آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

مشخصات بلاگ
آسیاب

بسم الله
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم
.............
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم...
صائب
.............
این قید " و غیره و لاغیر " ی که بالا آمده را از سریال روزی روزگاری به یاد دارم.
.............
اگر احیانا علاقه ای بود، نقل مطالب آزاد است!
.............
و آسیابی که گاه در تلگرام می چرخد:
https://telegram.me/asiaban57

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب

جشن پیروزی

يكشنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۴، ۰۲:۲۳ ب.ظ

بسم الله


بدین وسیله از عموم شهروندان تهرانی که در انتخابات دشمن بشکن جمعه، با نظر به سر انگشت اشاره ی bbc برگ زرین دیگری در کارنامه ی غرب زدگی ایران آفریدند، دعوت می شود جهت برگزاری مراسم جشن پیروزی، با هم راه داشتن پرچم های سفید، در مقابل سفارت کشور خوش نام، خوش سابقه، صادق، و دوست، بریتانیای کبیر حضور بهم رسانند.


پ.ن. ما اگر سستی نمی کردیم، خصم / مثل بیماری که جان می کند بود. محمدکاظم کاظمی

بعد التحریر: با توجه به غلط انداز بودن ابتدای دعوت نامه (!) که ظاهرا موجب برخی سؤ تفاهم ها شده، اصلاح می کنم: بدین وسیله از آن دسته از شهروندان تهرانی که...

  • آسیابان

نظرات  (۱۳)

سبک زندگی تهرانی نتیجه اش این شد. اگر سبک زندگی مان را عوض نکنیم این ویروس به اندیشه و فکر ما هم وارد می شود.
پاسخ:
به نظرم سخن تان به شدت عمیق است. بلا نسبت شما، از انتخابات تهران یاد سخن چرچیل افتادم: آدم ها شهرها را می سازند و شهرها آدم ها را.
سلام بزرگوار.

ندیدی لاشه های مطبخ خونین شهرت را
اگر دیدی چرا بر سفره اش هر روز مهمانی

این نتیجه ی انتخابات راه رو برای خیلی از تحلیل ها باز کرده و شاید هم فردا رسانه های انگیلیسی توی تحلیل هاشون بنویسن ، مردم ایران به انگلیس لبیک گفتن...
پاسخ:
سلام محمد آقا.

اگر این تحلیل را بکنند، در مورد جمعی به خطا نرفته اند به نظرم. البته نه در مورد همه ی آنهایی که مخالف ما رای دادند.
  • محسن رجب پور
  • من هم این جشن دشمن بشکن را به آنها تبریک میگویم.
  • صحبتِ جانانه
  • انتخابات تهران این بیت رو یاد آدم می اندازه:

    همای گو مفکن سایه ی شرف هرگز
    بر آن دیار که طوطی کم از زغن باشد
  • مصطفی موسوی
  • توقع داشتم حداقل شما این حرفو نزنی!
    من خودم توی خبرگان به لیستی که هاشمی توش نبود رای دادم ولی باید طرفداران اصولگراها قبول کنن مردم دیگه رغبت و انگیزه ای برای رای دادن به اصولگراها ندارن! و واقعا کمن کسایی که گفتن یا نگفتن بی بی سی بشه عامل تصمیم گیریشون! وقتشه اصولگراها بشینن عملکرد دهه ی اخیرشون رو یه بازبینی بکنن تا قبول کنن برای این که از اونا بدتراش سر کار نیان باید واقعا کاری کرد برای مردم. با حلوا حلوا دهان شیرین نمیشه!
    پاسخ:
    سلام آقا مصطفا.
    یک. منظور بنده تمام افرادی که به لیست هاشمی و اطرافیانش رای دادند نبود.
    دو. این مطلب مالِ هرکه هست، آن را بردارد.
    سه. شاید درد در مورد مجلس کم تر باشد. نمی دانم چند درصد از افرادی که چنین مصیبتی آفریدند، می توانند برای رای شان نزد خدا حجت بیاورند. مثلا بگویند این فردی را که من رای دادم می دانم فقاهتش و عدالتش بییش تر است.
    چهار. اصول گرایی ضعف داشته و دارد؛ قبول. دنیا پر است از تلاقی حق و باطل. مهم این است ببینیم مبنای کجا به حق نزدیک تر است و انحرافش از حق کم تر. و تلاش کنیم آن را به سمت ناب شدن ببریم.
    پنج. این هم مهم است که ضعف های اصول گرایی را چه بدانیم. و از چه موضعی در مورد اصول گرایی قضاوت کنیم.
    شش. نیازی نیست افراد لیست رای شان را از bbc بگیرند. فردی که فکرش غربی ست، به احتمال قوی در نتیجه و تصمیم هم به همان می رسد که آن ها می خواهند.
    هر شش بند پاسخ به مصطفا موجه و منطقی بود.
  • حکیم برجیان
  • سال 92 هم سستی کردیم و فهمیدیم هم که سستی کردیم، چه کردیم بعدش؟
    الآن چه می کنیم؟
    حرف های زیادی برای گفتن هست و تحلیل های بیشتری
    انتقاد بیش از مردم به مسوولین وارد است

