آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

مشخصات بلاگ
آسیاب

بسم الله
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم
.............
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم...
صائب
.............
این قید " و غیره و لاغیر " ی که بالا آمده را از سریال روزی روزگاری به یاد دارم.
.............
اگر احیانا علاقه ای بود، نقل مطالب آزاد است!
.............
و آسیابی که گاه در تلگرام می چرخد:
https://telegram.me/asiaban57

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب

۱۰۳ مطلب با موضوع «1357» ثبت شده است

بسم الله

می گویند مستحب است آب را با سه نفس نوشید. و باز می گویند مستحب است در شب نشسته آب خورد.
شاید برخی ـ به تعبیر فقها ـ رجاءً سایر نوشیدنی ها را هم این طور بنوشند.
حالا فکر کنید یک نفر ـ دور از جان شما ـ بخواهد شراب بخورد و دنبال این باشد که در خوردن شراب آداب و مستحبات را رعایت کند! اگر این فرد از شما بپرسد که «آیا نوشیدن شراب با سه نفس مستحب است؟» چه می گویید؟!
پاسخ ساده و درست به این فرد این است که شراب خواری اساساً اسلامی نمی شود (و البته شاید گاهی برای حفظ جان، شراب خوردن بی اشکال یا لازم شود. با این کاری ندارم) و اگر تو دنبال رعایت حکم اسلام در باب شراب هستی، باید کلاً نوشیدن آن را بی خیال شوی.

می پرسید این بدیهیات را می نویسم که چه؟
ناسازگاری شراب خواری با اسلام برای ما روشن است و به سادگی تشخیص می دهیم که نمی شود هم دنبال نوشیدن شراب بود و هم رعایت مستحبات و واجبات در آن!
نکته ای که متأسفانه عمیقاً و به صورت فراگیر از آن غافلیم این است که خیلی چیزهای دیگر هم هستند که اساساً با اسلام نمی سازند و دینی کردن آن ها مثل شراب خواری اسلامی است! چه قدر به این فکر می کنیم که ساختارهای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی، چه قدر قابلیت دینی کردن دارند؟ نکند حکایت ما که مثلاً می خواهیم با زدن آیات قرآن و عکس شهدا در شهر، شهر را اسلامی کنیم حکایت همان فردی است که می خواهد برای رضای خدا، شراب شبش را نشسته نوش جان کند!

پ.ن. مدتی است به دلیل مشغله هایی، نوشتن هایم کم شده. اگر این پرت و پلاها چیزی است که وقفه افتادن میان شان عذرخواهی می خواهد، عذر می خواهم.

  • آسیابان

بسم الله

سخنی است بزرگ که هم علامه طباطبایی آن را فرموده و هم برخی دیگر از بزرگان. می گویند کل تعالیم اسلام، تفصیل «لا اله الا الله» است.

فکر می کنم متناظر با این می توان در مورد غرب هم گفت که همه ی محصولات غربی (غرب به معنی فرهنگی و تمدنی اش؛ نه لزوماً غرب جغرافیایی) اعم از علم و ایزار و ساختار و... تفصیل اومانیسم است.

پ.ن یک. اومانیسم به معنی کرامت انسان و مشابه های آن نیست؛ اومانیسم به صورت خلاصه یعنی «انسان خدایی» یا انسان محوری. یعنی بشر خود را مدار و محور بداند و برای خود این حق را قائل باشد که در مرکز عالم بایستد و آن را هر طور که خواست شکل دهد. اومانیسم البته می تواند به اشکال مختلفی بروز و ظهور کند؛ از دیکتاتوری تا دموکراسی... که همه شان در محوریت اهوای انسان مشترکند.
پ.ن دو. اگر اومانیسم را این طور معنا کنیم و آن را اساس مدرنیته بدانیم، نتیجه ی قطعی این می شود که مدرنیته ی اسلامی چیزی است مثل دایره ی مثلث. اگر این ممکن باشد، آن هم قابل تصور است!

