آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

مشخصات بلاگ
آسیاب

بسم الله
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم
.............
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم...
صائب
.............
این قید " و غیره و لاغیر " ی که بالا آمده را از سریال روزی روزگاری به یاد دارم.
.............
اگر احیانا علاقه ای بود، نقل مطالب آزاد است!
.............
و آسیابی که گاه در تلگرام می چرخد:
https://telegram.me/asiaban57

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

در باب ماجراهای منتخب زرتشتی شورای شهر یزد

يكشنبه, ۷ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۰۵ ب.ظ

بسم الله


چندان پیگیر اخبار روز نیستم؛ این را هم نه به عنوان خوبی می گویم و نه بدی؛ وصف است. اما ظاهراً یکی از موضوعات داغ این روزها قضیه ی آقای سپنتا نیکنام است؛ منتخب مردم یزد برای شورای شهر که چون مسلمان نیست، شورای نگهبان در مورد او موضع گرفته و ظاهراً تا حال قرار بر این شده که او عضو شورا نباشد. برخی هم گفته اند ممکن است مجمع تشخیص مصلحت ورود کند. چند روز قبل یکی از خوانندگان کانال در این مورد سؤالی پرسید (البته با رویکردی فقهی شاید؛ و نه سیاسی) و جواب دادم که در جریان ماجرا نیستم. الآن هم چندان اطلاعی ندارم؛ اما شاید این چند خط را خواندن بی فایده نباشد. گرچه این حرف هم مثل خیلی دیگر از گفته ها و واگویه های این جا، خلاف مشهورات و مقبولات روز باشد؛ باشد.

دو سه روز قبل دیدم آقای علی مطهری در این باره نامه ای خطاب به دو تن از فقهای شورای نگهبان نوشته ـ که البته مثل خیلی دیگر از اوقات، این نامه هم سرگشاده است ـ و سعی کرده در چند خط، نظر شورا را نقد کند. هرچند قصدم بررسی و نقد نظر آقای مطهری نیست، اما شاید برای روشن شدن نکته ای که خواستم بگویم، نقل قسمتی از صحبت او مفید باشد. در قسمتی از نامه آمده:
"به نظر می‌رسد که حضور یک شهروند زرتشتی در شورایی که اکثریت قوی مسلمان دارد، آن هم شورای شهر که وظیفه‌اش صرفا ایجاد نظم و انضباط و زیبایی و رعایت اصول شهرسازی و تصویب بودجه شهرداری آن شهر است و نه تصمیم‌گیری درباره مسیر و سرنوشت امت اسلام، مصداق قاعده نفی سبیل نیست.
او صرفا از طرف مردم مسلمان و زرتشتی وکالت در این امور دارد نه ولایت و حکومت بر سرنوشت آنها. گفته‌اید اگر کاندیداتوری این افراد آزاد باشد ممکن است در شهری که اکثریت مسلمان دارد اینها در شورای شهر اکثریت پیدا کنند؛ مطلبی که احتمال تحقق آن صفر است." (منبع: پایگاه خبری آفتاب).

در قسمتی از نامه آقای مطهری به وظیفه ی شورای شهر اشاره کرده و شاید به گونه ای سخن گفته که گویا این وظایف چندان ربطی به مسلمان بودن و نبودن ندارد. یک نکته ـ که البته باید اهلش آن را باز کنند و اینجا صرفا اشاره ای می کنم ـ این است که آیا شهرسازی دینی و غیر دینی نداریم؟ از این بگذریم.
در همین بحث وظایف شورای شهر مطهری به اجمال به "تصویب بودجه برای شهرداری" اشاره کرده. آیا دین فرد، در این اثر ندارد که مثلاً در رأی گیری برای تصویب بودجه های شهرداری در برخی موضوعات، چه نظری بدهد؟ مثلاً این که شهرداری بیش تر مسجد بسازد یا فرهنگسرا، در فرهنگسراها کلاس موسیقی بگذارد یا خانه داری، چه قدر خرج #توسعه ی شهر کند و چه قدر خرج #تعالی آن... اینها به دین فرد ربطی ندارد و آیا یک رأی در این امور نمی تواند اثر گذار باشد؟ آیا این امور و امثال شان، در "مسیر و سرنوشت" مسلمین اثرگذار نیست؟
بحث دیگر این است که اگر این باب باز شد و مثلاً مجلس قانون گذاشت که عضویت غیرمسلمان در شوراها ایرادی ندارد و ضمناً گفت اکثریت با مسلمانها ست، اگر خلاف این اتفاق افتاد چه باید کرد؟ اگر در روستایی که مثلاً شورا سه عضو دارد، دو عضو آن غیر مسلمان شدند چه؟ بگوییم اینها که ولایت ندارند و دادن اختیار به این ها عیبی ندارد؟ اگر فردا در این روستا به جای مسجد، بودجه تعیین شد برای کلیسا چه باید گفت؟!
آقای مطهری استاد فلسفه است. بعضی حرفها را شاید توقع نداشت از فلسفه خوانده ها شنید. این که ایشان می گوید احتمال تحقق شورایی با اکثریت غیرمسلمان صفر است، بر چه مبنایی است و این محال بودن از کجا آمده؟ تا سه سال قبل، چه کسی فکر می کرد در تهران، امثال حدادعادل و آقاتهرانی رأی نیاورند و افرادی رأی بیاورند که خیلی از رأی دهندگان به آن ها، نتوانند دو خط در موردشان بنویسند؟ لابد منظور آقای مطهری محال وقوعی بوده، نه محال عقلی. اما این احتمال محال وقوعی هم نیست.

