آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

مشخصات بلاگ
آسیاب

بسم الله
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم
.............
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم...
صائب
.............
این قید " و غیره و لاغیر " ی که بالا آمده را از سریال روزی روزگاری به یاد دارم.
.............
اگر احیانا علاقه ای بود، نقل مطالب آزاد است!
.............
و آسیابی که گاه در تلگرام می چرخد:
https://telegram.me/asiaban57

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

۴ مطلب با موضوع «شعر :: دوبیتی» ثبت شده است

بسم الله


سلام


شده دوزخ بهشتِ شهرِ شیراز

پر از غم، خشت خشتِ شهر شیراز


ندارد بی تو ای گل، رنگ و بویی

دگر اردیبهشتِ شهر شیراز...


والسلام

  • آسیابان

بسم الله


سلام.

یک دوبیتی برای امشب؛ و یک پی نوشت برای این روزها.


مباد حاجت بگیرد مثل مادر

به سویت پر بگیرد مثل مادر


مباد از خاطرات تلخ کوچه

خدا بابا بمیرد، مثل مادر


پ.ن. خانه ی ما، در یکی از مناطق «بالای» شهر شیراز است؛ ولی «بالا» شهر درجه یک هم نیست. البته پدرم وقتی این جا زمین گرفتند که تقریبا بیابان بود، و خیلی ها رغبت نمی کردند این طرف ها بیایند. به مرور و با چهره گردانی های روزگار بوقلمون، این جا مدتی شده بود از مناطق گران شیراز؛ گرچه حالا قیمت ها نسبتاً افت کرده، ولی هنوز خیلی هم از اسب نیفتاده (اصل که اصلا نداشته احتمالا که بخواهد از آن بیفتد یا نه). می پرسید خب این چه ربطی دارد به آسیاب و به این مطلب؟

چند سال قبل یک شهید گمنام آوردند و این حوالی دفن کردند. امروز دومین شهید گمنام را هم، کنار مقبره ی شهید قبلی به خاک سپردند ـ که متاسفانه در هیچ یک از این دو مراسم نبودم. شنیده ام قرار است مجموعا پنج شهید این جا دفن شوند... و شنیدم یکی از اهالی این حوالی جمله ای گفته که... گفته این جا را می کنند قبرستان، قیمت خانه هامان پایین می آید...

حق می دهید با نفرت نگاه خیابان ها و خانه های باکلاس و مغازه های رنگارنگ و ماشین های مدل بالای این حوالی کنم؟

  • آسیابان
بسم الله

سلام.
السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة.

یک.
هم زخم مرا ـ خدای من ـ مرهم ده
هم خواب به چشم مردم بی غم ده

آن روز به کودکان مولا چه گذشت
مادر که دعا کرد خدا مرگم ده...


دو.
یک مرد غریب بود و یک قوم عنود
یک خانه ی ساده و در و آتش و دود

یک سرو خمیده بود و یک یاس کبود
یک سرو شکسته ماند و آن یاس نبود...


سه.
........................................
........................................

میان کوچه ها مادر زمین خورد
خدایا! دست بابا باز باشد...


پ.ن یک. گفته اند برخی اعتراض کردند و گفتند حضرت یا شب گریه کنند یا روز. شاید این صدا مزاحم خواب شان بوده. و اگر آن ها خواب نبودند، تاریخ چنین نمی شد.

پ.ن دو. بیت اول شعر سوم نیامد. اگر بزرگواری توانست، این شعر را کامل کند.

  • آسیابان

بسم الله

سلام. عید فطر را تبریک می گویم.

گرچه این روزها مملکت را امواج مذاکرات هسته ای گرفته، ولی بگذار یک دوبیتی بی ربط این جا باشد فعلا! شاید بعدترها بعضی نظراتم را در مورد این ماجراها بنویسم. فقط دوست دارم مجلس از این آزمون تاریخی که دارد روسپید بیرون بیاید. هرچند رای حق نمایندگان، باعث شود چهار سال آینده را در جایی غیر از بهارستان بگذرانند...


نگاهم را به او دادم؛ نشستم

سرم را تکیه دادم روی دستم

چه نجوایی... مرا دید و زبان بست

نماز یاکریمی را شکستم...

خرداد نود و چهار


دو مطلبی که در پیوندهای روزانه اند، بعضی حرف های دلم را در مورد مذاکرات و مسائل بسیار کلان تر از آن زده اند...

یا حق

  • آسیابان