آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

مشخصات بلاگ
آسیاب

بسم الله
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم
.............
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم...
صائب
.............
این قید " و غیره و لاغیر " ی که بالا آمده را از سریال روزی روزگاری به یاد دارم.
.............
اگر احیانا علاقه ای بود، نقل مطالب آزاد است!
.............
آدرس آسیاب در پیام رسان ایتا:
https://eitaa.com/asiab57

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

لطفاً مسخره نکنیم

پنجشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ۱۰:۲۱ ق.ظ

بسم الله


گوشه ای خلوت می بیندم و می پرسد وقت دارید؟ می گویم بله؛ در خدمتم.

از دانشجویان کارشناسی رشته ی علوم قرآن است. می داند که فقه خوانده ام و بعد از کارشناسی هم درس را رها نکرده ام. می گوید می خواهم کنکور ارشد فقه بدهم. می توانم؟ می گویم ان شاء الله که می شود. استعداد می خواهد که ـ خدا بخواهد ـ داری، و همت و برنامه ریزی که باید داشته باشی... کمی در این باره صحبت می کنیم. می گوید نمی خواهم کسی از رفقایم بفهمد که قصد کنکور فقه را دارم. می گویم مطمئن باش به کسی نمی گویم. می گوید فکر نکنید الآن از دانشجویان رتبه اول کلاس هستم. می گویم رتبه ی کلاسی و رتبه ی کنکور، با هم ملازمه ی قطعی ندارند... با حالتی که شاید بتوان غم را به راحتی در آن دید می گوید یک بار گفتم می خواهم ارشد امتحان بدهم؛ بچه ها مسخره ام کردند. گفتند تو در همین درس ها چه قدر موفق بوده ای که می خواهی ارشد بدهی... گفتمش حرف مردم را به هیچ نگیر... شاید نیم ساعتی صحبت کردیم. شماره ام را گرفت تا بتواند درباره ی منابع و... مشورت بگیرد.


شاید آن چند نفری که آن روز به حرف این پسر دوست داشتنی خندیده بودند، حالا حتا یادشان نمانده باشد که او چه گفت و آن ها چه کردند. شاید همان روز هم بیش تر دنبال این بوده اند که چیزی بگویند که چیزی گفته باشند؛ بخندند که بی کار نباشند؛ مسخره کنند تا بخندانند... شاید "هیچ" منطق قابل قبولی پشت باور به ناتوانی دوستشان نبوده. شاید همان روز به دو نفر دیگر هم چیزی پرانده باشند و هیچ کدام را یادشان نمانده باشد... اما این وسط یک نفر مانده که آن روز، آن قدر برایش تلخ شده که وقتی من را تنها می بیند مشورت می خواهد. یک نفر که شاید از آن روز به بعد، ده بار خواسته باشد در جمع دوستانش حرفی بزند و ترسیده به او بخندند و آرام حرفش را خورده و آهی کشیده... یک نفر که با خنده ی چند کم ادب، چهره اش مظلوم تر شده... و شاید تا سال ها در گرفتن حق خود، یا استفاده از توان خود به مشکل بخورد...


تمسخر ـ که متأسفانه امثال من کم و بیش به آن گرفتاریم ـ رفتار بسیار زشتی است... رفتار زشتی که تنها گریبان گیر مسخره کننده نمی شود و شاید مسیر زندگی مسخره شونده را تغییر دهد. با هر که سر و کار دارید، خصوصاً اگر کودک و نوجوان است، یادتان باشد یک خنده ی سه ثانیه ای شما می تواند دنیا را روی سر او خراب کند.


پ.ن یک. حتا اگر کسی حرفی زد که مسخره بود، بهتر است او را بسیار دوستانه و منطقی به اشتباهش واقف کنیم. اگر توان فلان امتحان یا کار را ندارد، محترمانه مشکلات راه را برای او بگوییم.

پ.ن دو. و من یعمل مثقال ذرة شراً یره...


  • آسیابان

نظرات  (۱)

موافقم گاهی حرفی میزنیم مسیر زندگی کسی رو عوض،میکنیم و این خوب نیست 

ممنون بابت مطلب خوبتون 

سلام 
التماس دعا
پاسخ:
سلام
متشکرم و محتاج

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">