آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

مشخصات بلاگ
آسیاب

بسم الله
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم
.............
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم...
صائب
.............
این قید " و غیره و لاغیر " ی که بالا آمده را از سریال روزی روزگاری به یاد دارم.
.............
اگر احیانا علاقه ای بود، نقل مطالب آزاد است!
.............
و آسیابی که گاه در تلگرام می چرخد:
https://telegram.me/asiaban57

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

من، تو، آن ها، ایشان

چهارشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۰۸ ق.ظ

بسم الله


حدود هشت صبح، با کسلی ناشی از کم خوابی این روزها، سوار خط 151 می شوم ـ پایانه ی نمازی شیراز. صندلی جلویم، پسر جوانی حدودا بیست ساله نشسته. تو سوار می شوی و کنارش می نشینی. به پیکر و چهره ی لاغر و رنجورت ـ خاصه با ساک نسبتاً بزرگ و کهنه ات ـ می خورد کارگر باشی... احتمالا کم تر سمت «بالای شهر» آمده ای که شروع می کنی به سؤال پرسیدن از جوان: [این اتوبوس] صدرا می رود؟ فلکه ی سنگی ایستگاه دارد؟... و جوان هندزفری گوشی اش را موقتاً از گوشش در می آورد و سعی می کند تو را ـ که شاید هم سن برادر بزرگش هستی ـ متوجه کند که این اتوبوس تا سر جاده ی صدرا بیش تر نمی رود و تو باید از آن جا سوار اتوبوس یا تاکسی شوی تا به مقصدت ـ که احتمالا ساختمانی نیمه کاره است که قرار است تو روزها در آن کارگری کنی و شب ها نگهبانی دهی ـ برسی. از حوصله ی جوان خوشم می آید... و باز تو در راه از او می پرسی کرایه چه قدر است؟... و کاغذی که شماره ای روی اش است را به او می دهی و او با گوشی لمسی اش برایت شماره می گیرد و تو با ـ احتمالا ـ دوستت که قرار است تو را به صاحب کار معرفی کند صحبت می کنی... سادگی را می شود در رفتارت، در نگاهت، در صورت رنجورت، حتا در مدل کرایه دادنت، دید... و من فکر می کنم اگر پیامبر این جا بود، دست تو را می بوسید... دستی که شاید از ترس رنجاندن صورت نازک دختر پنج ساله ات، گاه آن را در حسرت نوازش گونه ی او گذاشته ای... گرچه گونه ی دخترت، در زبری پینه های دست تو مهری را می چشد که در هیچ دست کرم کشیده ای نچشیده... دستی که هیچ گاه به سمت آجر و سنگ و نان دراز نشده، مگر بـ «بسم الله» ی... و هیچ گاه نان سفره ی کسی را آجر نخواسته؛ و سنگ بر سر راه هیچ پیاده ای نگذاشته...

و باز فکر می کنم اگر پیامبر آقای................. و ..................... (نگاه کنید به پی نوشت) را می دید، پیشانی شان را می بوسید... پیشانی ای که سال ها، از عده ای سنگ خورده؛ ولی جز بر درگاه خدا، بر خاک نیامده...

و باز فکر می کنم اگر پیامبر ................... (نگاه کنید به پی نوشت) را می دید، او را به سینه اش می چسبانید تا زخم های دوست و دشمن را که بر سینه ی اوست، مرهم گذارد و همه ی خستگی های چند ساله ی او از ما را، در دقیقه ای، جبران کند...

و فکر می کنم اگر پیامبر مرا می دید، نگاهش را به تلخی از من می گرفت... «من»ی که مدت هاست از خودش، رفتارش، خلق و خوی اش، صحبتش، سکوتش، شنیدنش، دیدنش، و هزار و یک کار دیگرش بدم می آید؛ ولی اراده ای بر تغییرشان ندارم... سرم را پایین می اندازم و دور چشمانم «نم»ی احساس می کنم...

 

پ.ن. مصادیق این جاهای خالی در ذهنم است... شاید اگر بنویسم، شما فکر کنید متن چه قدر شعار زده است؛ و نویسنده اش، چه طور می خواه تا تنور داغ است، نانش را بچسباند!


والسلام

  • آسیابان

نظرات  (۹)

  • همراه رایانه
  • همراه رایانه

    سوالات رایانه ای ,اینترنتی,تبلت و موبایل را از ما بپرسید.

    لطفا لینک سایت شرکت را با نام همراه رایانه در وبلاگ خود قرار دهید تا تمام کاربرها از این خدمات بهرمند شوند.

    متشکرم همراه رایانه (پاسخگوی شبانه روزی)

    تلفن تماس :  9099070345

    http://www.poshtyban.ir
  • ذره ی ناچیز
  • سلام
    خیلی دوست دارم توی اون جای خالی بنویسم:
    امام خامنه ای
    اللهم احفظه...

    ان شاءالله همواره آسیاب بچرخد و خروجی اش حکمت باشد
    برکت باشد...
    رشحات معطر شد به آسیاب
    التماس دعا
    یازهرا...
    پاسخ:
    سلام
    خوش آمدید.
    خدا می داند... شاید در ذهن خودم هم همین بوده!
    موفق باشید
    به وجود نازنین خامنه ای عزیز می نازم...

    اگر جناب ابوالفتنه ها بگذارند که مملکت از فرهنگ غربی فاصله بگیرد و  طعم اقتصاد مقاومتی را بچشد. شاید فاصله های دردآور کمتر شود.  
    یاد آن پیر سفر کرده بخیر که وصیت فرمود: به آنچه دارید بسازید تا خود همه چیز بسازید.
    پاسخ:
    کاش راه رهایی از سیطره ی روح غربی ـ که بر وجودمان سوار شده ـ را بیابیم... راهی که قطعا مبارزه می خواهد؛ با خودِ خودمان و با خودِ بسیاری...مبارزه ای سخت!
  • ماسال نیوز
  • موفق باشید
    پاسخ:
    سلام
    متشکرم
    شما هم
  • سیدمحمد سرافراز
  • لذت بردم  از این نگاه محبتی به کارگر 

  • صحبتِ جانانه
  • زیبا گفتید
    حق
    سلام برادر...

    روح لطیفتون رو عشقه.

    ایشالا پیامبر اسلام (ص)و امام مان (عج) از همه امت راضی بشن...



    پاسخ:
    سلام آقا محمد عزیز

    خدا کناد
  • ُسجاد زاهد
  • بیسار عالی

    پاسخ:
    متشکرم برادر
    سلام علیکم
    لطفا در جهت حمایت از وبلاگ شهید مدافع حرم محمدحسین مرادی لینک وبلاگ شهید را در جایی مناسب در وبلاگتان قرار دهید
    منتظر شما جهت حضور در وبلاگ شهید هستیم
    عاقبتتون بخیر به حق حضرت ابوتراب

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">