  • آسیابان

بسم الله

بحثی در باب افزایش جمعیت. بخش سوم: عمل یا اقامه؟ ـ دو



در مطلب قبل به اختصار، تفاوت عمل و اقامه گفته شد. اقامه یعنی فراهم کردن شرایط مختلف (مادی، ساختاری، فکری و...) برای یک عمل. بدون اقامه هم می توان عمل کرد؛ اما سخت.
مثال عمل به دستور خواندن نماز، و اقامه ی نماز هم زده شد. در این مطلب ان شاء الله دو مثال دیگر مطرح می شود که به نظرم از جهاتی بهتر از مثال نماز هستند. امر به حیا و نهی از ربا از آموزه های اسلام اند. به صورت فردی می شود به هز یک از این دو عمل کرد یا دست کم برای عمل به این ها کوشید؛ یعنی شخصاً فرد تلاش کند با حیا باشد و ربا ندهد و نگیرد.
اما نکته ی مهم این است که گاهی در جامعه اقامه ی بی حیایی می شود؛ گاهی هم اقامه ی دادن و گرفتن ربا. چه طور؟
افراد هم سن و سال من، خانه های قدیمی را کمابیش دیده اند؛ منظورم خیلی قدیمی هم نیست البته. خانه هایی که در آن ها سه بخش خانه معمولاً جدا از ساختمان و در انتهای حیاط بودند: آشپزخانه، حمام، و توالت. بحث را ببریم روی آشپزخانه:
متعارف این بوده (و هنوز هم هست) که کارهای آشپزخانه بیشتر مربوط به بانوان خانه باشد. از سوی دیگر در اسلام بر پوشیدگی بانوان تأکید خاص شده. یکی از کارهایی که برای اقامه ی این امر در تمدن اسلامی انجام شده، همین جدا بودن آشپزخانه از محل های عمومی تر خانه است. برای با حیا بودن، آن آشپزخانه ها «مناسب تر» بودند تا آشپزخانه های open.
در دوره ی جدید و متناسب با مواجهه ی منفعلانه ی ما با فرهنگ و مظاهر غربی، این باور که باید باحیا بود هم سست شد (شاید بگویید شیوه های با حیایی تغییر کرد؛ این حرف را فعلا بگذاریم و بگذریم). این سستی، خودآگاه و ناخودآگاه در رفتارها و معماری و... اثر گذاشت و شاید ما فکر کردیم امثال شیخ بهایی خیلی هم باهوش نبوده اند؛ چون نفهمیده اند اگر آشپزخانه کنار پذیرایی باشد زحمت زن کم تر است تا این که آخر حیاط باشد! و ما که باورمان به حیا کم شد یا از بین رفت، و یا فکر کردیم می شود راحت تر باحیا بود، آشپزخانه ها را از ته حیاط آوردیم تنگ عمومی ترین جای خانه یعنی پذیرایی که بسیار پیش می آید که افراد نامحرم در آن آمد و شد کنند. و این مدل معماری، با حیا بودن زن را سخت کرد... چون مثلاً یا باید در آشپزخانه هم چادر بپوشد که طبیعتاً کار کردن را مشکل می کند، یا از این نوع پوشیدگی کوتاه بیاید...
پس می توان گفت آن آشپزخانه ها اقامه ی حیا می کرد و این آشپزخانه ها اقامه ی بی حیایی...

یک نکته ی مهم هم این است که ارتباط فکر با ساختار، یک سویه نیست. یعنی این نیست که فقط تغییر مدل فکر ما باعث شد آشپزخانه مان این طوری شود؛ بلکه این تغییر معماری و... کم کم روی فکر هم اثر می گذارد. برای نسل هایی که در خانه های open بزرگ می شوند، کم کم معنی حیا هم متفاوت می شود... اگر مادربزرگ های ما سخت شان بود که جلوی چشم نامحرم آشپزی و... کنند، دخترهای ما از کوچکی به این رفتارها عادت می کنند و قبحی در آن نمی بینند...

پ.ن یک. مثال ربا باز هم به بعد موکول شد!
پ.ن دو. این مدل حرف ها در چشم خیلی ها نشانه ی تحجر و ارتجاع و خشک مغزی است. امثال این اوصاف را از افراد مختلفی شنیده ام. توقع هم ندارم با زدن این حرف ها برایم هورا بکشند یا بکشید. فقط دوست دارم این برچسب هایی که به ما چسبیده مانع تأمل در حرف هایی که می زنیم نشود.

