های دولت نهم و دهم را انکار کنم. احمدی نژاد همان فردی ست که رهبری در مورد دولت او، البته دولت اول او، فرمودند با روی کار آمدن دولت نهم انقلاب در مسیر واقعی اش افتاد. و البته نقدهای مهمی را هم به دولت او دارم، و قبول دارم. ما ماجراهای مشایی را فراموش نکرده ایم و ان شاء الله فراموش نخواهیم کرد. ما تا روز آخر دولت دهم، چیزی از احمدی نژاد ندیدیم که نشان دهد از مشایی برگشته. حتا برای ثبت نام در انتخابات، او را همراهی کرد. چگونه دل مان را با احمدی نژاد، که زمانی بی هیچ چشم داشتی برایش تبلیغ می کردیم، صاف کنیم؟ (البته نه این که در مورد چیزی غیر از مشایی، حرف نداریم. فعلا بحث چیز دیگری ست.)

به نظر من دو راهی احمدی نژاد / روحانی، یا احمدی نژاد / هاشمی، دروغ است. راه این ها با هم متفاوت است؛ ولی تنها راه های پیش روی ما، این دوراهی نیست. شاید اگر بخواهیم تسلیم واقعیت های موجود بشویم، این دو راهی را اجتناب ناپذیر بپنداریم. ولی اگر بخواهیم واقعیت ها را تغییر دهیم، خواهیم دید که راه، جای دیگری ست. به نظر من باید تلاش کرد که به جامعه ـ آن هایی که هنوز می خواهند در قالب جمهوری اسلامی کار کنند ـ فهماند که این دو راهی فریب است. باید فضای جامعه به گونه ای شود که نمایند ی راه سوم، هر کس که هست، خود به خود بالا بیاید و شناخته شود.

انقلاب آن قدر عقیم نیست که بخواهد مرتب به آزمون پس داده ها برگردد. راه ما بازگشت به انقلاب است. اگر به امام و خلف ایشان بازگردیم، راه ها خودشان را نشان می دهند؛ فرمود الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا...

البته نباید فراموش کرد که راه، قطعا رنج دارد... ولی ارزشش را هم دارد.

یا علی

  • آسیابان

بسم الله


سلام.

متن و عکس زیر از کانال تلگرامی "به قلم محمد سرشار" است. (telegram.me/drsarshar)



عکس بالا، روایت بی‌رحمانه یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر است: قاتلی زیر عکس مقتول و در اندیشگاه او!
در یک طنز تلخ تاریخی، پس از 88 سال، رییس‌جمهور ایالات متحده آمریکا به کشور دشمن دیرین خود، #کوبا سفر می‌کند و زیر عکس انقلابی شهیر، ارنستو #چه_گوارا ـ که خود دستور تیرباران‌اش را صادر کرده بود ـ می‌ایستد و ادای احترام می‌کند!
این عکس، پایان یک داستان طولانی عبرت‌انگیز از سرزمین کوباست: انقلابی که از محتوا تهی شد و تنها صورت ظاهری آن محفوظ ماند.
این عکس یک هشدار برای ما نیز هست. رییس‌جمهور #آمریکا در آرزوی روزی است که پا به #ایران بگذارد، زیر عکس #امام_خمینی بایستد و حتی به مزار ایشان، دسته‌گلی اهدا کند!
حضرت #آقا در نخستین سخنرانی سال 1395 فرمودند: «اگر در مقابل آمریکا کوتاه بیاییم، #دشمن گام به گام جلو می‌آید و کار به جایی می‌رسد که #جمهوری_اسلامی_ایران از محتوا تهی می‌شود و تنها صورت ظاهری آن محفوظ خواهد ماند.»
تنها گزینه ما، #مقاومت است.

  • آسیابان