آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

مشخصات بلاگ
آسیاب

بسم الله
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم
.............
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم...
صائب
.............
این قید " و غیره و لاغیر " ی که بالا آمده را از سریال روزی روزگاری به یاد دارم.
.............
اگر احیانا علاقه ای بود، نقل مطالب آزاد است!
.............
آدرس آسیاب در پیام رسان ایتا:
https://eitaa.com/asiab57

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب

هیچِ هیچ. قبرستان نوشت

دوشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۲۶ ب.ظ

بسم الله


معمولاً هر بار که به روستای پدری سری می زنم، سرکی هم به قبرستانهایش می کشم. دو پدر بزرگم آنجا دفن شده اند؛ و خیلی دیگر از اجداد و اقوام. البته هر وقت به قبرستانهای آنجا ـ و حتا شیراز ـ می روم، معمولاً بین قبرهای غریبه هم می گردم؛ سال تولد و مرگ را می خوانم؛ گاهی با سن خودم مقایسه شان می کنم... شعرهای روی سنگها را هم گاهی می خوانم. گاهی شعرها تکراری اند؛ گاهی اشتباه فاحش وزنی دارند؛ گاهی حرف چندانی ندارند یا من نمی فهمم... اما گاهی چنان به دل می نشینند که شاید بعد از چند سال هم در حافظه ی نه چندان قوی من بمانند... آن قدر که شوخی و جدی به برادرم بگویم اگر مُردم، این بیت را روی سنگ بنویسید و عمود بزنید بالای سرم.

این بیت را که چنین به دلم چسبید، گمانم حدود پنج سال قبل در یکی از قبرستانهای روستایمان، روی یک سنگ قبر قدیمی دیدم. نوشته بود «الهی من ندارم هیچ همراه/ به جز لاتقنطوا من رحمة الله»*. چه قدر به دلم چسبید...

روز عید فطر با خانواده رفتیم روستا و یکی دو روز ماندیم. برادرزاده ام را برداشتم و رفتیم همان قبرستانی که این شعر را در آنجا دیده بودم. قصد داشتم از روی سنگ عکس بگیرم و اینجا بگذارم...

قبرستان قدیمی است. روستا هم که درگیر کم آبی و مهاجرت به شهر و کم شدن جمعیت. طبیعتاً قبرستان رو ها هم کم شده اند. گمانم خیلی ها الآن قبر پدر بزرگ خودشان را هم بلد نیستند. این است که اگر کم کم در اثر باد و باران خاکها بیایند و روی قبرهای قدیمی را بگیرند، شاید برای هیچ کس مهم نباشد که بیلی بردارد و سنگ قبرها را معلوم کند...

هرچه دنبال آن سنگ قبر گشتم، ندیدمش. انگار یکی از سنگهایی که زیر خاک رفته همین بوده... روی سنگ نوشته بود هیچ همراهی ندارم؛ انگار قرار بود همین هیچ هم نماند و فقط "لا تقنطوا من رحمة الله" بماند... خدایش و خدایمان بیامرزد...


* "لا تقنطوا من رحمة الله" قسمتی از آیه ی 53 سوره ی زمر است که گمانم روایت داریم امیدبخش ترین آیه ی قرآن است... ببینیدش.


پ.ن. قرار نبود قبرستان نوشت ها این قدر کم باشند... ممنونم از آقا سید مصطفای موسوی که ترغیبم کردند به ادامه دادن این نوشته ها. قبرستان نوشت های قبلی را می توانید اینجا ببینید.

  • آسیابان

نظرات  (۳)

  • مصطفا موسوی
  • ممنون که دوباره شروع کردی برادر
    من فعلا شعر سنگ قبر انتخابیم اینه:

    ای گل شوخ که مغرور بهاران شده ای
    خبرت نیست که در پی چه خزانی داری...
    پاسخ:
    إنّ مِنَ الشعرِ لَحِکمة...

    ان شاء الله که حالا حالاها استفاده نشود!

  • صحبتِ جانانه
  • دردناکه خشک شدن روستا
    و خوبه رفتن به قبرستان ها
    و آیه خیلی عالی...
    واقعا شعر قشنگی ست

    بنده هم بروم وصیت کنم روی سنگ قبرم همین شعر را بنویسند!! 



    +قبرستان نوشت ها خوب هستند، همین که برای لحظه ای هم که شده آدم را یاد مرگ می اندازند.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">