  • آسیابان

بسم الله

بحثی در باب افزایش جمعیت. بخش دوم: عمل و اقامه ـ یک


برخی از اندیشمندان معاصر، به صراحت به بیان تفاوت عمل با اقامه پرداخته اند. به صورت خاص استاد سیدمحمدمهدی میرباقری در این مورد مباحثی دارند. این مطلب، با استفاده از دیدگاه ایشان است؛ البته تا حدی که حافظه ی بنده و دیگر شرایط همکاری کنند.
ما گاهی به «عمل» به دستور یا کاری می پردازیم و گاهی به «اقامه» ی آن کار یا دستور. فرق این دو چیست؟ معنای عمل که تقریبا واضح است. مثلا فرض بفرمایید دستور داریم که نماز بخوانید؛ حیا داشته باشید؛ و ربا نخورید. گاهی ما به این دستورها ـ و یا به ضد آن ها ـ عمل می کنیم. مثلاً شما در خانه یا مسجد نماز می خوانید؛ و فرد دیگری نماز نمی خواند. شما در زندگی تان اهل حیا هستید؛ آن دیگری نیست. شما اهل ربا دادن و گرفتن نیستید؛ اما آن دیگری هست. کار هر دوی شما «عمل» است... حتا وقتی شما نماز جماعت می خوانید.
اقامه چیست؟ اقامه یعنی فراهم کردن زمینه و شرایط برای کاری؛ چه مثبت و چه منفی. این زمینه ممکن است فیزیکی باشد؛ ممکن است ساختارسازی و نظام سازی باشد؛ و چیزهای دیگر.
مثلاً چه؟ ما دستور داریم در مورد نماز اول وقت؛ گرچه استحبابی. عده ای به این دستور عمل می کنند. ولی عده ای به خاطر شرایط نمی توانند این کار را کنند. مثلاً دانشجو است و در زمان اذان کلاس دارد. حالا اگر معاونت آموزشی دانشگاه بیاید و بخش نامه کند که از نیم ساعت قبل تا نیم ساعت بعد از اذان تشکیل کلاس ممنوع است، این می شود اقامه. چون شرایط را فراهم می کند که «بشود» نماز اول وقت خواند. مثال دیگر ساخت نمازخانه و مسجد است. و قس علی هذا!

پ.ن یک. ذکر دو مثل حیا و ربا هم تعمدی بود و قصد نشان دادن نمونه ی عینی داشتم که به روشن تر شدن بحث کمک می کند. ولی برای طولانی نشدن مطلب، آن دو باشد برای قسمت بعد؛ اگر خدا بخواهد.
پ.ن دو. برای دیدن دقیق نظر استاد میرباقری در این مورد و هم چنین مباحث جدی دیگری، می توانید به کتاب «بینش تمدنی» رجوع کنید.

اشاره: پیش تر بخش اول (مقدمه ی) این مطلب در همبن جا گذاشته شد. می توانید آن را از این جا ببینید:

فرزند نآوری. یک

  • آسیابان

بسم الله

آتش به اختیار

مدتی قبل مطلبی نوشتم و گفتم به نظر من در مورد معنای «بصیرت» ی که حضرت آقا در جریان فتنه 88 خیلی روی به دست آوردنش تأکید کردند، اشتباه رخ داد. شاید ما فکر کردیم بصیرت یعنی جار زدن این که فلانی فلان روز در فلان جا با جورج سورس دیدار کرده... ولی بصیرت چیزی فراتر از این حرف هاست و به صرف «خبر داشتن» حاصل نمی شود.
کمی بعد از آن نوشته، آقا کلیدواژه ی جدیدی مطرح کردند: آتش به اختیار. حدس زدنش اصلاً سخت نبود که این واژه هم بین برخی از ما بد فهمیده می شود و شاید خراب شود...

دوستان دغدغه مند! آتش به اختیار این نیست که چشم مان را ببندیم و دهان مان را باز کنیم. این مثل این می ماند که کار سربازی که در جبهه به او گفته اند آتش به اختیار و او به سمت نیروی خودی یا آسمان آتش راه انداخته را هم اطاعت بدانیم!
اول باید دید سلاح ما چیست... با چه ابزاری می توان به دشمن ضربه زد؟ این خیلی مهم است.
دوم باید دشمن را دید و شناخت... نه هر که را دیدیم بزنیم و بگوییم اختیار آتش به خودمان داده شده!
سوم باید اولویت سنجی کرد... اگر شما یک خمپاره داشته باشید و بتوانید یا حمام اردوگاه دشمن را بزنید و یا اتاق فرماندهی را، زدن حمام حماقت است! ما خیلی دست مان باز نیست... حداقل این است که وقت خیلی زیادی نداریم و باید این وقت را در اولویت های درست خرج کرد.

