آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

آسیاب

شعر و غیره؛ و لاغیر

مشخصات بلاگ
آسیاب

بسم الله
محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم
.............
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه گر شکند، ساز می شویم...
صائب
.............
این قید " و غیره و لاغیر " ی که بالا آمده را از سریال روزی روزگاری به یاد دارم.
.............
اگر احیانا علاقه ای بود، نقل مطالب آزاد است!
.............
آدرس آسیاب در پیام رسان ایتا:
https://eitaa.com/asiab57

طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب

چرچیل و گفتمان مقاومت

جمعه, ۱۸ آبان ۱۳۹۷، ۰۷:۵۳ ب.ظ

بسم الله


تا دیشب اگر اسم چرچیل می آمد معمولاً یادم به دو چیز می افتاد: یکی کاریکاتوری که زمانی از او دیدم و شاید قشنگ ترین کاریکاتوری بوده که تا حال دیده ام و دیگری جمله ای بسیار جالب که منسوب به اوست: «آدم ها شهرها را می سازند و شهرها آدم ها را». کاریکاتور را حدود ده سال قبل دیدم که مشتری همشهری جوان بودم و لابد در پرونده شان مطالبی هم راجع به چرچیل خوانده بودم که یادم نمانده.

دیشب تلویزیون فیلمی پخش کرد به اسم "تاریک ترین ساعت" که روایتی بود از چند روز از زمان نخست وزیری چرچیل در زمان جنگ جهانی دوم. نازی ها به فرانسه ـ که متحد انگلیس بوده ـ حمله کرده بودند و وضع خوبی برای انگلیس نبود. سربازهای انگلیسی زیادی در معرض کشته شدن بودند و انگلیس هم در نوبت هجوم هیتلر. چرچیل در چنین وضعی نخست وزیر شد. از اول، دم از ایستادگی می زد و دنبال این بود که چه طور می شود «در جنگ» حال هیتلر را گرفت. به این در و آن در می زد؛ راست و دروغ را به هم می آمیخت؛ فکر می کرد؛ پشت سر هم سیگار برگ دود می کرد؛ و... اما کوتاه نمی آمد.

نفوذی ها تا کابینه اش رسیده بودند... مدام دم از این می زدند که ایتالیا ـ ایتالیای موسولینی؛ رفیق هیتلر ـ حاضر است بین ما و آلمان میانجی گری کند و سعی می کردند به چرچیل بقبولانند که مصلحت کشور و ملت و دولت در این کار است. حرف چرچیل این بود که نباید از موضع ضعف وارد مذاکرات صلح شد. اگر این کار را کنیم، تن به ذلت و بردگی داده ایم. مرگ در جنگ بهتر از خفت در صلح است... فشارها سنگین بود و کم کمَک چرچیل هم داشت نرم می شد. ادبیاتش این شد: مشروط به اینکه آلمان استقلال و منافع ما را بپذیرد حاضریم مذاکره کنیم؛ اما محال است هیتلر این ها را بپذیرد... اما... (تهش را بگذارید نگویم! نه اصل حرف من است و نه می خواهم مزه ی فیلم را از بین ببرم! شاید جایی ببینیدش.)


لابد فیلم دیشب بی ارتباط به وضع مملکت خودمان نبوده. دست شان هم درد نکند که به جای فیلم هندی و وسترن، این را پخش کردند. شوخی و جدی به برادرم گفتم جا داشت این فیلم را ایران می ساخت... اما قسمت تلخ ماجرا کجاست؟

واقعاً باید دست ما این قدر خالی باشد که برای ترویج مقاومت بخواهیم دست به دامان چرچیل بیاندازیم؟! چرچیل خیلی با هیتلر فرق دارد؟ دعوای چرچیل و هیتلر و موسولینی سر چه بود؟ یک عده شان حق بودند و بقیه باطل؛ یا اینکه دعوا سر «دنیا» و «چاپیدن ما حاشیه نشین ها» بود و ابزارها متفاوت؟

گفتم وقتی ما هنوز ـ اگر اشتباه نکنم ـ درباره ی آزادسازی خرمشهر یک فیلم هم نساخته ایم، باید چرچیل به دادمان برسد! برادرم به طنز گفت دقیق آمار بده؛ «کیمیا» را ساخته ایم! تلخ خندیدیم...


پ.ن. یاد امام موسی صدر، شهید سیدمحمدباقر صدر، شهید سیدعباس موسوی، شهید همت، شهید بهشتی، شهید ترانی مقدم، شهید عماد مغنیه، شهید صیاد و هزاران شهید دیگرمان گرامی! دست وزارت ارشاد و حوزه ی هنری و نویسندگان و کارگردان ها هم درد نکند!

  • آسیابان

نظرات  (۳)

  • مصطفا موسوی
  • وقتی تفتیش عقاید توی کار کردن بشه ارزش، ریا میشه ابزار قدرتمند و مفت خور پروری میشه بلای جونمون! 
  • صحبتِ جانانه
  • کیمیا😅😐
    من که حس میکنم بازم احتمالا کارد به استخوان برسد
  • گمـــــــشده :)
  • تاریک ترین ساعت رو دیدم و خیلی خوشم اومد..دانکرک رو تکمیل کرد

    فیلم های کشور های دیگه رو که می بینم اولین چیزی که چشممو می گیره تفاوت محتوایی فیلم هاست. فیلم های کشور های جهان سومی مثل ما و هند دنبال مسایل پیش پا افتاده ا مثل عشق هستن ولی کشورهای توسعه یافته همین عشق رو جوری برات تعریف می کنن که همیشه یادت می مونه.

    خداییش از تلویزیون فیلم هندی نبینین..نابوده..دقیقا نصف نسخه اصلی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">