آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

مشخصات بلاگ
آسیاب

بسم الله
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم
.............
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم...
صائب
.............
این قید " و غیره و لاغیر " ی که بالا آمده را از سریال روزی روزگاری به یاد دارم.
.............
اگر احیانا علاقه ای بود، نقل مطالب آزاد است!
.............
و آسیابی که گاه در تلگرام می چرخد:
https://telegram.me/asiaban57

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب

حرف مفت

سه شنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۱۱ ق.ظ
بسم الله

سلام

یک. اصطلاح «حرف مفت» را احتمالا همه شنیده ایم؛ و آن را نوعاً توهین می دانیم. گاهی در مورد برخی حرف ها این صفت را به کار برده ایم؛ و گاهی برخی آن را در مورد حرف های ما به کار برده اند.

دو. نمی دانم شنیده اید این اصطلاح از کجا پیدا شده یا نه. چند سال قبل در مجله ای* خواندم اوایل کاری که تلفن پایش به این سرزمین باز شده بود، برای عادت دادن مردم ساده دل آن موقع به صحبت کردن با تلفن، تدبیری اندیشیده شد: مفت حرف زدن! (مفت در این جا یعنی رایگان)... گوشی تلفن را این جا یک نفر بر می داشت و دیگری جای دیگر؛ لابد این سوغات عجیب و غریب فرنگ صد رنگ هم برای خیلی ها آن قدر جذاب بوده که حاضر و بلکه مشتاق باشند که آن را امتحان کنند؛ خاصه وقتی که خرجی ندارد، جز تلف کردن عمر که معمولا ضرر به حساب نمی آید. القصه! اسم این کار دلچسب برای بعضی، شده بود حرف مفت زدن (و مفت هنوز هم معنی رایگان می داد) و مردم می نشستند (شاید هم می ایستادند) پای تلفن و از هر دری، حرف مربوط و بی ربط تحویل هم می دادند. احتمالا طبق سخن حکیمانه ای که می گوید «کسی که حرفش زیاد شود، خطایش هم زیاد می شود»، آن ها که زیاد حرف مفت (هنوز یعنی رایگان!) می زدند، حرف مفت (دیگر نه یعنی رایگان) هم زیاد می زدند. و از این جا بود که کم کم به حرف بی ارزش گفته شد حرف مفت! یعنی از آن مدل حرف هایی که معمولا عده ای پشت تلفن های رایگان تحویل هم می دادند...

سه. اگر همه به آن اندازه که می باید حرف می زدند، جهان خیلی ساکت تر از حالا می شد...

چهار. این جا دنبال تعیین نسبت طرح های وسوسه کننده ی شرکت های تلفن همراه برای زیاد حرف زدن با دستورات و توصیه های دین در مورد سکوت و کم حرفی نیستم. دنیای سرمایه داری را هم کثیف تر از آن می دانم که این طرح ها را هدیه ی فی سبیل الله بدانم! ولی مواظب باشیم، که ممکن است ماجرای نام گذاری حرف مفت دوباره در حال تکرار باشد... این بار در مقیاسی به شدت وحشتناک تر از حکایتی که ذکرش گذشت. کمی دقت کنیم! گیرم که حرف زدن مفت باشد، ولی حیف از عمر است که به حرف مفت زدن بگذرد...

 

* هفته نامه ی همشهری جوان؛ که مدتی سخت مشتری اش بودم؛ وقتی جوان تر بودم! (البته ممکن است ضعف حافظه ی من گریبان گیر این حکایت هم شده باشد؛ ولی اصل قضیه همین بود)


طاعات قبول.

یا علی مددی

  • آسیابان

نظرات  (۹)

  • مرتضی تقی زاده خسرویّه
  • ^_^
    خیلی عالی بود
    سکووووت گهر فراموش شده 

  • ...:: بخاری ::...
  • هممممم
    اگه مرحوم گراهام بل زنده بود وبند شماره دو رو میخوند، سکته ناقصه رو حداقل زده بود!
    مطلب و هدف مطلب عالی بود، ولی ناخواسته صنعت تلفن و صحبت از راه دور را طعمه ای پست و غربی توصیف کردید.
    پاسخ:
    سلام برادر
    تشکر
    نمی دانم از کجای نوشته این برداشت را داشتید. اگر بفرمایید متشکر می شوم
    سلام برادر. طاعات قبول.