لطفاً قبل از اجرای فرمان آتش به اختیار، از دیده بان ها گرا بخواهید و آتش خودتان و آبروی جبهه ی حق را حرام نکنید. ما قبل از هر اقدامی به فکر نیازمندیم...
البته مخاطب اول این نوشته باید خودم باشم.

یا علی

  • آسیابان

بسم الله

یک تحلیل و نگاه این است که تحریم های جدید، نشان دهنده ی باطل بودن و عملی نشدن وعده و ادعای #روحانی در مناظرات، مبنی بر برداشتن بقیه ی تحریم ها است. (غیر از هسته ای، که می گویند برداشته شده)
مخالفان دولت شاید بیش تر این تحلیل را داشته باشند و حالا هی خبر تحریم ها را دست به دست کنند و فیلم های روحانی را که می گوید بقیه ی تحریم ها را هم بر می دارم بازنشر کنند... تا نشان دهند این حرف نشدنی است و این چیزها.

یک تحلیل و نگاه دیگر این است که وضع تحریم های جدید، قطعه ای دیگر از پازلی باشد که روحانی با آن جملات یک قطعه اش را سر جایش گذاشت... اگر فی المثل هشت سال قبل به مردم می گفتند که باید در قلب اراک بتون بریزید وگرنه تحریم ها می ماند، احتمالاً درصد بالایی از مردم می گفتند بتون نمی ریزیم؛ تحریم ها بماند به درک! ولی وقتی تحریم ها سنگین شد و از این طرف هم روحانی و ظریف تریبون دار شدند، شد آن چه شد... تریبون داری و اختیارداری ظریف و روحانی ـ با کمال تأسف ـ ادامه یافت؛ و شاید قرار است همان برنامه در مورد موشکی و حقوق بشر و تروریسم هم اجرا شود. از آن سو تحریم ها سنگین می شود، و از این سو یک بار دیگر این حرف کم کم به مردم باورانده می شود که بله! می شود تحریم ها را برداشت؛ اگر بگذارند...
با این تحلیل دوم نمی شود خوشحال بود... شاید روحانی این قدر تجربه و تیزهوشی داشت که وقتی آن حرف را می زد، پیش بینی می کرد که یک ماه بعد این چنین می شود...

پ.ن. این که نوشتم قطعات یک پازل، به این معنی نیست که معتقد باشم زد و بندی در کار هست (که خدا نکناد). برای پر شدن یک جورچین، نیاز نیست همه یک نیت داشته باشند؛ مهم این است که قطعه ی خود را درست بگذارند!


زمانه بر سر جنگ است؛ یا علی مددی

  • آسیابان

بسم الله



صورتش را ببینید! چه آرام خوابیده...

این ها حاشیه نشین هستند... حاشیه نشین هایی که باید بمیرند تا سلاح ها فروش برود (یادمان باشد قرارداد جدید سعودی ها با امریکا را)
این ها اگر بزرگ شوند شاید حرف های نو داشته باشند... و قرار است لیبرال دموکراسی پایان عالم باشد؛ پس این ها باید بمیرند تا حرفی مخالف به گوش نرسد.
این ها نه چشم شان آبی است و نه موهای شان بور. هزاران شان فدای یک تار موی بچه های پاریس!
فقط به مسئولان برج ایفل خبر دهید که امشب هم یک دقیقه چراغ های برج را خاموش کنند! حس هم نوع دوستی بی داد می کند در این عالم!

پ.ن یک. سگ و گربه هم نیست که روشنفکران ما در حمایتش کمپین راه بیندازند.

پ.ن دو. خوب است اگر این شب و روزها دعایی می کنیم، کمی از خودمان بزرگتر باشیم... مظلومان یمن و سوریه و عراق و میانمار و لیبی و... را که غریبان دنیای متمدن امروزند فراموش نکنیم.

پ.ن سه. گمانم این کودک یمنی است.

پ.ن چهار. اللهم عجل لولیک الفرج.

  • آسیابان

بسم الله

سه شنبه شب، یعنی شب دوازدهم ماه مبارک رمضان، یک مسابقه ی فوتبال برگزار می شود بین آلمان و دانمارک. مسابقه ی تدارکاتی و در حمایت از همجنس بازان؛ بازوبند کاپیتان ها و پرچم های کرنر و... این مسابقه، نماد لوطیان امروز است. تا این جای قضیه چندان عجیب نیست... در دنیای مدرن ما که روی قوم لوط را دارد سفید می کند.
نکته ی جالب قضیه این است که این مسابقه از شبکه ی 3 سیمای جمهوری اسلامی پخش زنده می شود!

