آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

مشخصات بلاگ
آسیاب

بسم الله
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم
.............
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم...
صائب
.............
این قید " و غیره و لاغیر " ی که بالا آمده را از سریال روزی روزگاری به یاد دارم.
.............
اگر احیانا علاقه ای بود، نقل مطالب آزاد است!
.............
و آسیابی که گاه در تلگرام می چرخد:
https://telegram.me/asiaban57

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

مبارزه با بدعت یا اصرار بر باطل نکردن آرا؟

چهارشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۲۹ ق.ظ

بسم الله


سلام. ببخشید که طولانی شد. احتمالا ارزش دارد 5 دقیقه وقت صرفش شود.


یک. روزهای بعد از انتخابات 88، غائله فقط چیزی نبود که ما می دیدیم؛ یعنی آشوب های خیابانی. این آشوب ها قسمتی از کار (و احتمالاً طراحی) بود. قسمت دیگر کار داشت در بالاترین سطح نظام پیگیری می شد: درخواست ابطال انتخابات در جلسه با حضرت آقا توسط نمایندگان نامزدها. بعد از چند سال گزارشی از آن جلسه بیرون آمد. شاید جمله ی کلیدی جلسه که می توان مذاکرات آن روز را به قبل و بعد از آن جمله تقسیم کرد این جمله ی قاطع آقا بود که انتخابات را ابطال نمی کنم...

دو. سال 92 حمید رسایی در مجلس نطقی کرد و به روحانی یادآوری کرد که تو نباید از سران فتنه برای پیروزی ات تشکر کنی. تشکر تو باید از شهدایی باشد که در برابر فتنه گری ها ایستادند تا رأی مردم نتیجه را مشخص کند؛ نه اردوکشی های خیابانی.

سه. آن چه سال 88 داشت دنبال می شد بدعتی بود که می خواست رئیس جمهور را نه با رأی مردم، بلکه با فشار از پایین و چانه زنی از بالا تعیین کند. رهبری هم محکم در برابر این بدعت ایستادند و البته شخص ایشان و نظام و کشور هم هزینه ی این مقاومت را دادند؛ هزینه ای که ارزش داشت داده شود تا این بدعت، به نتیجه نرسد؛ و مهم تر این که این بدعت نهادینه نشود...

چهار. از تأکیدات آقا در سال 88 این بود که اگر اعتراضی هست از مسیر قانونی اش پیگیری شود. اما معترضین آن سال راه دیگری را دنبال کردند؛ شاید چون می دانستند سندی ندارند که از طریق قانون به خواسته شان برسند.

پنج. من فکر می کنم ـ و اطمینان دارم ـ که مقاومت آقا در سال 88 ربطی به این نامزد و آن نامزد نداشت. بحث بر سر بدعت گذاری و قانون شکنی بود. اگر از طریق قانون ثابت شده بود که انتخابات (یا درصدی از آرا) باید باطل شود، قضیه طور دیگری پیش می رفت. پس این نیست که ابطال همه یا بخشی از آرا یک تابو باشد که نشود سمتش رفت. بحث چیزی دیگری است... قانون و صیانت از رأی مردم.

شش. اگر محور رفتار نظام در سال 88 را قانون و صیانت از رأی مردم بدانیم (و نه اصرار بر نفس باطل نکردن آرا)، تکلیف حالا هم مشخص است. نامزدی برخلاف سال 88، از راه قانون به تخلفات اعتراض کرده. و توقع ما از نظام باید دوباره رعایت قانون و صیانت از آرای مردم ـ حتا آرایی که نگذاشتند در صندوق ریخته شود ـ باشد که ان شاء الله همین طور خواهد بود.

هفت. اگر تعیین نتیجه ی انتخابات با اردوکشی خیابانی یک بدعت بود، تغییر نتیجه ی انتخابات با تخلف های سازمان دهی شده هم یک بدعت خطرناک دیگر است. و اگر هزینه دادن نظام در سال 88 برای مقابله با آن بدعت ارزشمند و عاقلانه بود، نمی توان به راحتی گفت هزینه دادن برای مقابله با دیگر بدعت ها خلاف مصلحت است؛ و الا باید منتظر تکرار این بدعت بود...

هشت. ما به قانون احترام می گذاریم و به امانت داری و حکمت رهبری ایمان داریم. یک اخطار ایشان مبنی بر این که شاید برخی بخواهند تخلف کنند عملی شد؛ اخطاری دیگر مانده که اگر کسی بخواهد امنیت را به هم بزند سیلی خواهد خورد. خدا کند کار به این جا نکشد؛ اما برای مقابله با بدعت، گاهی نیاز است...

پ.ن. من هیچ قضاوتی در مورد این که تخلف ها در این دوره چه قدر بوده و چه تأثیری داشته ندارم. بحث بالا یک بحث کلی و کبروی بود؛ نمی دانم انتخابات امسال مصداق آن هست یا خیر. باید منتظر بود...

  • آسیابان

نظرات  (۳)

  • مصطفی موسوی
  • اعتراض به انتخابات تابو نبود. اما بعد از وقایع ۸۸ جوری تابو شده (و افراد از مقایسه شدن با اون میترسن) که الان اعتراض به انتخابات تابو شده. به عبارت دیگه کار برای کسی که احتمالا بخواد تقلب کنه از اون زمان راحت تر شده!
    پاسخ:
    باید تفکیک کرد بین اعتراض و شورش. امسال آقای رئیسی هم اعتراض کرد. کاش سال 88 هم همین طور پیش رفته بود.
    انگار با جمله ی آخر موافقم!
  • "...آقای راننده, بی زحمت همینجا بایست, پیاده میشوم."
  • نویسنده های پیشگو یا پیشگوهای نویسنده!
    بعد از کتاب دنیای قشنگ نو بیشتر به این حالت دوگانه فکر میکنم!
    از پیشگویی های ان کسی که خیلی معروف است و اسمش را نمیدانم هم دقیق تر از آب درمیایند!
    راستی که این شب و روزها خیلی یک جوری شده "...ارمیا نمیدانست در مقابل رای اکثریت چه کار باید بکند. کمی فکر کرد..."

    +فصل امتحانات بندگی کار برای شاگرد تنبل ها خیلی سخت میشود, دعا التماس داریم...
    پاسخ:
    وای از ارمیا...

    شاید برای چندمین بار باز بخوانمش...
    عجب موقعی یادم را به ارمیا انداختید!
    اگر کل کتاب ارمیا فقط یک جمله بود، باز هم کلی حرف داشت! آن جا که در زمین فوتبال، وقتی دوستش به او می گوید دفاع کن ارمیا می پرسد «از چی دفاع کنم؟»

    من از تنبلی گذشته ام؛ رد شده ام... هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند

    پ.ن. بزرگوارانی که ارمیا را نخوانده اند، حتما ارمیا را بخوانند! از رضا امیرخانی. قبلا سوره ی مهر چاپش می کرد و حالا نشر افق. و چه طرح جلد محشری زده است افق!
    سلام...خوب توضیح دادین...تفاوتهاش تفکیک شد تو ذهنم...ممنون
    پاسخ:
    سلام
    متشکرم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">