آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

مشخصات بلاگ
آسیاب

بسم الله
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم
.............
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم...
صائب
.............
این قید " و غیره و لاغیر " ی که بالا آمده را از سریال روزی روزگاری به یاد دارم.
.............
اگر احیانا علاقه ای بود، نقل مطالب آزاد است!
.............
آدرس آسیاب در پیام رسان ایتا:
https://eitaa.com/asiab57

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب

دولت خیالی

چهارشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۸، ۰۸:۲۷ ب.ظ

بسم الله

روزی روزگاری در سرزمینی رئیس ­جمهوری بود که نه روزی که دنبال رأی­ گرفتن از مردم بود با جمله ­هایی مثل «آب و صابون بیاوریم؟» دست و جیغ و هورای خلق ­الله حامی ­اش را در می­ آورد و نه بعد از رأی­ گرفتن، برخی نظرات مخالف را برخاسته از «بی­ سوادی» و «ترسویی ذاتی» می­ دانست و نه گویندگان آن­ ها را حواله به جهنم می ­داد. بگذریم.

این رئیس­ جمهور، بیش از آن ­که احساساتی شود و احساساتی کند، منطقی حرف می ­زد و سعی می­ کرد سطح منطق و تحلیل مردمش را بالا ببرد. مثلاً زمانی با مشورت و کارِ کارشناسی و تبادل ­نظر با نمایندگان مجلس به نتیجه رسید باید قیمت بنزین را بالا ببرد تا هم کمی جلوی قاچاق را بگیرد و هم فاصله ­ی طبقاتی را کم کند و هم مانع نیازمندی به واردات شود. آقای رئیس ­جمهور، که هی دم از حرف مردم نمی ­زد ولی واقعاً آن را مهم می ­دانست، خودش و وزرای نفت و انرژی و صمت و اقتصادش، و هم دو ـ سه نفر از مشاورینش یک ماه قبل از اجرای طرح راه افتادند و هفته ­ای به دو دانشگاه مهم کشورشان رفتند و طرحشان را توضیح دادند و کرسی آزاداندیشی مانندی راه انداختند تا حرف دانشجوها و اساتید را بشنوند و آنها هم حرف دولتی ­ها را بشنوند. طبیعی بود که وقتی تصمیم دولت ناشی از کارشناسی بود، با توضیحات دقیق رئیس و وزرا، خیلی از ابهامات و اشکالات اساتید و دانشجوها حل شد و البته برخی حرفهای دانشگاهی­ ها هم به دقیق­ تر شدن طرح دولت کمک کرد. رسانه ­ها هم اخبار این نشست ­ها را پوشش می­ دادند و مردم کف جامعه نیز هم اصل قضیه را فهمیدند و هم محاسن و معایب کار را. برخی موافق بودند و برخی مخالف؛ اما دیگر روز اجرای طرح شوکه نشدند!

دولت قول داده بود که پول حاصل از گرانی بنزین، مستقیماً به جیب مردم بر می ­گردد. یکی از نگرانی ­­های مردم این بود که این اتفاق نیفتد... دولت یک سایت اینترنتی راه انداخت که در آن به صورت لحظه­ ای، آمار مبلغ فروش بنزین در سراسر کشور ارائه می ­شد و محل هزینه ­ی آن­ ها هم دقیقاً روشن بود. هنوز عده­ ای شک داشتند؛ اما درصد بالایی از مردم اعتماد نسبی پیدا کردند...

دولت هم در کنار گران کردن و سهمیه­ بندی بنزین، با کمک نیروهای امنیتی و نظامی و قضایی، پدر قاچاقچی­ های سوخت را سوزاند و با سود به دست­ آمده، شروع به ساخت چند پالایشگاه جدید کرد تا هم عده­ ی زیادب مشغول به کار شوند و هم صادرات قانونی بنزین بالا برود.

و این چنین مردم آن کشور سال­های سال با خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کردند!

  • آسیابان

نظرات  (۳)

  • مصطفا موسوی
  • فقط یه خط رو جا انداختید، دولت قبل از اسن که پدر قاچاقچیان را بسوزاند، یا حداقل همزمان با آن، زیرساخت ها و صنایع مادر استان‌های مرزی را سر و سامانی داد و با اشتغال زایی، جلوی زار آمدن مردم آن منطقه از بی پولی و محرومیت را گرفت تا فقط کسانی به قاچاق سوخت بپردازند که طماع بودند و نه مردم بی "چاره". در نتیجه با خیال راحت مس‌توانست پدرشان را در بیاورد! 

    پاسخ:
    بله
    ممنون از تکمله‌تان
    البته منظور من از قاچاق‌چی همان بود که گفتید. قاچاق روزانه چندین هزار لیتر کار مردم بی‌چاره نیست گمانم.
  • مصطفا موسوی
  • چندین هزار لیتر را یک نفر قاچاق نمی‌کند! چرا اتفاقا بخش زیادی از آن از مردم است. کولبر کردستانی هم از مردم است، شوتی هرمزگانی هم از مردم است...

    کال قاچاق قابل دفاع نیست اما چشم بسته هم نمی‌شود محکوم کرد. استان های مرزی بدجوری گرفتارند. به نظرم ما نمی‌توانیم به راحتی قضاوتشان کنیم. پیچیده ست 

    پاسخ:
    پیچیده است... حتما. و من اطلاع چندانی ندارم. تشکر از تذکرت
    گفتم طرح دولت با نظرات دانش‌گاهی‌ها به‌تر شد؛ این هم نمونه‌اش! :)
  • صحبتِ جانانه
  • چه خوب میشد

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">