    حکایت جالبی بود.

    طنز تلخ ماجرا اینه که قبلا اگر اسمی روی این طرح بود، اسم واقعی بود و اما الآن به فراخور دنیای مصرفی امروز نام های گول بزن این طرح ها هم...
    البته کلیت این طرح شاید ایرادی درش نباشه، چرا که خیلی از ماها از جمله خودم با استفاده از این طرح ها یه صرفه جویی مختصر در هزینه کردیم اما نوع تبلیغ این طرح و همچنین از آنجایی که خیلی از چیزهای ما ، فرهنگ استفاده اش دیرپاتر از خود اونه، باعث استفاده ی غلط خیلی چیزهایی که حتی در این وانفسا می تونن خوب باشن، میشه
    پاسخ:
    سلام برادر

    متشکر

    کلیت طرح به نظرم برای سودی است که عده ای به آن چشم دوخته اند. هرچند افرادی در این میان از آسیب ها بگریزند...
  • مصطفی موسوی
  • اومدم کامنت بذارم دیدم باید کل باب "خاموشی" گلستان سعدی رو بنویسم!
    پاسخ:
    چه بگویم آقا مصطفا

    کل گلستان را خیلی چاپ کرده اند؛ خیلی هم خوانده اند؛ گیر در عمل است متاسفانه!
    + برای عادت دادن مردم ساده دل ....

    + دنیای سرمایه داری را هم کثیف تر از آن می دانم که این طرح ها را هدیه ی فی سبیل الله بدانم!

    روح مطلب هم چنین چیزی رو میرسونه داداشم. نگاه منفی به هرچیزی که از دنیای غرب اومده، نگاهی بشدت مورد تامل و دقته. با این معیار ممکنه همون منشا که تلفن رو در اختیار ما قرار داد، همونم فضای مجازی رو اورد. پس ما هم الان در حال حرف مفت. رایگان بودن، دلیل مفت و هرز بودن نیست. این نظر منه البته. 
    پاسخ:
    متشکرم

    من انکار نمی کنم که نگاهم به غرب منفی هست. البته هنوز نگاه دقیق و کاملی ندارم... و یادمان باشد که غرب هم از آن واژه های غلط انداز است. تا معنای غرب را از که بگیریم! ممکن است شما معنایی از غرب را مراد کنید و من چیز دیگری برداشت کنم؛ و برعکس.
    اما این نوشته را بیش تر ناظر به یک مشکل اجتماعی و فرهنگی می دانم تا نقد سوغات های غرب.

    دو موردی را هم که فرمودید ـ دست کم در خودآگاهم ـ متاثر از نگاه منفی به هرچه از غرب آمده ننوشتم. به نظرم این دو را اگر موردی هم ببینیم حکم همین است. یعنی آن کار برای جا انداختن تلفن در بین مردم بوده و این طرح ها را هم به نظرم نمی توان هدیه دید! این ها برنامه هایی ست برای این که در کوتاه مدت یا بلند مدت، پول بیش تری نصیب شرکت ها شود. شما منکر این هستید؟ بعید می دانم. پس شاید بنده متوجه مراد شما نشده ام.

    اما این که آیا هر چیز از غرب آمده منفی است یا نه. من هنوز به جواب قطعی ای در این مورد نرسیده ام؛ ولی دوست دارم ماجرا را خیلی هم روشن و سطحی نبینم (شما هم همین طورید گمانم؛ چون مساله را محل تامل دانسته اید). به نظرم اگر به این حرف حافظ برسیم که "عالمی دیگر بباید ساخت..."، جواب های رادیکال هم می توان داد... هرچند نزدیک شدن به این فضا خیلی سخت است. در هر صورت، رضا داوری مسیر خوبی است برای تامل در مورد غرب.

    و من ابدا قصد نداشتم ـ و به نظرم نوشته هم این را نمی رساند ـ که هر حرف رایگانی، مفت هم هست. نوشته هشداری بود و تذکری.

    باز هم تشکر می کنم
  • پرستوی مهاجر
  • سلام
    ممنونم 

    پاسخ:

    سلام برادر

     

    تشکر

  • هاتف آل مجم
  • سلام کاکو
    لذت بردم از خواندن این پست...:)
    پاسخ:
    سلام کاکو
    لطف داری جواد جان. ناقابل است :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">