آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

مشخصات بلاگ
آسیاب

بسم الله
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم
.............
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم...
صائب
.............
این قید " و غیره و لاغیر " ی که بالا آمده را از سریال روزی روزگاری به یاد دارم.
.............
اگر احیانا علاقه ای بود، نقل مطالب آزاد است!
.............
و آسیابی که گاه در تلگرام می چرخد:
https://telegram.me/asiaban57

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب

۵ مطلب با موضوع «شعر :: غزل» ثبت شده است

بسم الله


سلام.

این غزل را پارسال در چنین روزهایی در همین وبلاگ گذاشتم؛ البته حالا با یکی دو بیت بیش تر باز نشر می شود.


پایان مهمانی به مهمان ­ها مبارک

بر خشکه ­ی لبخند چوپان ­ها مبارک


بر فارس ها، لرها، عرب ها، ترکمن ها

بر ترک و کرد و ـ ایضاً ـ افغان ها مبارک!

 

از نان خورشتِ ظهرِ کودک ­ها نخوردند

عید سعید فطرِ مامان­ ها مبارک!

 

ماشین­ شان کولر ندارد؛ ماهِ نو بر

رانندگان خوب پیکان ­ها مبارک


ماشین آن ها هم ندارد؛ ماه نو بر

رانندگان مَرد نیسان ها مبارک!

 

یک عده ­ای را گشنگی از پای افکند

عید نجاتِ درب و داغان­ ها مبارک!

 

یک عده هم در گیجی سیگار مُردند

عید سراسر دود بر آن­ ها مبارک!

 

بگذار خیلی هم نباشد طولِ عرضم

پایان مهمانی به مهمان ها مبارک


پ.ن یک. صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت...

پ.ن دو. سعدی گفت «شهر آن توست و شاهی، فرمای هرچه خواهی/گر بی عمل ببخشی، ور بی گنه برانی». ماه رمضان هم برای من بدون کاری که بتوان به آن دل خوش بود گذشت؛ حتا شب های احیا را نتوانستم بیدار بمانم... اما «نومید نتوان بود از او...» خدایا تو ببخش؛ گرچه بی عمل.

پ.ن سه. عیدتان مبارک.

پ.ن چهار. و چه تلخ که شیرینی عید فطر، در کام بسیاری از اهل بغداد، تلخ شد با انفجاری جدید... و ما هم در تلخ کامی آن ها شریکیم... و این تلخی را هم دوباره تجربه کردیم که برای برخی ـ چه مسئول و چه غیر مسئول ـ چه قدر فرق است که عده ای چشم آبی در فرانسه کشته شوند یا عده ای روزه دار در عراق...


یا علی مددی

  • آسیابان

بسم الله


سلام.

نیمه ی شعبان و میلاد امام عصر را تبریک می گویم. یک غزل و یک رباعی به مناسبت این ایام...


غزل:

بی تو ماییم و حسرت لبخند

ای نگاه تو رخصت لبخند

 

بر لبِ خشکِ شیعیانِ حسین

قرن­ ها مانده حسرت لبخند

 

طی عمری که بی تو می­ گذرد

لحظه­ ای نیست فرصت لبخند

 

غیر زخم عمیق و کاری ما

کس ندارد جسارت لبخند

 

شده تسخیر غصه و افسوس

در دل ما سفارت لبخند

 

«سنت» ی بوده در جهان قدیم

مانده تنها «روایت» لبخند

 

کم کَمَک شسته می­ شود با اشک

برگ ­های حکایت لبخند...

 

این جهان زیر و رو شده آقا!

گریه دارد بشارت لبخند:

 

جمعه­ هامان به گریه می­ گذرد

تا ظهور تو حضرت لبخند!



رباعی:

دوران هبوط مان پر از نام شماست

فریاد و سکوت مان پر از نام شماست


ما دست به دامان خداییم: عجّل!

عمری ست قنوت مان پر از نام شماست



پ.ن. یکی از خوش ذوقی های تقویم، این است که نیمه ی شعبان را روز جهانی مستضعفین نام نهاده اند. در منطق ما، اساس تقسیم کشورها و ملت ها و... تقسیم به امثال مستضعف و مستکبر است... قطب هایی که با هم نخواهند ساخت، مگر با تغییر ماهیت یک طرف. برخلاف تقسیم هایی چون پیشرفته و عقب مانده، توسعه یافته و کم تر توسعه یافته و... که ناخودآگاه، و یا شاید برای برخی خودآگاه، این را القا می کند که راه آن است که توسعه یافته ها رفته اند؛ و باقی هم باید مانند گوسفند از پی آن ها راه بروند؛ سر به زیر و سر به راه...


  • آسیابان

بسم الله

 

سلام. میلاد امیرالمونین را تبریک می گویم.

غزل زیر، داغِ داغ است؛ کار همین ساعات اخیر؛ و البته ناپخته. اگر بزرگواران راهنمایی کنند برای تقویت شعر، بسیار متشکر خواهم بود.

