آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

مشخصات بلاگ
آسیاب

بسم الله
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم
.............
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم...
صائب
.............
این قید " و غیره و لاغیر " ی که بالا آمده را از سریال روزی روزگاری به یاد دارم.
.............
اگر احیانا علاقه ای بود، نقل مطالب آزاد است!
.............
و آسیابی که گاه در تلگرام می چرخد:
https://telegram.me/asiaban57

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

هندوانه های زیر بغل

پنجشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۳۱ ق.ظ

بسم الله

(مطلب کمی طولانی شد؛ اما به نظرم ارزش خواندن را دارد.)

معمولاً مایل به تأیید شدن هستیم؛ نه دانستن آن چه «واقعاً هست یا هستیم» و یا آن چه «باید باشد یا باشیم». من که از این مرحله نگذشته ام؛ اما فکر می کنم گذر از آن هم مهم هست و هم سخت. سخت است آدم به این جا برسد که واقعاً بیش تر از این که از مدح شدن لذت ببرد، از نقد شدن لذت ببرد. امثال من، خودآگاه یا ناخودآگاه خوشنود می شوند وقتی در موردشان بگویند انسان فهیم، باسواد، خوب، مهربان، نوع دوست، با تقوا، دارای قدرت تشخیص و... . اما آن هایی که کمی پیش رفته اند، سؤال شان این می شود که واقعاً من فهیم و با تقوا و خوب هستم یا نه؛ و از بن دندان معتقدند که حرف مردم، واقعیت و حقیقت را تغییر نمی دهد...
تفصیل این حرف و علل و خطرات و راه حل های آن را باید علمای اخلاق بگویند و من نه سوادش را دارم و نه صلاحیت گفتنش را. اما مدتی است به این فکر می کنم که این ماجرا، هم در زندگی فردی مهم است و هم زندگی اجتماعی. برخی مثال های ساده ی فردی اش را گفتم. در مسائل اجتماعی هم بسیار شنیده می شود که از «انسان» و «مردم» و «عقل» و... سخن می رود. این ها ـ خودآگاه یا ناخودآگاه ـ در هاله ای از تقدس قرار گرفته اند. شیوه ی معمولی ـ و البته سطحی ـ این است که ما این الفاظ را بشنویم و همان مشهوراتی که در موردشان گفته می شود را بپذیریم. اما دقیق تر این است که واقعاً به دنبال پاسخ به این باشیم که این امور، چه ارزشی دارند. واقعاً شأن انسان چیست؟ صلاحیت عقل انسان چیست و تا کجاست و از کجا آمده؟ و... (همین پرسش های ظاهراً ساده و خلاف عادت و ـ به نظر برخی ـ ابلهانه، می تواند به تفاوت فرهنگ ها و تمدن ها کشیده شود.)
در عالم سیاست و اجتماع، با راستی یا ریا، زیاد از مردم دم می زنند. اکثر قریب به اتفاق این دم زدن ها هم مستقیم یا غیر مستقیم حاوی مدحی از مردم است. این کار در چارچوب سیاست معاویه ای و ماکیاولیستی طبیعی و بی اشکال است؛ چون سیاستمدار، طرفدار و رأی دهنده و هورا کش می خواهد. اما باید به این اندیشید که نکند آن چه سیاستمدار در باب مردم می گوید، حکایت گردویی باشد که در دست فردی بود و دیگری آن را جواهر می خواند. خوب است که ما فهیم باشیم و ما این را دوست داریم؛ اما این خوب بودن و دوست داشتن، و حتا این که همه به ما بگویند فهیم، دلیل فهیم بودن نمی شود. خلاصه ی سخن این که هر چه ما را خوش می آید، ضرورتاً درست نیست... معیار درستی جای دیگری است.

پ.ن یک. فکر می کنم خیلی ها از شنیدن این مدل حرف ها خوش شان نمی آید و این ها را متضمن تحقیر خود و مردم می دانند. قسمتی از حرفم با این گروه را در پی نوشت بعد می نویسم. قسمتی از حرفم هم این است که شاید این نوشته هم از همان مدل حرف هایی باشد که ما را خوش نمی آیند، اما از واقعیت و حقیقت بی بهره نیستند.
پ.ن دو. مطلب بالا متضمن حکمی در مورد میزان اهمیت انسان و مردم و عقل و... نبود؛ نه حرف منفی و نه مثبت. صرفاً تذکری بود که به نظرم خیلی اهمیت دارد.
پ.ن سه. سعدی حکیم در جایی از گلستان این مضمون را می گوید که عیب خود را از دوستان مپرس، زیرا آن را کتمان می کنند؛ جست و جو کن که دشمنانت چه می گویند...

  • آسیابان

نظرات  (۱)

  • مصطفی موسوی
  • شما تصور کن مسئولی، بزرگی، ورزشکاری، هنرمندی، یا هر شخص معروف دیگری بیاد از مردم بد بگه! با خاک یکسانش میکنن توی همین شبکه های اجتماعی!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">