آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

مشخصات بلاگ
آسیاب

بسم الله
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم
.............
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم...
صائب
.............
این قید " و غیره و لاغیر " ی که بالا آمده را از سریال روزی روزگاری به یاد دارم.
.............
اگر احیانا علاقه ای بود، نقل مطالب آزاد است!
.............
و آسیابی که گاه در تلگرام می چرخد:
https://telegram.me/asiaban57

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب

فانتزی محرم

چهارشنبه, ۱۴ مهر ۱۳۹۵، ۰۶:۰۲ ب.ظ

بسم الله

 

سلام

در شهر که راه می روی، می توان رسیدن محرم را دید. برخی مشکی پوشیده اند و از داخل برخی ماشین ها صدای مداحی می آید. سی دی فروشی ها کنار پوسترهای تبلیغی فیلم های سینمایی و نمایش خانگی و آلبوم تازه منتشر شده ی شجریان، کاغذ آ.چهاری هم چسبانده اند که "مداحی رسید". از داخل شان هم ممکن است صدای برخی مداح های مشهور بیرون بیاید. از قول و قرارهای برخی رفقا هم می شود این را فهمید؛ که مثلا امشب ساعت 10 آماده باش که برویم مجلس فلان مداح. سر خیابان ها هم بعضا چادرهایی به پا شده و به عابرین و ماشین ها، چای تعارف می کنند. شب ها هم که هیأت ها راه می افتند در خیابان ها و سنت حسنه ی عزای امام حسین را اقامه می کنند...

این ها نشان می دهد محرم در شهر حضور دارد. اما آیا تمام قضیه همین است؟

بدون این که بخواهم ماجرا را خیلی بپیچانم، باید بگویم به نظرم، ما یک شیوه زندگی ـ با تمام آشفتگی ها و تعارض هایش ـ را گرفته ایم و مواد مختلف را درونش می ریزیم. در گذر زمان و مناسبت های مختلف تقویم شمسی و قمری و حتا میلادی ـ و حتا تر گاهی تقویم ایران باستان ـ مواد مختلفی در این ظرف ریخته می شود و ظرف ـ دوباره تأکید می کنم با همه ی آشفتگی ها و تعارض هایش ـ باقی است. گاهی نوروز می شود؛ گاهی ماه رمضان و محرم می شود؛ گاهی ولنتاین (یا والن تاین) و کریسمس می شود و گاهی هم جشن مهرگان. محرم برای برخی از ما مدعی های مذهبی بودن، آمده و در کنار بقیه ی چیزها قرار گرفته. پس اگر عید نوروز با لباس نو و رنگ شاد سعی در انداختن فک ها داریم، محرم با تیپ مشکی جدید و به روزمان در این کار می کوشیم! اگر در فلان مناسبت ـ یا بی مناسبت ـ با رفقا برای تفریح می رویم سینما، شب های محرم برای تفریح ـ البته درکش کمی سخت تر است ـ می رویم هیأت. اگر در مهمانی ها سعی می کنیم رو به روی اقوام کم نیاوریم، این جا هم سعی می کنیم صدای طبل هیأت مان، یا کیفیت سیستم صوت مجلس مان کف هیأت کناری را ببرد! اگر باقی سال با ورود ممنوع رفتن حق مردم را زیر پا می گذاشتیم، حالا با پارک ممنوع ماشین مان در نزدیکی مجلس فلان مداح همان کار می کنیم...

مهم این است که ما محرم و امام حسین را بیاوریم در چهارچوب خودمان، یا خودمان برویم در چهارچوب امام حسین... یا لااقل تلاش کنیم برای رفتن در آن چهارچوب.

پ.ن یک. این سخن بسیار حکیمانه را برخی گفته اند که مدرنیته دین را از بین نمی برد (به یک معنا البته)؛ بلکه آن را ذیل خود تعریف می کند...

پ.ن دو. هرگز از آن چه نوشتم، انتقادات روشن فکرانه به مراسم های عزاداری مراد نیست... شاید یکی از بزرگ ترین دل خوشی ها و دل گرمی هایم این باشد که گاهی توفیق می یابم در هیأتی سینه بزنم...

یا حق

  • آسیابان

نظرات  (۴)

  • آرزوهای نجیب (:
  • دقیقا از اول محرم تا همین الان n+1 تا از این مدل فرمایشات و دل نگرانی ها خوندم، من موندم اینهمه آدم که دغدغه مند هستند پس کیا سطحی نگرن؟ و این مدل عزاداری ها رو کی راه می اندازه؟ 
    + این مدل عزاداری ها هر چقدر هم سطحی باشه بنظرم یه همبستگی بزرگ رو توی دل خودش داره، من توی هیچ جشن ملی و یا حتی مذهبی اینقدر ملت ایران رو همدل ندیدم و این خودش یه امتیاز بزرگه(:
    بیاید بجای اینهمه غر زدن یکم مثبت فکر کنیم و در حد توان خودمون سعی کنیم عزادارای خوبی باشیم (:
    پاسخ:
    تشکر از اهمیتی که برای بحث قائل شدید.
    اول ـ و دوباره ـ تذکر دهم که این نوشته، ژست روشن فکرانه برابر مجالس عزا نیست...
    داشتن این ـ به تعبیر شما ـ دغدغه ها و یا اهل این غر زدن ها بودن، لزوما مساوی با رعایت این نکات هم نیست؛ این که من وقتی از هیأت برمی گردم، به جای ایستادن در صف بی.آر.تی از همان ته صف (که آن قدر طولانی است که دور زده و آمده کنار، اول صف) بروم داخل اتوبوس نشانه ی خوبی نیست. مسأله ای که در سه شبی که با اتوبوس از هیأت برگشته ام دیده ام...
    نظر من هم تنها به مجالس عزا و شرکت کنندگان در آن نیست...
    قطعا مجالس عزا ظرفیت بزرگی هستند؛ البته این تعارضی ندارد با این که در مواردی محل نقد هم باشند.
    به نظرم مهم تر از این که "خودمون سعی کنیم عزادارای خوبی باشیم" این است که جامعه مان برود به سمت حسینی شدن...

    باز می گویم نظر من تنها به هیأت ها نبوده؛ و بلکه شاید سهم هیأت ها از آن چه در ذهنم بوده خیلی کم باشد؛ اگر شما طور دیگری برداشت کرده اید، احتمالا نشان از ناتوانی من در رساندن مرادم است.

    باز هم تشکر می کنم
    چقدر خوب بود این نوشته.
    میشه نگهش دارم؟
    پاسخ:
    تشکر
    اگر در این وبلاگ نوشته ای دیدید که به نظرتان ارزش نگه داشتن یا انتشار داشت، هیچ منعی از جانب بنده ندارد.
    متاسفانه
    وکلی حرف دیگر
    چه می شود کرد  اوسع است این سفینه...
    نتیجه ی این که همه چیزمان ظاهر است و دل مرده... وقتی محرم هم مُد می شود...

    +"پ ن یک" خیلی خوب.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">