آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

مشخصات بلاگ
آسیاب

بسم الله
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم
.............
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم...
صائب
.............
این قید " و غیره و لاغیر " ی که بالا آمده را از سریال روزی روزگاری به یاد دارم.
.............
اگر احیانا علاقه ای بود، نقل مطالب آزاد است!
.............
و آسیابی که گاه در تلگرام می چرخد:
https://telegram.me/asiaban57

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب

۲۴ مطلب با موضوع «سیاسی» ثبت شده است

بسم الله

صحبت های اخیر یکی از وزرا در سیمای اصفهان، این روزها بسیار مورد توجه قرار گرفت و این توجه بی راه و ناحق نبود. این که وزیر گفته به من گفته شد تو سید هستی و بیا وزارت را بپذیر... بعد از آن که وزیر (که آن موقع وزیر نبود) گفته بود تخصصی در این حوزه ندارم.
اما به نظرم یک قسمت دیگر اظهارات ایشان هم باید مورد توجه قرار می گرفت؛ که متأسفانه آن طور که باید به آن دقت نشد. آقای وزیر می گوید من گفتم در این حوزه تخصص ندارم و نمی توانم وزیر شوم؛ اما اگر بخواهید وزارت ارشاد را به من بدهید... و بعد شروع می کند به گفتن سوابقی از خود متناسب با وزارت ارشاد: نقاش بودن، بازی در تئاتر و...

یادم به یکی از نوشته های رضا امیرخانی افتاد؛ گمانم در نفحات نفت. گفته بود از فلان نهاد با من تماس گرفتند که اگر می خواهی بیا و مجوز انتشارات بگیر! باز خدا رحمت کند پدر امیرخانی را که گفته بود گیرم یک نفر نویسنده ی خوبی باشد؛ این را چه دخلی به مجوز انتشارات؟!
این نکته ی سخنان آقای وزیر، در سایه ی ماجرای سید بودن گم شد؛ در حالی که اهمیتش اصلاً کم نبود. پدر بیاموز! گیرم تو استادِ استاد فرشچیان! این را چه به وزارت ارشاد؟

پ.ن. شاید با منطقِ "سیدی و جده ات ـ سلام الله علیها ـ تنهایت نمی گذارد" جورتر این باشد که یک رئیس جمهور سید انتخاب کنیم و خلاص!

آدرس آسیاب در تلگرام: https://telegram.me/asiaban57


یا علی مددی

  • آسیابان
بسم الله

شاید به مناسبت سالگرد نامه... و حتماً با تناسب این نامه با روزگار امروزمان...

بسم الله الرحمن الرحیم‌
جناب آقای منتظری‌
با دلی پر خون و قلبی شکسته چند کلمه‌ای برایتان می‌نویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامه اخیرتان نوشته‌اید که نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم می‌دانم؛ خدا را در نظر می‌گیرم و مسائلی را گوشزد می‌کنم. از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرالها و از کانال آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید. شما در اکثر نامه‌ها و صحبتها و موضعگیریهایتان نشان دادید که معتقدید لیبرالها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدری مطالبی که می‌گفتید دیکته‌شده منافقین بود که من فایده‌ای برای جواب به آنها نمی‌دیدم. مثلًا در همین دفاعیه شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‌بینید که چه خدمت ارزنده‌ای به استکبار کرده‌اید. در مسئله مهدی هاشمیِ قاتل، شما او را از همه متدینین متدینتر می‌دانستید و با اینکه برایتان ثابت شده بود که او قاتل است مرتب پیغام می‌دادید که او را نکشید. از قضایای مثلِ قضیه مهدی هاشمی که بسیار است و من حالِ بازگو کردن تمامی آنها را ندارم. شما از این پس وکیل من نمی‌باشید و به طلابی که پول برای شما می‌آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه کنند. بحمد الله از این پس شما مسئله مالی هم ندارید. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود می‌دانید- که مسلماً منافقین صلاح نمی‌دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می‌شوید که آخرتتان را خرابتر می‌کند- با دلی شکسته و سینه‌ای گداخته از آتش بی‌مهریها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت می‌کنم دیگر خود دانید:
1- سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرالها نریزد.
2- از آنجا که ساده لوح هستید و سریعاً تحریک می‌شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.
3- دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند.
4- نامه‌ها و سخنرانیهای منافقین که به وسیله شما از رسانه‌های گروهی به مردم می‌رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان- روحی له الفداء- و خونهای پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند.
و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده لوح می‌دانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیلکرده که مفید برای حوزه‌های علمیه بودید و اگر این گونه کارهاتان را ادامه دهید مسلماً تکلیف دیگری دارم و می‌دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی‌کنم. و الله قسم، من با نخست‌وزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی می‌دانستم. و الله قسم، من رای به ریاست جمهوری بنی صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.
سخنی از سرِ درد و رنج و با دلی شکسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم: من با خدای خود عهد کردم که از بدی افرادی که مکلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم‌پوشی نکنم. من با خدای خود پیمان بسته‌ام که رضای او را بر رضای مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت برنمی‌دارم‌.
من کار به تاریخ و آنچه اتفاق می‌افتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم.
من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته‌ام که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی کنند تحت تاثیر دروغهای دیکته شده که این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می‌کنند نگردند. از خدا می‌خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد. ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ از خود که چیزی نداریم، هر چه هست اوست. و السلام.
یکشنبه 6/ 1/ 68
روح الله الموسوی الخمینی‌