    سربزنید
    اینکه همه ی افراد ساکن در تهران رو به یک چوب برونیم اصلا کار درستی نیست
    همون طور که هر سه نفر نامزد راه یافته از کردستان اصلاح طلب بودند
    بله...تهران لیستی که اراِه داد لیست اصلاح طلبان بود ولی لیست همه ی مردم این نبود
    و ربطی هم به نوع سبک زندگی تهرانی ها نداره
    وقتی در این سالها همه ی ما و خود من در جبهه گفتمان انقلاب و مجمع اصولگرایان بد عمل کردم و اعتماد عمومی کم شده نسبت به این تفکر چرا تقصیر رو گردن مردم تهران میندازیم؟
    تهـــران همه ی ایران نیست...
    پاسخ:
    تشکر از حضور و نظرتان
    بنده تمام مردم تهران را یک کاسه نکردم؛ و این کار را بی انصافی می دانم. در پاسخی که به آقا مصطفا دادم هم نوشتم که حتا منظورم تمام افرادی که به هاشمی و لیست های مورد نظر او رای دادند نیست؛ به طریق اولی مشخص است که نظرم روی همه ی مردم تهران نیست.
    نمی دانم چه طور با این اعتماد و صراحت می گویید ربطی به سبک زندگی ندارد. مگر می شود چنین چیزی؟ شاید در آینده نطرم را با تفصیل در این خصوص بنویسم. عجالتا به نظرم اولین یادداشت دکتر یامین پور را در خصوص تحلیل نتیجه ی انتخابات تهران بخوانید. رابطه ی اموری چون سبک زندگی و تفکر با هم یک سویه نیست. به قول بعضی ها گفتنی رابطه شان سیستمی و متقابل است. نمی شود، یا بسیار سخت است که با هر سبک زندگی ای، هر نوع تفکری داشت.
    بنده منکر ضعف های اصول گرایی نیستم و در پاسخم به آقا مصطفا هم نوشتم. ولی در این مورد هم نباید سطحی و با مبنای اشتباه حرف زد. معیار برای سنجش اصول گرایی باید مبانی انقلاب و نظرات امام و آقا باشد؛ ولا غیر. چرا مردم تهران اگر از اصول گرایان برگشتند، به اصلاحات رجوع کردند؟ این یک سوال جدی است. چرا به مستقل ها رای ندادند؟ چرا رای سفید ندادند؟
    با خط آخر موافقم؛ تهران همه ی ایران نیست. خدا کند الگوی همه ی ایران هم نباشد.
    سلام. پاسخ شما به مصطفی را مطالعه کردم.

    باید قبول کرد که اصولگرایان با مردم صادق نبودند.
    تناقض در شعار و عمل، و دوگانه هایی که ایشان مدام در تذبذب میان آن ها هستند، برای مردم قابل تشخیص است.
    سرمایه گذاری روی پایگاه رای مشترک با دیگر جریان ها، در عین پافشاری بر از دست ندادن بدنه متدین و انقلابی، موجب بروز برخوردهای متناقض می شود.
    همچنین، اصولگرایان قائل به اصالت گفتمانی نیستند و صرفا تحت تاثیر جو و یا برآوردهای غلط و غیر دقیق اجتماعی، تغییرات جدی از شعار تا رفتار می یابند و دچار اعوجاجات جدی در مولفه های گفتمانی می شوند. نظیر این را در لجاجت های کودکانه انتخابات 92 که سرنوشت کشور را تغییر داد، به عینک انصاف میتوان رصد کرد. 
    پاسخ:
    سلام.
    تشکر از حضور و نظر قابل تاملتان. اصول گرایی نیازمند یک آسیب یابی عمیق و بر مبنای اصول انقلاب، و بازسازی جدی دارد.
    شاید این اتخابات با همه ی تلخی اش، مبدا خیری شود.
    سلام
    ممنون از پاسخ شما
    اما همچنان معتقدم که سبک زندگی در تهران به رای های ماخوذه ربطی نداره
    ما میتونیم در تهران ساکن باشیم و سبک زندگی خودمون رو داشته داشته باشیم
    و در مقابل یک سری شاز شهرستان ها در تغییر سبک زندگی از تهران هم جلو زدند
    اما در مورد سوال شما در رابطه با سوال هایی که درباره رای مردم تهران داشتید...من هم متولد و هم ساکن تهران هستم و البته اطلاعی از محل سکونت شما ندارم
    اما در مدت امنتخابات و خوصا یک هفته مونده به رای گیری در اغلب میتینگ های سیاسی و سخنرانی های انتخاباتی جو مسمومی حاکم بود
    جوی که کاملا احاطه بر هاشمی و لیست ائتلاف اصلاح طلبان داشت
    به عقیده من همین ایجاد فضای ذهنی برای مردم و عدم حضور نامزدهای اصولگرا در میتینگ های انتخباتی باعث تضعیف رای تهران شد
    من با مشاده این جو و فضا در شهرم فهمیدم که ما 30نفر اصولگرای تهران رو از دست دادیم؛این رو حتی یک ماه قبل از انتخبات فهمیدم
    و این یکی از دلایل ضعف رای تهران بود
    اما بالاخره حرف من اینجاست
    تنش به خودی خود بین دو حزب اصولگرا و اصلاح طلب وجود داره و کوفه خواندن تهران تنها به این تنش ها دامنه میزنه
    پاسخ:
    سلام.
    تشکر
    بنده نه تهران را کوفه خواندم و نه تهرانی ها را کوفی؛ نه این حرف را درست می دانم و نه به صلاح. البته باید در نظر داشت که قطعا در تهران، مثل شهرهای زیاد دیگری، تنوع زیاد است.
    از طرفی معتقدم باید روی خصلت های مردم کوفه مطالعه کرد و نسبت خودمان را با آن ها مورد دقت قرار داد. کوفه لزوما یک استثنا در تاریخ نیست. مردم کوفه به خاطر چه خصوصیاتی آن کارها را کردند؟ و ما چه قدر به آن ها نزدیکیم. بحث اصلا نباید شعاری بشود.