 

خوشا کسی که در این عمر، در پناه شماست

میان این همه بی راهه، سر به راه شماست

 

جهان چه هست؟ مسیری به سمت حضرت دوست

چراغ راه خداوند، روی ماه شماست

 

برای خال رخ کهکشان ما ـ کعبه،

چه افتخار بزرگی! که زادگاه شماست...

 

شکوه عدل شما بر زمین گران آمد

قیامت است ـ علی جان! ـ که دادگاه شماست (1)

 

شما و عدل و سخا، ما و بیم و امید

خوشا کسی که در آن روز، در پناه شماست

 

نگاه این همه درمانده سمت دست شما

امید این همه مظلوم بر نگاه شماست


....


کنون که عبد شمایند، بوذر و سلمان

سلام ما به محمد، که پادشاه شماست... (2)



1. این مصرع اشاره ای هست به مضمونی که در زیارت جامعه ی کبیره آمده؛ که حساب خلق، با اهل بیت است.

2. اشاره ای ست به روایتی از امام علی که فرموده اند: انما انا عبد من عبید محمد... یعنی من تنها بنده ای از بندگان محمدم...

  • آسیابان

بسم الله


سلام. عیدتان مبارک.


...علی مردی دشمن ساز و ناراضی ساز بود، این یکی دیگر از افتخارات بزرگ اوست. هر آدم مسلکی و هدف دار و مبارز و مخصوصا انقلابی که در پی عملی ساختن هدف های مقدس خویش است و مصداق قول خداست که: یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومة لائم (و در راه خدا می کوشند و از سرزنش سرزنش گری بیم نمی کنند) دشمن ساز و ناراضی درست کن است؛ لهذا دشمنانش، مخصوصا در زمان خودش، اگر از دوستانش بیش تر نبوده اند، کم تر هم نبوده و نیستند.

اگر شخصیت علی، امروز تحریف نشود و همچنان که بوده ارائه داده شود، بسیاری از مدعیان دوستی اش در ردیف دشمنانش قرار خواهند گرفت...


متن بالا، بریده ای از کتاب «جاذبه و دافعه ی علی علیه السلام» استاد شهید مطهری است. نمی دانم وجهی دارد که پیشنهاد مطالعه ی کتب ایشان را بدهم یا خیر؟! اصلا نیازی هست به رفقای انقلابی یادآوری کرد که کتاب های شهید مطهری را باید خواند؟!


شهید مطهری «دشمن سازی» را از افتخارات امیرالمومنین می شمرد. وای به حال ما و انقلاب مان اگر به جای دشمن سازی، به سازش با دشمن بیافتیم...


این هم غزلی... این هم پَر کاهی، تقدیم به آستان حضرتش:


می توان در تو خدا را خوب دید

در تو او، سیمای خود را می کشید


هرچه خوبی را خدایت ساخته

می توان یک دم نگاهت کرد و دید


تا تواند پَر کشد در آسمان

بال را باید کفِ پایت کشید


کهکشانی از ستاره، شب به شب

آسمان از چشمه ی چشمِ تو چید


قدرِ دریا خونِ دل دارد؛ نه آب

چاهِ غم خواری که دردت را چشید


عدل، چندی در مرامت خیره ماند

تا به معنایِ خودش کم کم رسید


وقت پیکارت ز بام  آسمان

می توان «إنّا فَتَحنا...» را شنید


قهرِ حق در دست هایت جا گرفت

مهرِ او در چشم هایت آرمید


می توان در عمقِ چشمت غرق شد

می توان در آسمانش پَر کشید


می توان دل بست بر چشمانِ تو

می توان از غیرِ چشمانت برید


...

واژه ها در وصف مولامان کم اند

باز باید واژه هایی آفرید...


این شعر، شنیده های شاعرش را موزون و مقفا آورده؛ نه دیده هایش را... شاعر این شعر، نتوانسته هیچ یک از «می توان» هایی را که در شعرش گفته، انجام دهد...

  • آسیابان

بسم الله


سلام.

این غزلی ست که شاید دو ـ سه روز دیر متولد شد. در هر صورت عید فطر پساپس(!) مبارک...


پایان مهمانی به مهمان ­ها مبارک

بر خشکه ­ی لبخند چوپان ­ها مبارک

 

از نان خورشت ظهر کودک ­ها نخوردند

عید سعید فطرِ مامان­ ها مبارک!

 

ماشین­ شان کولر ندارد؛ ماهِ نو بر

رانندگان خوب پیکان ­ها مبارک

 

یک عده ­ای را گشنگی از پای افکند!

عید نجاتِ درب و داغان­ ها مبارک!

 

یک عده هم در گیجی سیگار مُردند!

عید سراسر دود بر آن­ ها مبارک!

 

بگذار خیلی هم نباشد طولِ عرضم

پایان مهمانی به مهمان­ ها مبارک


تیر نود و چهار



  • آسیابان