06 فروردین 1368

منبع: http://emam.com/

پ.ن. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام.
  • آسیابان

بسم الله

این که :
حضرت آقا، احمدی نژاد را از شرکت در انتخابات نهی کردند (در مشورت) و حکمت آن را هم بیان کردند (دو قطبی نشدن فضا)؛ و احمدی نژاد هم درآمد و گفت "چشم" و بعد هم از بقایی حمایت کرد؛
چه شباهت متأثر کننده ای دارد با ماجرایی که:
حضرت آقا دستور عزل مشایی از معاون اولی را به احمدی نژاد دادند؛ و احمدی نژاد هم ـ با تأخیر ـ گفت "باشد" و بعد هم او را گذاشت رئیس دفتر!

پ.ن. بگذار فعلا ننویسم پی نوشت را!


پی نوشتِ مهم تر از متن:

السلام علیک با سیدة نساء العالمین... یا وجیهة عند الله، اشفعی لنا عند الله

میلاد حضرت شان مبارک

  • آسیابان

بسم الله

کاری ندارم که نتیجه ی استیضاح آخوندی باید چه می شد.
شاید اگر حرفی بزنم، نشأت گرفته یا تأثیر گرفته از گرایش های سیاسی ام  باشد.

ولی فکر می کنم مردم باید نتیجه ی مجلسی را که ساختند ببینند...
این روزها، افرادی که به عنوان "وکیل" و "نماینده" ی مردم در جایی نشسته اند که عنوان "خانه ی ملت" را یدک می کشد، طرح "دو فوریتی" می دهند برای زندانی شدن کسی که در جلسه ی سخنرانی، از فردی که قرار بوده "مسئول" باشد، سؤال کند و باعث جلب توجه شود! این طرح، دغدغه ی چند درصد از مردم است؟ و به نفع چند درصد از مردم است؟ این سؤال ها را از باب سیاست زدگی و گیر بی خود به افرادی که قبول شان ندارم نمی پرسم... واقعا نباید فکر کرد؟

من به تک تک نمایندگان مجلس می گویم دم تان گرم، اگر بدانم در رأیی که در ماجرای استیضاح و طرح #دو_فوریتی و سایر مسائل می دهند، تنها خدا را در نظر می گیرند و انقلاب و ملت را... و اگر ـ بر فرض ـ کسانی باشند که بر اساس قبیله ی سیاسی شان رأی داده باشند، می گویم خدا شر و خیرتان را کم کند از سرمان...

  • آسیابان

بسم الله

آقای روحانی ـ طبق تیتر روزنامه های حامی دولت ـ گفته است که لغو صدور ویزا کار تازه کار هاست.
کاری ندارم که این جمله چه قدر درست است؛
ولی شاید بشود این گونه ادامه اش داد:
کهنه کارها کارشان با پنبه سر بریدن است؛
آن گونه که مردم کشور مقابل شان بریزند در خیابان و جشن بگیرند!