    شاید هم عنوان پست رمز دار "ما اهل کوفه هستیم" این تلقی را به وجود آورده که من تهران را کوفه دانسته ام. این طور نیست. اگر مطلب را خوانده بودید احتمالا قضاوت دیگری داشتید. ولی فعلا ترجیح می دهم آن مطلب همین طور بماند.
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    چقدرخوبه دوستان موافق اصلاحات ازفتنه78، مجلس ششم، خاتمی و مهاجرانی وکابینه ومشاوران ضدانقلاب وپناهنده به خارج خاتمی، انچه که باهسته ای دردوران اصلاحات شد، فتنه88،حامیان واجراکنندگان فتنه که هم اکنون ** **** *** ******* دولت اعتدال وهسته ای، دولت اعتدال و***** ********** ، دولت اعتدال ورکود، دولت اعتدال وسکولاریسم، اعتدال و فرهنگ، اصلاحات و ولایت ستیزی ، اعتدال وسقوط علمی وخیلی موارددیگه هم صحبت کنند
  • مصطفی موسوی
  • ممنون از پاسخ باحوصله ت آقا مهدی. اما اولا من دم از «اصولگراها» زدم و شما دم از «اصول گرایی» پاسخ دادید که به کلی بحث عوض شد! ثانیا دولت و‌ مجلسی که نتونن حداقل های معیشت دنیای مردم رو تأمین کنند، در شرایطی که پتانسل و استعدادش کاملا موجوده، به خودی خود صلاحیت لازم برای تأمین آخرت مردم رو هم از دست میدن. البته این نظر شخصی بنده هست و به برداشت اولیه ام از ایده ی نهفته در بند پنجم پاسخ قبلیتون بر میگرده
    یا حق
    پاسخ:

    متشکر از توضیح مفیدتون.

    این که به جای اصول گرا ها از اصول گرایی نوشتم، تعمدی نبوده؛ ولی به نظرم می یاد چیزهایی که در مورد اصول گرایی نوشتم رو می شه با کمی اغماض در مورد اصول گرا ها هم مطرح کرد. البته اصول گرا هم دیگه عنوان بسیار شل و ولی شده که از امثال کاظم جلالی تا آیت الله مصباح رو در بر می گیره!

    و من دوباره این سوال رو می پرسم که اگه مردم تهران دیگه به اصول گرا ها رغبت ندارند، چرا به اصلاحات برگشتند؟ شاید این رای چیزی فراتر از نه به اصول گرایی و اصول گراها بود.

    به نظرم قسمت "ثانیا" نظرتون به صورت ضمنی سه ادعا داره که هر سه محل بحث می تونه باشه (منظورم این نیست که حتما مخالفم): تامین نشدن حداقل های معیشت؛ وجود کامل شرایط؛ ارتباط توان تامین معیشت با صلاحیت تامین آخرت. شاید پذیرش قسمت سوم برای من راحت تر باشه.

    البته باز در مورد معیشت به نظرم جای بحث هست. تعریف ما از تامین معیشت چی باشه (البته بنده طرفدار رواج فقر نیستم!)؛ جهت تامین معیشت باید چی باشه؛ اولویت ها چگونه هستند و... البته این بحث به نطرم بیش تر جنبه ی نظری داره؛ نه این که دنبال توجیه کار برخی دست اندر کاران باشم.

    باز هم تشکر.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">