آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

مشخصات بلاگ
آسیاب

بسم الله
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم
.............
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم...
صائب
.............
این قید " و غیره و لاغیر " ی که بالا آمده را از سریال روزی روزگاری به یاد دارم.
.............
اگر احیانا علاقه ای بود، نقل مطالب آزاد است!
.............
و آسیابی که گاه در تلگرام می چرخد:
https://telegram.me/asiaban57

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب

این صفحه ی تلخ آلبوم

جمعه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۴۸ ب.ظ

بسم الله


سلام.

بچه ها نشسته اند پای آلبوم؛ بچه ها یعنی خواهر زاده هایم. آلبومی که شاید سن همه ی عکس هایش، از سن دو خواهر زاده ی کوچکم بیش تر است! عکس های دوربین های فیلمی... می رفتیم در عکاسی و یک فیلم بیست و چهار تایی یا سی و شش تایی می خریدیم و بعد با چه ذوقی عکس می گرفتیم و بعد دوباره می رفتیم در عکاسی تا عکس ها را چاپ کند...

من هم می نشینم کنارشان و برای شان توضیح می دهم:

این عکس را روزی گرفتیم که رفته بودیم کوه و توی برف گیر افتاده بودیم... احتمال می دادیم برنگردیم دیگر!

این دو بچه ی کوچولو، مصطفا و علی اکبرند ـ که حالا هر کدام شان جوانی شده اند...

این خانه، خانه ی قدیمی بی بی است؛ چه خاطره ها که ما از آن داریم... خیلی از خاطرات شیرین جمعه های دوران دبستان مان این جا رقم خورد...

...

تا می رسیم به صفحه ای که...

یک طرف عکس های تابستان سال هشتاد و یک است؛ عکس هایی که در روستای مان گرفته شده؛ جایی که تابستان های خوش کودکی مان، از شهر به آن پناه می بردیم... می گویم این بی بی است؛ این منم؛ این خاله است؛ این باباجون ایاز است؛ این...

طرف دیگر عکس های تابستان سال هشتاد و دو است؛ عکس هایی که در روستای مان گرفته شده؛ جایی که تابستان های خوش کودکی مان، از شهر به آن پناه می بردیم... این جا خیلی نفرات تکرار شده اند؛ اما جای یک نفر بد خالی ست... خدا رحمتت کند باباجون ایاز...

...

شاید زمانی همین خواهر زاده ها ـ که امروز جشن تولد دوتایشان (دوقلوها) بود و شمع هشت را فوت کردند ـ بنشینند و عکس های آلبوم مدرن شان را نشان بچه هایشان بدهند... و وقتی از سال نود و پنج به نود شش رسیدند، اشک بدود گوشه ی چشم شان و بگویند خدا رحمتت کند دایی...

  • آسیابان

نظرات  (۶)

  • یک برانداز نرم
  • عمرتون ختم به شهادت ان شالله !
    پاسخ:
    ممنون
  • مصطفی موسوی
  • در دفتر حیات بشر کس نخوانده است
    جز داستان مرگ‌حدیث مسلمی...
    پاسخ:
    بله...
    سلام.
    ایشالا به مقام شفاعت برسید

    ظاهرا در روایات است که به فکر مرگ بودن عمر را بیشتر می کند!!!
    چه دایی خوبی حیف بود که شهید نشود...
    پاسخ:
    از دور خوب به نظر می رسد!

    ممنون
    زمان چیز عجیبیه
    وعجیبتر خاطره ها..

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">