یا علی مددی

  • آسیابان

بسم الله

تقسیم کار نانوشته ی خوبی شده:
آن ها نقض می کنند
ما ـ آرام ـ می گوییم نکنید!
(آن ها به ریش ما نگاه می کنند و لبخند می زنند!)
آن ها بلند می گویند نقض نکنیدها
ما ـ کمی بلند ـ می گوییم باشد؛ سفت ایستاده ایم!

پ.ن یک. برجام تجربه است؛ کاش تجربه پذیر باشیم!

پ.ن دو. "ما"، "آن ها"... معیار این ها چیست؟ چند خط روی نقشه های جغرافیایی یا چیز دیگری از جنس تعلق و تفکر؟

  • آسیابان

بسم الله


سلام

خب؛ آقای هاشمی از دنیا رفت و این قضیه می تواند بهانه ی نوشتن مطالب گوناگونی شود... شاید گاهی این جا چیزهایی بنویسم در این باره.

الآن نظرم به جمله ای است که هم در تهران و هم در شیراز، دیدم که بنر شده و احتمالا برای عده ای سؤال برانگیز. جمله از حضرت آقا بود؛ و اصلش این است: «برای شخص من هیچ کس آقای هاشمی رفسنجانی نخواهد شد.» طبیعی است که این جمله برای عده ای پرسش ایجاد کند که چگونه رهبری از یک سو  به اختلافات نظری خود با آقای هاشمی تصریح می کنند و نماز او را به آن شکل می خوانند؛ و از سویی چنین جمله ای می گویند.

به نظرم یک قسمت جواب بر می گردد به موقعیتی که این جمله در آن گفته شده. این صحبت مربوط به دوم خرداد است؛ آن هم نسخه ی اصلی دوم خرداد! یعنی سال هفتاد و شش؛ و پاسخی است به پرسش خبرنگار صدا و سیما پس از شرکت در انتخابات. جمله با صدر و ذیلش این است:

"هرکس که امروز، ان‌شاءاللَّه رأی بیاورد و نامش از این صندوق ها بیرون بیاید، من با او همان‌طور رفتار خواهم کرد که در هشت سال گذشته با آقای رئیس جمهور، جناب آقای هاشمی رفسنجانی رفتار کرده‌ام. البته خوب؛ برای شخص من، هیچ کس آقای هاشمی رفسنجانی نخواهد شد؛ اما امیدواریم برای ملت بشود و بتواند برای کشور همان‌طور شخصیتی باشد و همان‌طور تلاشی بکند و بلکه بیشتر و بهتر؛ چون باب رحمت الهی واسع است."

پس این جمله اولا در مورد انتخاب رئیس جمهور است؛ و ثانیا آن هم در موقعی که فقط چهار نفر در مظان انتخاب بودند (ری شهری، ناطق نوری، مرحوم زواره ای، و خاتمی).

و نکته ی بعد همان جمله ی مشهور امام که میزان را حال فعلی افراد دانستند (بدون قضاوت در مورد این که حال هاشمی هفتاد و شش و نود و پنج چه نسبتی با هم داشت).

و شاهد این که این جمله صحبتی مطلق (و برای هر شرایطی) نبود این که حضرت آقا در خطبه ی مشهور بیست و نه خرداد 88 فرمودند:

«من البته در موارد متعددی با آقای هاشمی اختلاف‌نظر داریم، که طبیعی هم هست؛ ولی مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگری فکر کنند. البته بین ایشان و بین آقای رئیس جمهور از همان انتخاب سال ۸۴ تا امروز اختلاف‌نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینه‌ی مسائل خارجی اختلاف‌نظر دارند، هم در زمینه‌ی نحوه‌ی اجرای عدالت اجتماعی اختلاف‌نظر دارند، هم در برخی مسائل فرهنگی اختلاف‌نظر دارند؛ و نظر آقای رئیس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است.»

و این ماجرا را لابد در این مدت زیاد شنیدید که جمله ای را که آقا در نماز مرحوم آقا مجتبا تهرانی و آیت الله خوش وقت سه مرتبه تکرار کردند، در نماز آقای هاشمی نگفتند. و این که آقا ـ طبق نقلی که شده ـ فرموده بودند در فتنه ها به آقای خوش وقت نزدیک شوید... و تمجیدهایی که از بصیرت و علم و صفای علامه مصباح کردند و فرمودند خیلی بعید است فرد دیگری را داشته باشیم که این سه در او، مثل آیت الله مصباح جمع باشد و...