پ.ن. من هیچ شناختی از آقای نیکنام ندارم. شاید ایشان از خیلی از مدعیان مسلمانی ـ مثل من ـ پاک دست تر و درست کار تر باشد. اما قانون گذاری جای نگاه به استثناءها نیست.

  • آسیابان

نظرات  (۳)

  • مصطفی موسوی
  • شما گفتید به خاطر بی اطلاعی نظر نمیدید. بنده به خاطر بی اطلاعی و بی سوادی نظر نمیدم. اما خوبه که آدم همیشه جای خودشو کمی عوض کنه. مثلا اگه کشور غیر مسلمان بود و ما مسلمان بودیم. یا اگر کشور مسلمان بود و ما غیر مسلمان بودیم و... اونوقت نظرمون چی بود؟
    پاسخ:
    سلام آقا مصطفا
    ممنون از نکته ی خوبی که گفتید.
    درباره سؤال یا اشکالی که مطرح کردید، نظری دارم که شاید تفصیلش رو یه وقت بنویسم. هرچند ادعا ندارم جواب قطعی و درستی به ایراد شماست؛ اما به نظرم ارزش گفتن و شنیدن داره.
    اجمالا این رو بگم که این معیار که آن چه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند، به نظرم برای همیشه نیست. به بیان دقیق تر ما ـ به تعبیر فقهی و اصولی اش ـ بیش از یک عنوان داریم. مثلا من و شما این عناوین را داریم: انسان، مسلمان، شیعه، ایرانی، فرزند، برادر، باسواد، جوان، و... بعضی عناوین هم هست که شما دارید و من ندارم؛ مثلاً فارغ التحصیل مهندسی.
    اگر چیزی از حیث مهندس بودن برای شما حق باشد، منطقی نیست که من بگویم باید آن را برای من ـ که مهندس نیستم ـ هم بپسندید. ممکن است برخی حقوق (یا تکالیف؛ چون مسئولیت در منطق اسلام شاید بیش تر تکلیف باشد تا حق) هم بر عنوان مسلمان بودن بار شود. پس ممکن است ما حقوق/تکالیفی را برای مسلمان ها بپذیریم؛ چه اقلیت باشند و چه اکثریت؛ چون این ها هیچ ربطی به اقلیت و اکثریت ندارد. البته می دانم که آنچه گفتم بحثی درون دینی است و با مثلاً ضوابط دموکراسی (در معنی اصیل غربی اش) نمی خواند.

    ببخشید که اجمالم هم مفصل شد.
    باز هم تشکر می کنم و اگر نقد و تذکری باشد، ممنون می شوم.
    علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد



    چرا شورای نگهبان اینها رو تایید میکنه که بعدش توی این معضلات بیفتیم
    از تایید موسوی و کروبی و...درس نگرفتیم!؟
    پاسخ:
    تأیید داوطلب های عضویت شورای شهر با شورای نگهبان نیست. وزارت کشور مرجع این کار هست
  • مصطفی موسوی
  • سلام. ممنونم از توضیحاتت
    راستش من قصدم نظر دادن نبود.  چون نظر دادن درمورد چنین موضوعی تخصص میخواد ( و شاید بتونم بگم تخصص فقهی هم کافی نباشه و باید حتی جامل تر هم باشه). اما دررمورد نظر شما یک نکته رو عرض میکنم. ما وقتی حرف از جمهوری زدیم (و به رفراندم هم گذاشتیمش) باید با همه خوبی و بدیش اجرا کنیمش. و اگر قرار به اجراش نباشه باید نوع دیگه‌ای از حکومت رو معرفی کنیم و اونو اجرا کنیم. نمیشه به وقت پرواز شتر بود و به وقت بار بردن مرغ!
    پاسخ:
    سلام آقا مصطفا
    من هم ممنونم از شما. این نکته رو کامل قبول دارم که تخصص نظر دادن در این موارد، صرفا با فقه به دست نمیاد.
    در مورد جمهوری اسلامی هم می شه دو نظر داشت؛ یکی این که این حکومت یعنی "جمهوری" + "اسلامی". یعنی ما جمهوریت رو از بیرون بگیریم و بعد سعی کنیم اون را با اسلام تطبیق بدیم. گمونم خیلی ها این نظر رو دارند. معنی دوم اینه که جمهوریت، برآمده از اسلامیت هست. اشاره و بلکه تصریح به این معنای دوم، در سخنان رهبری آمده.
    به نظر خودم هم جمهوریت با معنایی که در غرب مطرح است، به هیچ وجه قابل جمع با اسلام نیست و تعبیر جمهوری اسلامی (با آن معنای جمهوریت) دارای تناقض می شود. همان طور که "حقوق بشر" را اگر به معنی فلسفی غربی اش در نظر بگیریم، حقوق بشر اسلامی بیشتر به طنز و جوک شباهت دارد تا یک حرف جدی.
    باور کنید سعی می کنم در این مدل حرف هایم، حب و بغضم نسبت به انقلاب و غرب را دخالت ندهم و بحث نظری کنم. این حرف ها را روشنفکرهای دوستدار غرب و مخالف انقلاب هم می زنند؛ بحث نظری و فلسفی است به یک معنا. منظورم این است که قصد کل کل ندارم.
    یکی از مشکلات جامعه ی ما، خلط شدن همین واژه هاست. کاش مثلا از اول نگفته بودیم دموکراسی یا مشروطه یا پارلمان... همه ی این ها مبنا و بار معنایی غربی دارد (خوب یا بدش را کاری ندارم؛ غربی را هم به معنی سیاسی نمی گویم؛ بلکه غرب تاریخی و تمدنی منظورم هست). یکی از نیازمندی های انقلاب، جعل و ابداع واژه هست...

    باز هم تشکر
    و باز هم از نکاتتان استقبال و تشکر می کنم.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">