با روندی که از مسئولین دیده ایم که مثلا فلان آقا که جان عمه اش برای تولید اشتغال مسئولیت دارد می آید و می گوید باید اشتغال تولید شود(!) جا دارد رئیس صدا و سیما و شبکه ی سه و سایر دست اندرکاران این اقدام بیایند و بگویند آخر مگر صدا و سیمای ما جای این کارهاست؟! ما شدیداً محکوم می کنیم!

بگذار بد و بی راه ها را فعلاً نگویم. هرچند قطعا گاهی «بد» گفتن، «بی راه» نیست...


لینک اعلام برنامه ی شبکه سه در تاریخ سه شنبه، 16 خرداد 96: کلیک کنید

خبر مرتبط: کلیک کنید

  • آسیابان

بسم الله


«مکتب امام(ره) نمونه اسلام ناب است و مصداق اعتدال، شخص امام(ره) و رهبری(مدظله) هستند. رفتار و منطق ایشان است که  اعتدال را برای ما تعریف می‌کند.

متأسفانه برخی «اعتدال» را در مقابل «افراط»  قرار داده اند تا افراد انقلابی را افراطی قلمداد کنند؛ در حالی که اعتدال، هم در مقابل افراط (قرائت خشن) است و هم  تفریط(قرائت سازشکار)!

جریان سازشکار سعی می‌کند دوگانه «اعتدال» و «افراط» را به جامعه تلقین کند؛ ما در مقابل، برای خنثی‌سازی این طرح، سه گانه «افراط، اعتدال و تفریط» را در جامعه گسترش دهیم؛ سازشکاری، جریان تفریط است و اعتدال، جریان مقام معظم رهبری (مدظله)».

استاد سیدمحمّدمهدی میرباقری، ۹۴/۱۱/۳۰


  • آسیابان

سم الله

مقدمه

چند سال است که زیاد این سخن را شنیده ایم که وضعیت فرزند آوری در ایران، مناسب نیست و اگر این روند نامبارک باقی بماند و یا حتا بهتر شود، اما کم، آینده ی ایران آینده ای پیر خواهد بود که این، خود مفاسدی فراوان به همراه دارد.
افزایش جمعیت موافقان و مخالفانی دارد. فکر می کنم هم برخی موافقت ها سیاسی است و هم برخی مخالفت ها؛ و این از ارزش شان می کاهد... من این جا شاید نه به دنبال موافقت با این کار باشم و نه مخالفت (بحث کارشناسانه در این موضوع خاص را باید به افرادی سپرد که در آن تخصص دارند)... بلکه می خواهم نگاهی انتقادی به تعارضات رفتاری مسئولان داشته باشم که متأسفانه نه فقط در این مبحث، بلکه در موارد مختلفی وجود دارد.
اگر خدا بخواهد سعی می کنم در چند مطلب سلسله وار، به این بحث بپردازم.

پ.ن یک. اصلاً بعید نمی دانم که این نوشته ها (اگر نوشته شوند!) حتا باعث به دنیا آمدن یک نوزاد بیش تر در این خاک نشود. آن چه دنبالش هستم، منتقل کردن یک نگاه منتقدانه است به چند نفری که شاید این ها را بخوانند. انتقاد از نبودن یک نگاه ـ به اصطلاح ـ سیستمی در بسیاری از تصمیم گیران مملکت.
پ.ن دو. هرچند نوشتم که تعارضات رفتاری مسئولین در زمینه های دیگری هم قابل دیدن است، اما خود این موضوع هم با توجه به ابعادی که به یاری خدا به آن خواهم پرداخت، برایم موضوعیت دارد.
پ.ن سه. در مطلب بعد، ان شاء الله به تفاوت عمل به یک کار با اقامه ی آن خواهم پرداخت که آن هم به نحوی جنبه ی مقدمیت دارد.

پ.ن چهار. ان شاء الله از نظرات بزرگواران بهره خواهم برد؛ اما امیدوارم از حالا این بحث مطرح نشود که با این وضع اقتصاد و اشتغال و... چه جای دعوت به تولید نسل است! احتمالاً این نقد و پرسش ها اگر هم در بحث بنده جایی داشته باشد، زمانش حالا نیست.

  • آسیابان