البته یک احتمال دیگر هم باقی است؛ این که آقا به دلایلی که ما نمی دانیم، یک علاقه ی "شخصی" به مرحوم هاشمی داشته اند؛ مثل علاقه ی دو رفیق که شاید در خیلی امور هم اختلاف نظر داشته باشند. این احتمال سر جای خود قابل اعتناست؛ اما به نظرم این که این علاقه را پوستر کنیم و موجب اشتباه مردم شویم درست نیست. آن چه برای علاقه مندان و پیروان خط ولایت مهم است، اصول انقلاب و شاخصه هایی است که رهبری می دهند، نه رفاقت قدیمی ایشان با افراد.


پ.ن یک. یکی از مغلطه های رایج در عالم سیاست این است: نقل قول تک جمله ها، بدون اشاره به صدر و ذیل آن، و موقیعتی که جمله در آن بیان شده است. چه جمله را دوستی گفته باشد و چه دشمنی. خدا کند ما دانسته یا ندانسته گرفتار این کار نشویم.


پ.ن دو. لینک دو صحبت نقل شده از آقا:

مصاحبه دوم خرداد هفتاد و شش.

خطبه نماز جمعه بیست و نه خرداد هشتاد و هشت.



  • آسیابان

بسم الله


سلام

بگذریم که عکس و جمله ای که بالای اش نوشته چه قدر به هم مربوط است، ولی هر دو خیلی جالب و مهم اند...


  • آسیابان

بسم الله

احتمالا این روزها از برخی هوادارن اعتدال زیاد می شنویم و خواهیم شنید که برجام، برآیند نظر دولت و مجلس و شورای نگهبان و شورای عالی امنیت ملی بود و مستظهر به اراده ی و پشتیبانی ملت و... . و علاوه بر همه ی این ها، رهبری بودند که بر مذاکرات اشراف داشتند و در نهایت هم نتیجه را [البته این را شاید نگویند که با حدود 30 قید] امضا کردند...

شرح این ماجرا باشد برای بعد؛ اگر خدا توفیقی دهد.

این جا فقط من یک سؤال ساده می پرسم:
فرض کنیم سنا و مجلس نمایندگان امریکا، به جای تصویب تمدید تحریم ها، اعلام کرده بودند که با توجه به برجام، تحریم های ایران تمدید نخواهد شد. به نظر شما، چه هوادار دولت باشید و چه منتقد، الآن همان هواداران اعتدال چه می گفتند؟ باز هم برجام حاصل روندی بود که بالا نوشته شد یا فتح الفتوح دولت جناب روحانی؟

* و البته این هم برای خارج نشدن از انصاف: اگر تحریم ها تمدید نشده بود، آیا ما منتقدین دولت، مثل الآن برجام و نتایج آن را منسوب به دولت می کردیم یا طور دیگری حرف می زدیم؟
آدمی زاد اگر بخواهد منصف باشد، گاهی بد کامش تلخ می شود؛ ولی این بهتر از بی انصافی است...

پ.ن. من با در نظر داشتن این حرف ستاره داری که زدم، باز هم فکر می کنم بیش تر نقدها متوجه دولت است... و شاید زمانی بنویسم که به نظرم چگونه می توان رفتار حضرت آقا را در باب پذیرفتن برجام تحلیل نمود.

زمانه بر سر جنگ است؛
یا علی مددی

  • آسیابان

بسم الله


موقتاً حق و باطل را کنار بگذاریم...

انصافاً پر بی راه نیست آنان که در امریکا به راه مستکبرانه ی خود پای بند هستند، به چنین مجلس نمایندگان و سنایی افتخار کنند...


گمانم در رأی گیری در این دو مجلس، فقط و فقط یک رأی مخالف به تمدید تحریم ها داده شد...

ای والله به این یک دستی!


پ.ن. و ای والله به اشک هایی که عده ای در روز تصویب بیست دقیقه ای برجام ربختند؛ و فریادهایی که کشیدند... و رأیی که در انتخابات اسفند نیاوردند؛ که مردی هزینه دارد...

  • آسیابان